شرایط سیاسی، در عصر امام باقر

نوع اصطلاح :
عنوان :
شرایط سیاسی، در عصر امام باقر
برای شناخت صحیح شخصیت سیاسی - اجتماعی امام باقر (ع) و تبیین شیوه‏های عملی آن حضرت، قبل از هر چیز باید شرایط سیاسی - اجتماعی عصر آن امام را مورد بررسی قرار داد؛ زیرا هر موضعگیری و هر سخن، با ظرف زمانی و شرایط خاص آن باید مورد توجه قرار گیرد، تا داوری درباره‏ی آن به درستی صورت پذیرد. برای این منظور، به ترسیم جو کلی حاکمیت‏ها در آغاز شکل‏گیری خلافت، سپس به تشریح و تفصیل برخی از زمینه‏های مورد نیاز می‏پردازیم.

از سقیفه تا حکومت بنی‏امیه‏
دستیابی فرزندان ابوسفیان به جایگاه خلافت و رسیدن بنی‏امیه به حکومت، یکی از تلخترین پیامدهای ماجرای سقیفه‏ی بنی‏ساعده [1] است.
شاید این سخن در نظر کسانی که معاویه را خال المؤمنین! می‏دانند حمل بر تعصب و شیعیگیری شود، ولی خوشبختانه گذشت زمان و رشد آگاهی و اصلاح طلبی در جهان اسلام، برخی از دانشمندان و روشنفکران اهل سنت را بر آن داشته، تا به صراحت اعلام کنند تیره‏بختی جهان اسلام از زمانی آغاز شد که خلافت انتخابی، به وسیله‏ی معاویه، به سلطنت موروثی تغییر یافت و معاویه برای فرزندش یزید، از مردم بیعت گرفت [2] .
این سخن، حق است، اما تمام سخن و گویای همه‏ی حقیقت نیست؛ زیرا فقط این عمل معاویه، جهان اسلام را به دست حکومت‏های مستبد و خودکامه و بی‏لیاقت نسپرد، بلکه طغیان او علیه علی بن ابی‏طالب (ع) که حکومت مرکزی را در اختیار داشت خود سرآغاز طغیان‏های پیاپی و مکرر در صحنه‏ی سیاسی جوامع اسلامی شد، طغیان‏هایی که نه برای امر به معروف و نهی از منکر، بلکه صرفا برای تسخیر پایگاه قدرت و خوشگذرانی و زورگویی بود.
تزویرهایی که معاویه در طریق سیاست به کار بست، قرآن‏هایی که بر نیزه کرد، پیمان‏هایی که با حسن بن علی (ع) منعقد ساخت و همه را نادیده گرفت و روش‏هایی که در خریدن نیروهای سرشناس به کار برد، همه و همه الگویی شد برای حکومت‏های پس از او، تا عالمان را یا با پول و پست و مقام بخرند و یا تحقیر کنند و بی‏ارج سازند و از جهل و حماقت توده‏ها در استثمار آنان بهره جویند و... شیوه‏هایی که معاویه به کار گرفت، از او چهره‏ای موفق در صحنه‏ی سیاست ساخت و در مقابل او علی بن ابی‏طالب (ع) که هرگز حاضر نشد برای تحقق عدل، جور را به استخدام در آورد، و حیله و تزویر با مسلمانان را وسیله‏ی کسب قدرت قرار دهد، فاقد زیرکی و سیاست معرفی شد. تا آن جا که گفتند:
معاویه از علی (ع) هوشمندتر و سیاستمدارتر است! و امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ آنان با سینه‏ای گران فرمود: به خدا سوگند، معاویه از من زیرکتر نیست، ولی او پیمان شکنی و خیانت می‏کند، و از این طریق اهدافش را پی می‏گیرد. اگر من از بی وفایی و پیمان شکنی بیزار نبودم، می‏دیدید که زیرکترین مردمم، ولی چه باید کرد که در بینش من حیله و فریب مردم، گناه و نافرمانی خدا است... [3] . زندگی سیاسی معاویه، در حقیقت پیش نویس برنامه‏ای است که ماکیاول قرن‏ها بعد به حاکمان دیکته کرد و به آنان گفت: معاویه، فرزند ابوسفیان، نخستین حلقه‏ی خط انحراف در امر حکومت و خلافت نیست، او برگزیده‏ی عثمان است، خلیفه‏ای که آن قدر به حیف و میل بیت‏المال پرداخت و بستگانش را در رأس امور قرار داد و بر مردم مسلط ساخت که بر او شوریدند. عثمان نه تنها زندگیش، منشأ خیر برای امت اسلامی نبود، بلکه جامه‏ی خونینش نیز دستاویز مکر سیاستبازان قرار گرفت و آغاز جنگی دیگر شد!
اگر این خط را با انصاف و تحقیق دنبال کنیم خواهیم دید که رشته‏ی این نابسامانی‏ها به سقیفه باز می‏گردد. آن روز که ماجرای عظیم غدیرخم به فراموشی سپرده شد و فریاد «حسبنا کتاب الله» میان مردم و عترت جدایی افکند و حدیث ثقلین در غبار فراموشی نهفته گشت! آن روز بنای حکومت اسلامی آفت خیز شد و رو به انحطاط گذاشت!
اگر خانه‏ی علی (ع) به وسیله‏ی حامیان خلافت ابوبکر، مورد هجوم قرار گرفت، [4] این سرآغاز بیعتی است اجباری، که معاویه از مردم برای فرزندش یزید می‏گیرد، [5] و الگویی می‏شود برای حکومت‏های بعد، که به صرف دست یافتن به حکومت، آن را به هیچ قیمتی رها نکنند و فرزندانشان را به ولیتعهدی خود بگمارند! اگر گرامی‏ترین عضو خانواده‏ی پیامبر - فاطمه‏ی زهرا (س) - در مسیر دستیابی حاکمان به حکومت، مورد خشم و بی‏احترامی شدید قرار می‏گیرد، این سرآغازی است برای تبعید رفتن ابوذر، صحابی پیامبر (ص) به وسیله‏ی عثمان [6] و شهادت حجر بن عدی به وسیله‏ی معاویه [7] و شهادت حسین بن علی (ع) و... مطالعه‏ی ماجرای سقیفه می‏نمایاند که حاضران در آن جمع، به ملاک‏های اصیل علمی و شایستگی‏های عملی رهبر آینده‏ی خود نمی‏اندیشیدند، بلکه سخن این بود که امر خلافت و رهبری عرب در دست انصار باشد یا مهاجران! [8] . ملاک‏های جاهلی، همچنان به شکل دیگری مطرح است. هرچند عمر در برابر مردم چنین می‏گوید که: هیچ کس در میان شما چون ابوبکر نیست که مردم خود را وقف او کنند [9] . یعنی ابوبکر از آن جهت انتخاب شد که محور وحدت مردم بود، ولی این موضوع در یک گفتگوی خصوصی میان عمر و ابن‏عباس به گونه‏ای دیگر مطرح می‏شود:
عمر از ابن‏عباس می‏پرسد: چرا قریش از خاندان شما (خلافت علی (ع) پس از رحلت پیامبر (ص)) جانبداری نکردند؟! ابن‏عباس می‏گوید: نمی‏دانم. عمر می‏گوید: ولی من می‏دانم؛ قریش مایل نیستند که اجازه بدهند نبوت و خلافت در خاندان شما جمع شود، زیرا شما بدین وسیله احساس غرور و شادمانی می‏کردید! [10] . از این بیان روشن می‏شود که در اعماق این جریان‏های سیاسی، تصفیه حساب‏های قبیله‏ای و گروهی، جای داشته است.
زمانی که بنیاد حکومت بر این انگیزه‏ها استوار باشد، منتهی شدن کار خلافت به حاکمیت کسانی که مدینه را مورد تجاوز قرار داده و جان و مال و ناموس و اهل آن را بر سربازان خود مباح شمردند، [11] امری دور از انتظار نیست! در این روند سیاسی، کسانی می‏توانستند در شهرها و استان‏های مختلف به ولایت و امارت برسند که کمترین مایه از تعهد و انسان دوستی و شرافت در جانشان نباشد، و این چنین است که مردانی چون اشعث بن قیس کندی که یک روز رهبری مرتدان را بر عهده داشت، فرمانروای تام الاختیار یکی از سرزمین‏های اسلامی می‏شود. [12] .
بنابراین، در یک نگرش دقیق تاریخی می‏توان سقیفه را پیش درآمد حاکمیت بنی‏امیه دانست، خطی که از اسلام ناب فاصله گرفت و هر چه استمرار یافت، انحراف آن بزرگتر و بزرگتر شد. تا به عصری مقارن امامت باقرالعلوم (ع) رسید. بدیهی است که در این فاصله، جامعه‏ی اسلامی در نتیجه‏ی فساد و ناشایستگی اکثر حکومت‏ها، راه انحطاط را پیموده بود، چه در زمینه‏ی فرهنگی و دینی، چه در بعد مسایل سیاسی. با این بیان، اگر تنگناهای سیاسی در آغاز امر خلافت، علی بن ابی‏طالب (ع) را به سکوت و انزوای سیاسی وا می‏دارد، می‏توان از این تنگناهای رو به ازدیاد، تا اندازه‏ای به شرایط و تنگناهای سیاسی جامعه، در عصری که مقارن زندگی امام باقر (ع) بود، پی برد.

بنی‏امیه، بر مسند جباریت‏
عامترین ویژگی حکومت امویان، استبداد، جباریت و بی‏اعتنایی به مردم و مکتب است.
شخصی در برابر عبدالملک مروان خلیفه‏ی اموی قرار گرفت و به او گفت: با تو سخنی دارم آیا امان می‏دهی که با گفتن آن مرا مجازات نکنی؟
عبدالملک گفت: هر چه در دل داری بگو، در امان هستی.
مرد گفت: این تاج و تخت و حکومت که در دست تو است آیا به فرمان خدا و رسول او در اختیار تو قرار گرفته است؟! عبدالملک گفت: خیر.
آیا مردم تو را انتخاب کرده‏اند و به حکومت تو تن داده‏اند؟!
پاسخ داد: خیر.
آیا تو بر گردن مردم بیعتی داشته‏ای و آنان ناگزیرند که به آن بیعت وفادار باشند؟!
پاسخ داد: نه.
آیا اهل شورا و نمایندگان مردم تو را برگزیده‏اند!
عبدالملک باز هم گفت: نه.
مرد گفت: مگر نه این است که تو اکنون سرنوشت مردم را در دست داری و ذخایر اقتصادی آنان را در اختیار گرفته‏ای؟
عبدالملک گفت: آری، همین گونه است.
مرد گفت: اگر هیچ دلیل شرعی و قانونی و عرفی برای حاکمیت تو نیست، پس چرا نام خود را فرمانروای مؤمنان (امیرالمؤمنین) نهاده‏ای؟!
عبدالملک از این سخن بر آشفت و به او گفت: از سرزمین من بیرون شو و گرنه مستحق مرگ هستی!
مرد در حالی که عزم بیرون رفتن داشت گفت:
این جواب، جواب اهل عدل و انصاف نیست. [13] .

پی نوشت ها:
[1] سقیفه بنی‏ساعده سایبانی بود که پس از رحلت رسول خدا (ص) عده‏ای زیر آن گرد آمدند تا برای امت اسلام تعیین تکلیف کنند و در آن جا با ابوبکر به عنوان نخستین خلیفه بیعت کردند. معجم البلدان 3 / 228.
[2] رویارویی مسلک‏ها و جنبش‏های سیاسی، علی السمان، ترجمه‏ی حمید نوحی، ص 166.
[3] والله ما معاویة بأدهی منی، و لکنه یغدر و یفجر، و لولا کراهیة الغدر لکنت من أدهی الناس، و لکن کل غدرة فجرة و کل فجرة کفرة... نهج‏البلاغه، خطبه‏ی 191.
[4] الامامة و السیاسة 1 / 12؛ انساب الاشراف 1 / 585؛ تاریخ یعقوبی 2 / 126؛ تاریخ طبری 1 / 1818؛ العقد الفرید 5 / 13؛ المختصر فی اخبار البشر 1 / 156.
[5] رک: مروج الذهب 3 / 27 به بعد.
[6] طبقات ابن‏سعد 3 / 246؛ انساب الاشراف 5 / 48.
[7] انساب الاشراف 4 الف، 224؛ تاریخ طبری 2 / 140؛ اغانی 17 / 92.
[8] سیره‏ی ابن‏هشام 4 / 306.
[9] انساب الاشراف از 583 به بعد؛ رک: تشیع در مسیر تاریخ 60.
[10] تاریخ طبری 1 / 2769؛ شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید 9 و 12 / 54 - 53.
[11] تاریخ طبری 4 / 370؛ کامل ابن‏اثیر 4 / 111.
[12] تاریخ طبری 1 / 2418.
[13] بحار 46 / 335.

منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم 1375.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir