حمام كردن

نوع اصطلاح :
عنوان :
حمام كردن
وضع حمام و استحمام در عقبه، اردوگاه ها و پادگان ها با خط توفير داشت. در عقبه حمام هايي با يك دوش يا بيش تر كنار هم وجود داشت كه آب آن ها از تانكر لوله كشي شده اي تأمين مي شد كه آن را روي خاكريز قرارداده بودند تا همزمان به همه ي دوش ها آب برسد.آب با تانكرهاي چرخ دار به محل مي رسيد و معمولاً يكـي، دو نفرمسئول روشن كردن و نظافت و نگهداري حمام بودند. درعقبه ي خط هم، اگر آب بود كلي بايد انتظار مي كشيدي تا در لوله ها جريان پيدا كند بعد هم كه برادران با هم شير آب را باز مي كردند آب به همه ي دوش ها نمي رسيد و فرياد:"كور شدم، چشمم سوخت، ببند بابا!"ي همه بلند مي شد. چنانچه آب سرد بود، به شماره ي سه، خيس نخورده، بايد مي زدند بيرون، ولو يك ماه حمام نرفته باشند. بچه ها به شوخي روي در و اطراف حمام پادگان دوكوهه نوشته بودند: اگر امانت داريد بسپاريد، شورت و لنگ كرايه اي موجود است و... !
در بعضي از جاها اين حمام ها، كه چيزي نبود جزكانكس با چند دوش انفرادي، اغلب به علت كمبود آب و سوخت از اذان صبح تايكي، دو ساعت بعد داير و در مابقي روز و شب تعطيل بود. بنابراين، اگر به شهرنزديك بودند مرخصي ساعتي مي گرفتند و
مي رفتند شهر و با آب و حمام گرمش استخواني سبك مي كردند و باز مي گشتند، البته نه به اين آساني! گاهي فاصله ي مقر تا شهر چند كيلومتر بود كه نرفته بايد برمي گشتي، چون ديگر ماشين گير نمي آمد.
وقتي بچه ها اردوگاه ثابتي نداشتند باقي مي ماند رودخانه ها و چشمه ها. البته در تابستان دسته جمعي به آب مي زدند و امكان انتقال بيماري به يكديگر بسيار بود. بعضي اوقات بايد براي دسترسي به آب، ازروي اضطرار ميدان هاي مين وتله هاي انفجاري دشمن را پشت سرمي گذاشتند و اگردستشان به آب روخانه اي مي رسيد ـ مخصوصاً در زمستان در مناطق غرب ـ از ترس در ديد دشمن بودن و لو رفتن مواضعشان ناگزير بودند آتش روشن نكنند و با آب سرد استحمام كنند. در بعضي شرايط، اگر هم مي توانستند در حلب هاي خالي روغن نباتي آب گرم كنند،سر پناه و مكان مناسبي براي شست و شو نداشتند. برفها را آب مي كردند و بعد از داغ شدن، با كاسه و آفتابه در همان هواي سرد زمهريري بر سر و تنشان مي ريختند . اگر وضعشان خيلي خوب بود، آب را در در كلمن مي ريختند و روي بلندي مي گذاشتند و اطرافش را با يكي ، دو پتو ديوار مي كشيدند و تا حدودي حمام را انساني تر مي كردند! و با يك كلمن آب ، از خشنودي احساس كسي را داشتند كه در وان حمام مي كند! اين حمام ها و غسل ها را كه گاه در تير رس دشمن انجام مي گرفت، "حمام پتو" و غسلش را " غسل شهادت" مي گفتند.
نوع ديگر حمام در عقبه،حمام صحرايي بود؛ همان كه اسمش رويش است و نيازي به توضيح ندارد، تكه اي چوب و پليت با يك ظرف آب بين زمين و آسمان. زمستان از برودت و تابستان از حرارت چيزي كم و كسر نداشت. حمام كردن با چنين وضعيتي را بچه ها " پاتك زدن" مي دانستند، يعني بزن برو؛ كه بيراه هم نبود، چون نرفته- از بس تحمل ناپذير بود- بر مي گشتند مقر براي گرم كردن حمام صحرايي هر كس سعي مي كرد مختصر چوبي فراهم كند و مزد مسئول حمام به ازاي هر نفر صد صلوات بود .در حمام لشكر امام حسين رسم بود كه بچه ها پشت يكديگر را كيسه مي كشيدند و اين امر دوست و آشنا و غريب و خودي نداشت.چون مسلم بود كه همه سعي مي كردند زودتر سر و دست و پشت خود را هر طور شده بشويند و ديگران را به زحمت نيندازند.. گاهي اوقات هم از باب شوخي –يكي را مثل بچه مي نشاندندو اجازه نمي دادند كاري بكند. يكي لباس را بيرون مي آورد، ديگري آب بر سر و رويش مي ريخت و بقيه به ترتيب بدنش را مي شستند و با حوله خشك مي كردند و به تنش لباس مي پوشاندند! پوشيدن شورت هاي غير بلند(مايو) هم در حمام اصلاً معمول نبود. حجب و حيا مانع از آن بود كه بچه ها با آن وضع در انظار ظاهر بشوند. هنگام غسل كردن، از جمله ادعيه مشهور دعاي اللهم طهرني و طهر قلبي.....
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir