نزديك بود مرا بكشند

نوع اصطلاح :
عنوان :
نزديك بود مرا بكشند
در سنگر فرماندهي نشسته بوديم كه ابراهيم كيخا راننده ماشين مهمات سراسيمه آمد داخل تا پوتين هايش را در بياورد، از او پرسيديم: «چه خبر، بدون دردسر آمدي؟» مثل اينكه منتظر چنين سؤالي بود گفت: «نمك نشناس ها جنگ كردن هم بلد نيستند.» پرسيديم: «مگر چه شده؟» گفت: «چي مي خواستي بشود، نزديك بود راستي راستي مرا بكشند. من از روي جاده آسفالت مي آمدم و آنها به جاي آنكه دشت به آن وسعت را بزنند لاستيك ماشين را نشانه مي گرفتند. چند بار نزديك بود ماشين از جاده منحرف شود و چپ كنم. اين قدر هم آدم بي ملاحظه! نمي دانم به اينها چه ياد داده اند؟»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir