مي ترسم بابام دعوام كند

نوع اصطلاح :
عنوان :
مي ترسم بابام دعوام كند
بعد از هر عمليات، جاي برادران و همرزمان شهيد واقعاً خالي بود. هر كجا مي رفتيم، بلند مي شديم، مي نشستيم، همه جا جلوي چشممان بودند. به هر مناسبتي چيزي از آنها يادمان مي آمد و براي هم نقل مي كرديم. اما براي اينكه زياد دل تنگ نشويم، بعضي ها شوخي مي كردند، مثلاً يكي مي گفت: «من هر وقت به گلزار شهدا مي روم ديگر از خودم بدم مي آيد. تصوير متبسم يك شهيد را كه در سنگر يا حسينيه مي بينم دلم براي شهادت پر مي زند. من هم مثل بقيه جوان ها شهادت آرزويم است، خيلي دوست دارم شهيد بشوم، اما مي ترسم بابام مرا دعوا كند! و جلوي در و همسايه آبرويم را ببرد. آخر او از اين كارها اصلاً خوشش نمي آيد، هر وقت حرفش را پيش مي كشم مي گويد: بچه بازي در نياور، تو ديگر بزرگ شده اي و براي خودت يك مرد به تمام معنايي!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir