فجر فرهمند

نوع اصطلاح :
عنوان :
فجر فرهمند
متاب امشب اي مه که اين رزمگاه
ندارد دگر احتياجي به ماه‏

زهر سوي مه پاره‏اي تابناک
درخشد چو خورشيد بر روي خاک‏

به هر گوشه شمعي برافروخته
زهر شعله پروانه‏اي سوخته‏

همه جرعه نوشان بزم الست
تهي کرده پيمانه، افتاده مست‏

به پايان رسانيده پيمان خويش
همه چشم پوشيده از جان خويش‏

نه تنها ز جان بل که از هر چه هست
به جز دوست يکباره شستند دست‏

دگر تا جهان است بزمي چنين
نبيند به خود آسمان و زمين‏

متاب امشب اين گونه، اي نور ماه
برين جسم مجروح عريان شاه‏

فلک شمع خود را تو خاموش کن
جهان را درين غم سيه پوش کن‏

بپوشان تو امشب رخ ماه را
مگر ساربان گم کند راه را

مبادا که از بهر انگشتري
به غمها فزايد غم ديگري‏
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir