آداب جماعت

نوع اصطلاح :
عنوان :
آداب جماعت
اقامه ي نمازهاي يوميه به جماعت در روزهاي آفتابي و گرم و سوزان جنوب و روي برف و باران مناطق كوهستاني غرب با وجود سرماي شديد، مخصوصاً نماز صبح و عشا در محيط كاملاً باز يا سنگر نماز جماعت، درحالي كه آتش دشمن مثل هميشه بسيار سنگين بود، حاكي از اصرار بچه ها بود بر جماعت. گاهي بيش از يك ربع ساعت صبر مي كردند تا حتماً ده نفر بشوند و نماز را به جماعت اقامه كنند. اگرچه در شرايطي، دو نفر هم كه بودند از جماعت نمي گذشتند.
براي ايستادن در صف نماز جماعت هركس سعي مي كرد كنار كسي بايستد كه در علم و اخلاق و ايثار و استقامت" يك سر و گردن از بقيه بلندتر" بود. احساس كم تري و كوچك تري و تأكيد بر معايب و معاصي خود موجب مي شد كم تر كسي حاضر بشود جلو بايستد تا ديگران به او اقتدا كنند. به همين جهت، بچه هايي كه بيش تر محل اعتنا بودند، در صورت مهيا نبودن زمينه ي نمازجماعت سعي مي كردند جايي را براي اقامه ي نماز انتخاب كنند كه كسي نتواند به ايشان بپيوندد یا اقتدا كند. اما اگر محيط امن بود! و از وجود بچه ها خبري نبود، اين وسواس را نداشتند و راحت مشغول عبادت مي شدند؛ آن وقت بود كه سر و كله ي بچه هاي كمين كرده پيدا مي شد و يكي يكي يا اللـه گويان به او ملحق مي شدند.
البته مواردي هم بود كه آن ها براي اين كه مزاحي كرده باشند تله مي گذاشتند. به اين معني كه حالت نماز به خودشان مي گرفتند و وقتي همه به اعتبار اين كه شخص در حال نماز است جمع مي شدند تا به او اقتدا كنند، فرار مي كردند و بقيه را"قال"مي گذاشتند. دوستاني كه با هم صميمي تر بودند، روششان اين بود كه مهر شخص را بر مي داشتند و دستش را مي گرفتند و تا حدي كه همه بتوانند به راحتي پشت سر او به نماز بايستند، جلو مي آوردند.
جفت كردن كفش نمازگزاران جلو درحسينيه يا سنگر نماز جماعت خيلي مشتري داشت وهركس سعي مي كرد برديگري پيشي يگيرد. خوانـدن سوره ي واقعه بعد از جماعت هم از ديگر آداب جماعت بود.
درنماز جماعتي كه درسنگر برگزار مي شد بعد ازنماز افراد بعضاً درچهار ضلع سنگر مي ايستادند و براي مصونيت از شر دشمن سوره ي توحيد مي خواندند.
آموزش هاي سنگين، دوندگي هاي يوميه، كمبودها و فشارهاي جسمي و روحي و كسالتي كه ممكن بود عارض بشود، كم تر منجر به كاهلي و كوتاهي در نماز مي شد و از ميل و رغبت نيروها و طراوت عبادتشان مي كاست. شعارشان اين بود كه مشقت ها را به خاطر نماز تحمل مي كنيم. در نتيجه، بعضي، حتي قبل ازاذان، به محل برگزاري نـماز جماعت مي رفتند و انتظار رسيدن وقت را مي كشيدند و حتي بعد از وارد شدن وقت نماز خود را با خواندن ديوار نوشته هاي حسينيه مشغول مي كردند تا اگر يكي هستند دوتا و بيش تر بشوند و نماز به جماعت برگزار شود و از آن طرف، ديرتر و با حوصله تر از سر سجاده برمي خاستند و پي كار مي رفتند.
مگر مي گذاشتند يك نفر نماز را تنها بخواند؟ بلافاصله به او اقتدا مي كردند. بعضي در اين جور مواقع، شروع مي كردند نمازشان را تند تند خواندن، تا بلكه آن ها عقب بمانند و منصرف بشوند و به اصطلاح از خير نماز وجماعت بگذرند. البته اين جايي بود كه بيش از يك نفر بودند، چون درآن صورت كار چاره داشت: امام، نماز اول را كه سلام مي داد مي آمد پشت سر مأموم خود قامت مي بست و با نماز دوم تلافي مي كرد؛ يـا آن قدر عبارات و افعال را طول و تفصيل مي دادند تا حوصله شان سر برود و رها كنند و بروند، اگرچه هيچ وقت چنين اتفاقي نمي افتاد. وقتي هم كه نمازجماعت برپا بـود كافي بود بعضي كمي ديرتر برسند؛ ولو شده بود امام جماعت و روحاني گردان را دو، سه دقيقه در ركوع نگه دارند، راضي نمي شدند به اين كه يك ركعت نماز را بدون جماعت بخوانند و اگر به قرائت رسيده بودند، از يك فرسخي صدايشان را بلند مي كردند كه :"يااللـه يا اللـه؛ ان الله مع الصابرين؛" يا:" ان الله مع المجاهدين". بعد از اتمام نماز، رسم بود به سجده رفتن و"الهي قلبي محجوب" را با تضرع خواندن. يكي مي خواند و بقيه تكرار مي كردند. بعضي از برادران پس از تعقيبات، انگشتان دست خود را جمع مي كردند روي چشم مي نهادند و آية الكرسي مي خواندند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir