شفاعت

نوع اصطلاح :
عنوان :
شفاعت
شب عمليات محرم آماده مي شديم كه به منطقه عملياتي برويم. بازار استغاثه و راز و نياز و شفاعت و وصيت گرم بود. دوستي داشتيم قلچماق به نام ابوالحسن چنگيزي؛ واقعاً گاهي اوقات مثل مغول ها رفتار مي كرد. آن شب از ميان جمع مچ دست مرا گرفت و آورد به نقطه اي خلوت. بعد دست به يقه ام برد و گفت: «مرا شفاعت مي كني يا همين جا مغزت را متلاشي كنم!» گفتم: «اختيار داريد كي جرئت دارد روي حرف شما حرف بزند، قربان!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir