كمبودها و بلندنظري ها

نوع اصطلاح :
عنوان :
كمبودها و بلندنظري ها
نظير بسياري از امور ديگر در جنگ، وضع تداركات و خورد و خوراك نيروها هميشه به يك منوال نبود و در، روي يك پاشنه نمي چرخيد. نبود يا كمبود آذوقه يك طرف، رساندن آن به نقاط صعب العبور يا زير آتش دشمن و احياناً در محاصره هم به قول بعضي ها همان طرف! مي ماند نحوه برخورد بچه ها با اين وضع؛ وضعي كه در واقع خودشان با طيب خاطر و عاشقانه با حضور در منطقه براي خودشان ساخته بودند. با اين وصف، ناگفته پيداست كه چه واكنشي در قبال اين كمبودها و كاستي ها داشتند. برادراني كه در حجب و حيا كار را به جايي رسانده بودند كه سر سفره هاي شلوغ گروهان، اگر از چشم توزيع كننده پنهان مي ماندند سرشان را بلند نمي كردند تا آنكه بغل دستي شان متوجه مي شد و خدمت گزاران را صدا مي كردند كه مثلاً «به فلاني غذا نداده ايد» چه برسد به اينكه اهل تقاضا و بهانه آنچه را نيست بگيرند. كساني كه در ابتلائات جمعي پيش مرگ بودند و اجازه نمي دادند كه كسي در قبول مشقات پيشي بگيرد، در راحت و نعمت و موقع پذيرايي شدن، از آخر اول بودند! يعني همه را در گرفتن غذا و ميوه و تنقلات و جاي خواب و... بر خود مقدم مي داشتند، تا اگر در تقسيم چيزي كم و كسر آمد نصيب خودشان بشود نه ديگران. مراعات اين اخلاق در مورد غايبان به خوبي مشهود بود. غذا كه به آشپزخانه مي رفت، سرگروه غذاي بچه هاي سنگر را كه هميشه برخي از آنها مشغول نگهباني بودند مي گرفت و اغلب حاضران چنان در برداشتن سهم خود صرفه جويي مي كردند كه معمولاً برادراني كه سر پست بودند بيشتر از بقيه (هر چه بود) گيرشان مي آمد و در كمبودها، مواقعي كه براي بيست نفر به اندازه سه سهم غذا مي آمد، گاهي چراغ را خاموش مي كردند كه: «ابوالفضلي هر كس گرسنه تر است بيايد جلو و غذا بخورد» و بعد كه چراغ روشن مي شد، سفره و غذاي دست نخورده اشك همه را در مي آورد. از ديگر عادت ها، گذشتن از تنها سهم خوردني و نوشيدني خود در پاتك ها و محاصره ها بدون تظاهر به گذشت و فداكاري با جا دادن آنها در كلاهخود و ساير لوازم رادران از پا افتاده و بي رمق؛ اين كار بيشتر بين مسئولان و برادراني كه شهادت حقشان بود و با اين روش ها زودتر به آن مي رسيدند معمول بود. برگزار كردن يك وعده ناهار - وقتي بنا بود به هر دليل غذا نمي رسيد - با فرستادن صلوات؛ چنان كه براي رفع عطش، در محاصره به ياد عاشوراي آقا ابي عبدالله الحسين(ع) و فرزندان و ياران وفادارش سينه مي زدند و اشك مي ريختند و خود را دعوت به صبر و بردباري مي كردند و در شرايط عادي تر شهدايي كه تا در قيد حيات مادي بودند لب به آب خنك نمي زدند و تأسي مي كردند به آنچه در شب و روز تاسوعا و عاشورا بر اهل بيت عصمت و طهارت و آل الله گذشت و... در جبهه معروف بود كه اگر غذاي يك نفر را براي ده نفر مي آوردند باز هم ولو به اندازه يك لقمه دست نخورده باقي مي ماند. از بس بچه ها ملاحظه مي كردند و جانب احتياط را نگه مي داشتند و با بهانه هاي مختلف مثل شكم درد، ترجيح خواب به غذا، بي اشتهايي و بي ميلي و دوست نداشتن غذا از خوردن آن امتناع مي كردند. گاه پيش مي آمد كه مقسم بعد از توزيع غذا بر سر قابلمه مي نشست و ديگران به خيال اينكه ته ظرف چرب تر است و مطبوع تر وقتي به خود مي آمدند مي ديدند كه او دستش را در ظرف خالي مي برد و لقمه از هيچ مي گيرد! كم نبودند برادراني كه در نوبت «شهرداري»شان وقتي احساس مي كردند غذا به همه نمي رسد، پشت پرده سنگر مي ماندند و با نان خورده ها خود را مشغول مي كردند و تداركات چي هايي كه سهمشان از كمپوت هاي اهدايي، قوطي هاي خالي بچه ها بود و آبي كه در قوطي ها مي كردند و با عطر آن ميوه ها مي آميختند. بسيار پيش مي آمد كه بر اثر جاري شدن سيل و سد شدن راه عبور و مرور حتي نان هم به رزمندگان نمي رسيد و آن روزها را به روزه داشتن شب مي كردند. كساني كه سرگرم كار بودند، چنان كه از غذا و وقت آن غفلت مي كردند، مانده غذا و چاي را با اشتهاي تمام مي خوردند و هيچ شكايتي نداشتند؛ يا بچه هايي كه سهم يك وعده شام و ناهار خود را مجبور مي شدند براي روستاييان اطراف مقر ببرند و آنها را در غذاي گرم خود شريك كنند. بعضي ها هم از خوردن كباب و مرغ طفره مي رفتند؛ به صرف اينكه نمي توانند همان غذا را بر اهل و عيال خود در پشت جبهه تهيه كنند!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir