امام باقر، در آینه اندیشه ‏ها

نوع اصطلاح :
عنوان :
امام باقر، در آینه اندیشه ‏ها
آفتاب اگر هزاران منکر داشته باشد، چون می‏درخشد و روشنی می‏دهد و گرما می‏بخشد، خود بهترین گواه و مؤید ارزش‏های خویش است. آنان که چشم فرو بسته و سر در حفره‏ی تعصب فرو برده‏اند، خود را از فیض آفتاب محروم کرده‏اند، و آنان که آینه‏ی اندیشه در برابر درخشش آن واداشته‏اند، خود نور یافته و به چشمه‏ی خورشید راه جسته‏اند.
امام باقر (ع) از جمله چهره‏های درخشانی است که هر بینای محقق و اندیشمندی را به تعظیم و تکریم ارزش‏های خویش واداشته است. ستایشگران او، تنها شیعیان و پیروان وی نبوده‏اند، بلکه بسیاری از آنان که راه امامیه را باور نداشته و بر بینش شیعه درباره‏ی خلفا، نقدهای شدید و تندی نوشته‏اند، زمانی که با چهره‏ی روشن و انکارناپذیر علمی و عملی باقرالعلوم (ع) مواجه شده‏اند، لب به تحسین و ستایش گشوده‏اند.
این ستایش‏ها از سوی منکران امامیه و شیعه و حتی متعصب‏ترین آنان که لعن و طعن بر شیعه را ضروری می‏شمرده‏اند، نشان می‏دهد که جایگاه علمی و عملی امام باقر (ع) در جهان اسلام به حدی بارز و متعالی است، که قابل چشم پوشی نبوده و نیست. از سوی دیگر نشان می‏دهد که تعظیم و تکریم شیعه نسبت به آن حضرت، ناشی از تعصب و فرقه‏گرایی نمی‏باشد. بر این اساس، جا دارد که نخست به طرح آرای اهل سنت بپردازیم؛ زیرا:

بهتر آن باشد که سر دلبران‏
گفته آید از زبان دیگران‏

- حافظ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی (م 430 ه) در کتاب حلیة الاولیاء و طبقات الاوصیاء می‏نویسد:
از جمله شخصیت‏های مورد استناد و اتکا در منابع حدیثی ابوجعفر محمد بن علی الباقر است. او از خاندان نبوت بود و میان موقعیت والای دینی و جایگاه رفیع اجتماعی جمع کرده و در زمینه‏ی رخدادها و مسایل مستحدثه و نیز موضوعات خطیر و مهم صاحبنظر بود. در راستای بندگی و عبادت خدا اشک‏ها ریخت و از مراء و درگیری‏های لفظی و برتری جویانه باز می‏داشت [1] .
- علامه سبط ابن‏جوزی (م 597 ه) در کتاب التذکرة می‏نویسد:
او (ابوجعفر محمدالباقر) شخصیتی دانشمند و عابد و مورد اطمینان بود که پیشوایان اهل سنت، مانند ابوحنیفه و غیر او، از وی حدیث نقل کرده‏اند [2] .
- ابن‏کثیر (م 774 ه) در کتاب البدایة و النهایة می‏نویسد:
او محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‏طالب، ابوجعفر الباقر است. مادرش ام عبدالله دختر حسن بن علی می‏باشد. وی از تابعان والامقام و بسیار بلند مرتبه و یکی از شخصیت‏های بارز امت اسلامی در جنبه‏ی علم و عمل و سیادت و شرف، بشمار می‏آید. او از جمله ائمه‏ی دوازده‏گانه‏ای است که شیعه به امامت آنان اعتقاد دارد.. [3] .
- شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م 748 ه) در کتاب سیر اعلام النبلاء می‏نویسد: ابوجعفر محمد بن علی، جامع علم و عمل و سیادت و شرف و وثاقت و متانت بود و شایستگی خلافت رسول الله را داشت، او یکی از ائمه دوازده گانه‏ی مورد تکریم شیعه‏ی امامیه است و آنان قایل به عصمت وی می‏باشند و شناخت او را نسبت به همه‏ی معارف دینی باور دارند... [4] .
- ابن‏صباغ مالکی (م 855 ه) در کتاب الفصول المهمة می‏نویسد:
اهل دانش درباره‏ی محمد بن علی بن الحسین گفته‏اند که او شکافنده‏ی دانش و جامع و گسترش دهنده‏ی علم و بالا برنده‏ی مرتبه‏ی معارف در جامعه‏ی خویش است. قلبش پاکیزه و عملش بالنده و منزه و نفسش طاهر و اخلاقش شریف بود، و عمرش را در اطاعت خداوند متعال به پایان رسانید و به عالیترین درجات تقوا راه یافت. صاحب ارشاد [5] درباره‏ی او گفته است: تنها محمد بن علی الباقر از میان برادرانش، جانشین وصی پدر و قائم به امر امامت بود، و بر دیگران از جهت فضل و دانش و زهد و
سیادت برتری داشت... [6] . - محمد امین سویدی (م 1246 ه) در کتاب سبائک الذهب می‏نویسد: معارفی که از سوی ابوجعفر الباقر در زمینه‏ی علوم دین و سنن و سیره‏ها و فنون ادب در میان جامعه‏ی اسلامی ظاهر گشت از هیچ یک از فرزندان حسین (ع) آشکار نشد. مناقب و ارزش‏های شخصیت وی بسیار است که کتابی چون سبائک مجال و گنجایش طرح همه‏ی آن‏ها را ندارد. [7] . - احمد بن حجر الهیتمی المکی (م 974 ه) در کتاب الصواعق المحرقة می‏نویسد:
او باقرالعلم و جامع و گسترش دهنده و بر افرازنده‏ی پرچم دانش است، قلبش مصفا و علم و عملش پاکیزه و بالنده و نفسش طاهر بود... در مقامات عارفان حایز جایگاهی است که زبان از توصیف آن ناتوان است. در زمینه‏ی سلوک و معارف، از او کلمات بسیاری رسیده که طرح آن‏ها فرصتی گسترده می‏طلبد. [8] . - خیرالدین زرکلی (از نویسندگان معاصر) در کتاب الاعلام می‏نویسد: ابوجعفر الباقر پنجمین امام از ائمه‏ی دوازده‏گانه‏ی شیعه امامیه است. وی فردی پارسا و عابد و در زمینه‏ی تفسیر و دیگر زمینه‏های علمی صاحب نظر بود. [9] .
- محمد بن عبدالفتاح الحنفی (م 1266 ه) در کتاب جوهرة الکلام آورده است:
محمد بن علی بن حسین بن ابی‏طالب (ع) است که باقر نامیده شد. واژه‏ی باقر در لغت به معنای شکافنده‏ی زمین به منظور آشکار ساختن گنج‏ها و پنهانی‏های آن است. وی را از آن جهت باقر نامیدند که گنج‏های پنهان معارف و حقایق احکام و حکمت و لطایف را ظاهر می‏ساخت. این نکته‏ای است واضح که جز بر کوردلان مخفی نخواهد بود... [10] .
- بیانی معروف و مشهور از عبدالله بن عطاء نقل شده است که بسیاری از مورخان و محققان بدان اشاره کرده‏اند. عبارت وی چنین است: هرگز ندیدم که دانشمندان در برابر کسی حقیر و کم‏مایه بنمایند، آن گونه که در برابر باقرالعلوم، کوچک و کم دانش به نظر می‏رسیدند. [11] .
در برخی از تعبیرهای این روایت آمده است:
حکم بن عیینه با این که فردی مسن و جلیل القدر بود، وقتی در مقابل باقرالعلوم (ع) قرار می‏گرفت، مانند کودکی می‏نمود که در برابر معلم زانو زده، در حال فراگیری دانش باشد. [12] .
این بیان‏ها، گوشه‏ای است از آن چه مورخان و محققان اهل سنت درباره‏ی شخصیت امام باقر (ع) آورده‏اند. [13] .
نکته‏ای که شایان توجه است و نباید آن را از نظر دور داشت، این است که بینش خاص امام باقر (ع) و سایر ائمه معصومین (ع) درباره‏ی خلافت و وصایت و تفاوت آرای ایشان در مسایل شرعی و عقیدتی با بسیاری از مذاهب اهل سنت، خلفا و علمای زمان خویش، همواره از عواملی بوده است که منکران امامت ایشان، شخصیت واقعی آنان را نادیده گرفته و با سکوت از کنار آن گذاشته‏اند، اما با این وصف، می‏بینیم که مراتب عالی علمی و عملی امام باقر (ع) در حدی بوده است که حتی منکران مقام امامت و ولایت، با همه‏ی تلاشی که در باطل ساختن بینش و عقاید امامیه به خرج می‏داده‏اند، از مدح و ستایش ایشان لب فرو نبسته و به علم و تقوای عالی آن امام اذعان داشته‏اند، ولی نباید انتظار داشت که آنان حق مطلب را در این زمینه ادا کرده و تمام مطلب را گفته باشند؛ زیرا باورهای عقیدتی آنان و دلبستگی ایشان به یکی از مذاهب اربعه، خواه ناخواه بر بینش‏های تاریخی و داوری‏های آنان نسبت به شخصیت‏های علمی و دینی تأثیر می‏گذارد. به عنوان نمونه باید اشاره کرد به ابن‏سعد (م 230 ه) که در کتاب الطبقات الکبری می‏نویسد: ابونعیم الفضل بن دکین، گفته است: ابوجعفر محمد بن علی... کان ثقة کثیر العلم والحدیث و لیس یروی عنه من یحتج به. [14] . ابن‏سعد در حالی این مطالب را نوشته است که اولا کرسی تدریس امام باقر (ع) از نظر گستردگی کم‏نظیر بوده است، و ثانیا بسیاری از اصحاب و شاگردان و راویان احادیث آن حضرت، از چهره‏های مشهور و شناخته شده و معتبر رجال حدیث می‏باشند. در میان آن چهره‏ها، کسانی را می‏توان دید که مورد اعتماد و قبول عامه‏ی اهل سنت نیز می‏باشند، از آن جمله:
- عمر بن دینار (م 115 ه)، از رجال صحاح سته.
- عبدالرحمن بن عمر الاوزاعی (م 157 ه)، از رجال صحاح سته.
- عبدالملک بن عبدالعزیز (م 150 ه)، کتب ششگانه‏ی صحاح اهل سنت به روایت وی احتجاج کرده‏اند.
- قرة بن خالد السدوسی (م 154 ه).
- محمد بن المنکدر (م 133 ه)، ذهبی درباره‏ی او گفته است: همگان بر تقدم و ثقه بودن وی اجماع دارند.
- یحیی بن کثیر (م 129 ه)، او از رجال صحاح سته و از شخصیت‏های مشهور رجالی و حدیثی است. کتاب طبقات الحفاظ درباره‏ی او آورده است: یحیی بن کثیر، فردی ثقة است که جز از افراد موثق نقل حدیث نمی‏کند. [15] .
- الزهری (م 124 ه)، که مالک بن انس، سفیان بن عیینه و اوزاعی و... از او حدیث نقل کرده‏اند.
- ربیعة بن عبدالرحمن (م 136 ه)، از بزرگان شیوخ مالک بن انس.
- عبدالله بن ابی‏بکر (م 135 ه)، نسائی درباره‏ی وی گفته است که او ثقه و دارای قدرت ثبت و حفظ حدیث بوده است، و ابن‏سعد درباره‏ی او گوید: ثقه است و روایات فراوان دارد. [16] .
و جز اینان، راویان مشهور و مورد اعتماد فراوانی از امام باقر (ع) نقل حدیث کرده‏اند که از رجال صحاح سته بشمار می‏آیند و کتاب‏های معتبر اهل سنت به روایات آنان استناد جسته و اعتماد نموده‏اند. [17] .
با این بیان، آشکار می‏گردد که سخن ابن‏سعد در کتاب الطبقات الکبری سخنی است بی‏دلیل، بلکه مخالف واقعیت‏هایی است که خود بدان‏ها اعتراف دارد.
بی‏شک، آنچه سبب شده تا ابن‏سعد شاگردان و اصحاب امام باقر (ع) را در میدان اعتبار و حجیت سخن، کم بها جلوه دهد، چیزی جز موضعگیری فکری یا سیاسی در قابل بینش امامیه نبوده است؛ زیرا برای مخدوش ساختن یک بینش و اندیشه، معمولا صاحب اندیشه و بانی آن را زیر سؤال می‏برند، و زمانی که شخصیت وی، خدشه‏ناپذیر باشد، شاگردان و اصحاب او را، که مبلغ افکار و ترویج دهنده‏ی آرای او می‏باشند به گونه‏ای از اعتبار می‏اندازند.
به هر حال، با شرایط فکری حاکم بر نظام سیاسی و محافل علمی اعصار پیشین، جز این هم انتظار نمی‏توان داشت. ولی آنچه هم اکنون از الطبقات الکبری نقل کردیم، گواهی است بر صدق سخن پیشین ما، که به حق درخشش انکارناپذیر سیمای معصومین و اهل البیت (ع)، تا بدان جا بوده که منکران افکار و عقاید و مخالفان مشی سیاسی و عقیدتی آنان نیز، نتوانسته‏اند آن جلوه‏ها را نادیده گرفته، لب فرو بندند!

پی نوشت ها:
[1] حلیة الاولیاء 3 / 180.
[2] التذکرة 347.
[3] البدایة والنهایة 9 / 309.
[4] سیر اعلام النبلاء 4 / 401.
[5] منظور ابن‏صباغ مالکی از «صاحب ارشاد» شیخ مفید می‏باشد که در ج 2، ص 155 کتاب الارشاد به مطلب یاد شده تصریح کرده است.
[6] الفصول المهمة 211-210. نظیر این بیان را محمد بن طلحة القرشی العدوی الشافعی در کتاب مطالب السؤول 2 / 50 آورده است.
[7] سبائک الذهب 74.
[8] الصواعق المحرقة 210. نظیر این سخن را المناوی در کتاب الکواکب الدریة 1 / 164 آورده است.
[9] اعلام 3 / 932.
[10] جوهرة الکلام 135-132.
[11] مرآة الجنان 1 / 248؛ روض الریاحین، عبدالله بن اسعد الیافعی 57؛ شذرات الذهب 1 / 149.
[12] حلیة الاولیاء 3 / 186.
[13] برای اطلاع از منابع و نقل‏های فزونتر مراجعه شود به: وفیات الاعیان 3 / 314؛ تذکرة الحفاظ 1 / 117؛ الوافی بالوفیات 4 / 102؛ اخبار الدول 111؛ شرح الشفا للخفاجی 1 / 292؛ اسعاف الراغبین 229؛ الروضة الندیة 12؛ جامع کرامات الاولیاء 1 / 97.
[14] الطبقات الکبری 5 / 324.
[15] طبقات الحفاظ 1 / 131.
[16] تهذیب التهذیب 5 / 164.
[17] برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: الامام الصادق والمذاهب الاربعة (2 - 1) / 440 - 450.

منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم 1375.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir