مبارزه با قیاس در میدان اجتهاد

نوع اصطلاح :
عنوان :
مبارزه با قیاس در میدان اجتهاد
رمز بقای دین در واقع‏بینی و سازگاری آن با نیازها و شرایط گوناگونی است که در طول زندگی نسل‏ها، یکی پس از دیگری رخ می‏نماید.
شریعت و مکتب، آن گاه می‏تواند در بستر تاریخ تداوم یابد، که قادر به حل معضلات اجتماعی و پاسخگو به پرسش‏های عقیدتی و عملی مردم باشد.
مبانی عقیدتی، همواره ثابت و غیر متغیرند و نیازمند دقت و تلاش برای فهم هر چه عمیقتر آن، اما برنامه‏های عملی و قوانین دستوری دین، با این که متکی بر ملاک‏های واقعی است، ولی از آن جا که موضوعات خارجی و مسایل مستحدث در زندگی جوامع، همواره متحول و متغیر است. شناخت حکم هر حادثه نیازمند اجتهاد و استنباط می‏باشد. استنباط احکام و نسبت دادن آن‏ها به خدا و شریعت، کاری است سنگین و خطر آفرین؛ زیرا همان گونه که حیات دین در صحنه‏ی زندگی انسان‏ها، مبتنی بر اجتهاد می‏باشد، از سوی دیگر، اجتهاد نادرست و نسبت دادن احکام منحط و غیرواقعی به شریعت، خود مایه‏ی زوال و نابودی دین خواهد بود.
نقش اجتهاد و مجتهدان در جامعه‏ی دینی، همانند نقش طبابت و پزشکان در جامعه‏ی بشری است. اگر طبیبان راه درستی را در مداوای بیماری‏ها در پیش گیرند، عمل آنان شفابخش و سازنده است، ولی اگر راه نادرست و داروهای نامناسبی را تجویز نمایند، نه تنها بیماران بهبود نیافته که چه بسا بیماری آنان شدت می‏یابد.
فقیهان و مجتهدان نیز در صدد پاسخگویی به مسایل جدید و مورد ابتلای جامعه‏ی خویشند، و چنانچه در این کار از ملاک‏ها و شیوه‏های غلط پیروی کنند، چهره‏ی دین را مخدوش و نظام عملی آن را معیوب ساخته‏اند. پس از رحلت رسول خدا (ص)، یکی از نیازهای مبرم جامعه‏ی اسلامی، اجتهاد و شناخت احکام بر اساس قرآن و سنت رسول الله (ص) بود.
ما در مطالب قبل یادآور شدیم که پیامبر اسلام (ص) با پیش‏بینی این امر و معرفی علی (ع) به عنوان مبین احکام و مفسر قرآن، در جهت رفع نیازهای آینده‏ی جهان اسلام، گام اساسی را برداشت، ولی آنان که علی (ع) را نخست از میدان سیاست و به دنبال آن از مرجعیت دینی و فکری منزوی ساختند، در میدان عمل با بن بست‏ها مواجه شده و دست به کار اجتهاد شدند، اما اجتهادی که با روح دین سازگار نبود و شرایط لازم را در بر نداشت.
به کارگیری قیاس و استحسان و فهم شخصی در استنباط احکام، از جمله مشکلاتی بود که در امر اجتهاد رخ نمود، و ائمه‏ی معصومین (ع) را به عنوان عالمان واقعی دین و وارثان علم پیامبر (ص)، واداشت تا جامعه‏ی علمی را به رهیافتن انحراف در فهم احکام هشدار دهند.
بر این اساس، یکی از محورهای عمده‏ی تعلیمات ائمه (ع)، به ویژه امام باقر (ع) و امام صادق (ع)، زدایش قیاس و استحسان از محیط فقاهت و اجتهاد بود.
امام باقر (ع) در این زمینه می‏فرمود: «ان السنة لا تقاس، و کیف تقاس السنة و الحائض تقضی الصیام و لا تقضی الصلوة». [1] . سنت و احکام شرعی از طریق قیاس قابل شناخت نیست، چگونه می‏توان قیاس را ملاک قرار داد، با این که زن حایض پس از دوران حیض می‏بایست روزه را قضا کند، ولی قضای نماز بر او واجب نیست. در سخنی دیگر به زراره سفارش فرموده است:
«یا زرارة ایاک و اصحاب القیاس فی الدین، فانهم ترکوا علم ما وکلوا به و تکلفوا ماقد کفوه، یتأولون الأخبار و یکذبون علی الله عزوجل...». [2] .
ای زراره! از کسانی که در کار دین به قیاس پرداخته‏اند، دوری گزین؛ زیرا آنان از قلمرو تکلیف خود تجاوز کرده‏اند، آن چه را می‏بایست فرا گیرند، کنار نهاده و به چیزی پرداخته‏اند که به آن‏ها وانهاده نشده است، روایات را به ذوق خود تجزیه و تحلیل کرده و تأویل می‏کنند و بر خدا دروغ می‏بندند.
و نیز امام باقر (ع) می‏فرمود: «ادنی الشرک ان یبتدع الرجل رأیا فیحب علیه و یبغض علیه» [3] .
کمترین مرتبه‏ی شرک این است که شخص نظریه‏ای را از پیش خود (و بدون حجت شرعی) بنیان نهد و همان نظر را ملاک حب و بغض و داوری‏ها قرار دهد. محمد بن طیار از اصحاب امام باقر (ع) گوید: قال لی ابوجعفر (ع): تخاصم الناس؟ قلت: نعم. قال: و لا یسألونک عن شی‏ء، الا قلت فیه شیئا؟ قلت: نعم، قال: فأین باب الرد اذا؟ [4] . امام باقر (ع) به من فرمود: آیا تو با مردم به بحث می‏پردازی؟ گفتم: بلی. امام (ع) فرمود: آیا هر چه از تو می‏پرسند، تو به هر حال پاسخی در قبال آن ارائه می‏کنی؟ گفتم: بلی. امام (ع) فرمود: پس در چه زمینه سکوت کرده و علم و دانش واقعی آن را به اهلش (اهل بیت علیهم‏السلام) ارجاع می‏دهی! در این بیان، امام (ع) به محمد بن طیار یادآور شده است که هیچ فردی جز معصومین (ع) نباید خود را در مرحله‏ای فرض کند که می‏تواند به اتکای رأی و اندیشه‏ی خود همه‏ی پرسش‏ها را پاسخ دهد، و آن جا که نتوانست به تمثیل و تشبیه و قیاس متکی گردد! بلکه همواره در مسایل مورد ابتلا، زمینه‏های پیچیده و مبهمی وجود دارد که علم آن صرفا در اختیار مفسران واقعی قرآن و اهل بیت رسالت است و باید به آنان رجوع کرد.

پی نوشت ها:
[1] المحاسن، باب المقائیس و الرأی 214؛ بحار 2 / 308.
[2] بحار 2 / 309.
[3] همان 2 / 304.
[4] همان 2 / 304.

منبع: امام باقر جلوه امامت در افق دانش؛ گروه تاریخ اسلام؛ آستان قدس رضوی چاپ دوم 1375.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir