كربلا، كربلا، نبود

نوع اصطلاح :
عنوان :
كربلا، كربلا، نبود
نقل مي كردند كه يك روز صدام تمام فرماندهانش را جمع كرده و به آنها گفته: «مطلب مهمي را مي خواهم با شما در ميان بگذارم. الان چند سال از جنگ ما با ايران مي گذرد. حسرت به دل من مانده كه شما يك بار چند اسير بسيجي با خودتان بياوريد. تصميم گرفته ام اين طلسم را هر طور شده بشكنم. به كسي كه بتواند از عهده اين مهم برآيد جايزه خوبي مي دهم» جلسه تمام شد. عصر همان روز صدام در كمال ناباوري ديد يكي از درجه داران با ميني بوسی پر از بسيجي جلوي ستاد فرماندهي ترمز كرد. بله، اشتباه نمي كرد. همه بسيجي، بي ترمز، خط شكن. صدام دستي به شانه درجه دار راننده زد و گفت: «احسنت، احسنت. خوب حالا بگو ببينم چطور توانستي دست به چنين شكاري بزني؟» درجه دار اداي احترام كرد و گفت: «قربان رفتم پشت خاكريز،در ماشين را باز كردم و ايستادم روي ركاب و داد زدم: كربلا، كربلا!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir