كمك به جبهه هاي جنگ تحميلي

نوع اصطلاح :
عنوان :
كمك به جبهه هاي جنگ تحميلي
پيرمرد دست و پا داري بود. امكان نداشت در گروهان باشد. و به بچه ها بد بگذرد؛ جنس و بار دارو دسته ما هميشه جورتر از بقيه بود. دست بر قضا، وقتي در عقبه جبهه مهران بوديم، شيريني و آجيل شب عيد را آوردند و حالا به هر دليل بچه هاي ما را به كل فراموش كردند. حاج علي كه ديد ما غافل گير شده ايم، با شنيدن اين خبر دو تا تقه با انگشت به پيشاني اش زد و بعد مثل اينكه راه حلي پيدا كرده باشد، كيسه اي برداشت و به سرعت از چادر رفت بيرون. چيزي نگذشت كه ديديم با كلي خرت و پرت برگشت. وقتي ماجرا را پرسيديم گفت: «يكي يكي رفتم سراغ همه چادرها و گفتم اسلام در خطر است، چه نشسته ايد كه خيلي از بچه ها مثل خود شما آه در بساط ندارند و شب عيدي مجبورند سماق بمكند! هر كجا مي رفتم در كيسه را باز مي كردم و مي گفتم عروس عمه مهري كمك به جبهه هاي جنگ تحميلي، كمك به رزمندگان اسلام، كه البته منظورم شما بوديد.» رجز خواني حاجي كه تمام شد يكي از بچه ها گفت: حاجي! فقط اگر بفهمند، تيكه بزرگت گوشته.» حاجي گفت: «خيال كرده اند! پس شما اينجا چي هستيد، آجيل و كتك در همه، كسي سوا نكنه؛ اگر مردش نيستيد نخوريد!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir