آي شهر بده، آي شربته

نوع اصطلاح :
عنوان :
آي شهر بده، آي شربته
خسته و كوفته از راهپيمايي روزانه برمي گشتيم؛ از آن راه پيمايي هاي قبل از عمليات كه براي افزايش بنيه دفاعي و اندازه سنجش ميزان استقامت بچه ها نمي گذاشتند كسي قمقمه اش را آب كند يا با خودش يا با خودش جيره خشك ببرد. همه حسابي خسته بودند و از گرسنگي و تشنگي له له مي زدند و به مقر كه نزديك شديم چشممان افتاد به ديگ بزرگي كه جلوي سنگر حسينيه گذاشته بودند و يكي از بچه هاي گردان با آب و تاب تمام در حالي كه آستينش را بالا زده بود و ملاقه اش را داخل ديگ مي زد و آن را از بالا مثل آبشار توي ديگ خالي مي كرد، مي گفت: آي شربته، آي شربته!» و ما كه شايد قبل از آن به چيزي جز آب فكر نمي كرديم با عطشس و التهاب زايدالوصفي به ديگ نزديك شديم. چون خاطر جمع بوديم كه به همه مي رسد گوشه اي ايستاديم، اما خوب كه گوش كردم ديدم اين پدرآمرزيده مي گويد: «اي شهر بده، آي شهر بده!» شَكم وقتي به يقين تبديل شد كه ديدم بچه هايي كه ليوان دستشان بود به او چشم غره مي روند؛ يكي ته ليوان آبش را به رويش پاشيد و يكي ملاقه را از دستش گرفته بود و دنبالش مي دويد و خلاصه بگو و بخند و ناله و نفرين كه اين نالوطي بار اولش نيست كه اين جوري دست و بال همه را مي گذارد توي حنا. البته بچه ها همه نامردي نكردند و شب با «جشن پتو» از خجالتش در آمدند!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir