كمك كمك كمك

نوع اصطلاح :
عنوان :
كمك كمك كمك
شده بود حكايت چوپان دروغ گو. حرف راستش را هم ديگر كسي باور نمي كرد. اگر مي گفت آتش گرفتم كسي حاضر نبود يك ظرف نفت رويش بريزد و خلاصش كند چه رسد به آب! توي شوخي و برخوردهاي غير جدي مثل گاو پيشاني سفيد بود. با اين وضع، وضع آن روز غير از هميشه بود. خمپاره درست خورده بود جلوي در سنگرشان. هنوز گردو غبار به زمين ننشسته بود و تركش هاي علاف پِر پِر مي كردند كه ديديم يك نفر كه گويي صدايش از ته چاه در مي آمد با ناله جان سوزي مرتب مي گفت كمك...كمك...كمك كنيد. نزديك رفتيم ديديم بله، خودش است. از بس از او رودست خورده بوديم پايمان پيش نمي رفت. مي گفتيم مثل هميشه باز مي خواهد اذيت كند، اما چشممان كه به خون روي زمين و سر و وضع آشفته اش افتاد كوتاه آمديم و گفتيم چي شده بي خودي شلوغ كردي و او در حالي كه واقعاً مجروح شده بود و جفت پاهايش را گرفته بود و به خودش مي پيچيد از رو نرفت و شكسته و بسته مي گفت: «كمك، كمك به جبهه هاي جنگ تحميل؛ كمك كنيد.»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir