از ياد بردن خود

نوع اصطلاح :
عنوان :
از ياد بردن خود
آن قدر مظلوميت و غربت و درد و زخم تازه بود كه خيلي ها قصه و غصه ي خودشان يادشان مي رفت. تماشايي ترين نقطه ي غفلت از خود جايي بود كه دوتا مجروح در فاصله ي كمي ازيكديگر قرار مي گرفتند، خصوصاً اگر در تيررس دشمن بودند. اين يكي سعي مي كرد آن يكي را به نحوي دلداري بدهد و از آتش دور كند و آن يكي تلاش مي كرد اين يكي را از معركه در ببرد. او با يك دستش پاي آتش ولاش خودش را نگه داشته بود و با دست ديگر براي دوستش مثلاً خاكريز مي ساخت تا تركش خمپاره ها آسيب كم تري به او برسانند، و اين يك عمق جراحت او را كه مي ديد، خجالت مي كشيد كسي را به كمك بطلبد. يا جايي صدايش را بلند نمي كرد تا مبدا عمليات لو برود! اگر اميد نجات نبود بچه هاي مجروح به ندرت اجازه مي دادند دوستان پلاك نسوز آن ها را نصف كنند و با خود براي شناسايي به عقب ببرند.
وقتي مجروهان را با هزار مصيبت از خط به عقب مي بردند و از آن ها راجع به حال و روز خودشان و ساير برادران سؤال مي كردند جوابي نمي شنيدند الا اين كه:" كله قندي آزاد شد؟ فرمانده مان توانست كاري از پيش ببرد؟ بچه ها چه شدند؟" هيچ كس اعتنا نمي كرد كه دست و پاي خودش قطع شده و به شدت خون ريزي كرده است. چنانچه مي گريستند، در حالي كه هر دو پاي خود را از دست داده بودند و برادري از روي رقت قلب با مشاهده ي اين وضع، آن هم براي بسيجي خردسالي درصدد برمي آمد كه او را دل جويي كند كه:" غصه نخور، تو را به زودي عقب مي برند"، در پاسخ مي شنيد كه:" نيازي نيست؛ من براي بچه هاي ديگر ناراحتم نه براي خودم!" يا:" من آمده ام سربدهم نه نصف بدن خود را" كه ديگر لابد جاي حرفي باقي نمي ماند.
به كرات اين جا و آن جا ديده شده كه مجروحان بيش از جان خويش مواظب لباس رزم، دوربين مادون قرمز، بي سيم، سلاح و ساير ادوات و تجهيزات خود بوده و آن قدر كه در انتقال آن ها به عقب نگران بودند توجه به حال و وضع خود نداشتند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir