سلام عليكم

نوع اصطلاح :
عنوان :
سلام عليكم
براي اصلاح موي سرم به سلماني گردان رفتم. بالاخره نوبتم شد. آقا چشمت روز بد نبيند. با هر حركت ماشين بي اختيار از جا كنده مي شدم. از بس كثيف و كند شده بود. هر بار كه تكان مي خوردم به آينه نگاه مي كردم و سلام مي دادم. برادر سلماني وقتي متوجه حركت من شد پرسيد چه كار مي كني اخوي؟ گفتم: «هيچي، چه كار مي خواستي بكنم؟» گفت: «با خودت حرف مي زني؟» گفتم: «نه با پدرم حرف مي زنم» با تعجب پرسيد: «با پدرت؟» توضيح دادم: «بله شما هر بار كه ماشين را داخل موهايم مي كني چنان آنها را مي كشي كه پدرم جلوي چشمم مي آيد و من به احترام بزرگ تر بودن ايشان سلام مي دهم!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir