وصیت به گروهی از مومنین

نوع اصطلاح :
عنوان :
وصیت به گروهی از مومنین
وصیته علیه‏السلام لجماعة من المؤمنین
قال مولانا الباقر علیه‏السلام: صانع المنافق بلسانک، و أخلص مودتک للمؤمن، و ان جالسک یهودی فأحسن مجالسته [1] .

با زبانت با منافق سازش نما، و دوستی و محبت را برای مؤمن خالص گردان، و اگر یک نفر یهودی با تو همنشین شد، با او به خوبی هم مجلس شو.

گروهی از مؤمنان و علاقه مندان به ساحت مقدس اهل‏بیت علیهم‏السلام به محضر امام باقر علیه‏السلام شرفیاب شدند، و حضرت مثل همیشه به نصیحت و وعظه و ارشاد آن‏ها پرداخت. در این وصیت، حضرت به سه مسأله‏ی اساسی که جنبه‏ی اجتماعی دارد، اشاره می‏فرماید.
این نوع برخورد با افراد که حضرت به آن سفارش می‏نماید، در جامعه بسیار مؤثر است، و جنبه‏ی مداراة الناس دارد. در روایت داریم که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود: أمرنی ربی بمداراة الناس کما أمرنی ربی بالفرائض [2] . خداوند متعال به من امر نموده که با مردم مدارا کنم؛ همچنان که مرا به انجام فرایض امر نموده است. از این وصیت امام باقر علیه‏السلام و فرمایش پیغمبر صلی الله علیه و آله استفاده می‏شود که مردم داری و حسن خلق، مورد رضای خداوند متعال می‏باشد، و این شیوه‏ی تمام پیامبران الهی است.

درس‏های این وصیت
1. از برخورد تند با افراد منافق، یعنی کسانی که دو چهره و دو زبان دارند - که آنان از کفار بدترند - دوری کرده، و خیلی ملایم و با زبان نرم و با خوش رفتاری توأم با احتیاط با آن‏ها رفتار کنیم، زیرا آنان موجودات خطرناکی می‏باشند.
2. اظهار اخلاص و مودت (محبت) به مؤمنان و اهل تقوا و کمک نمودن به آنان و قضای حوایج آن‏ها، که در قرآن و مکتب اهل‏بیت علیهم‏السلام سفارش و تأکید ویژه شده است.
3. در همنشینی و همراهی با افراد، کمال اخلاق اسلامی را رعایت کنیم؛ حتی با دشمنان، که این امر باعث هدایت آنان خواهد شد.

عمل به سنت پیامبر باعث هدایت یک کافر شد
عصر خلافت امام علی علیه‏السلام بود. آن حضرت در یکی از سفرها، از فاصله‏ای دور به طرف کوفه می‏آمد. یکی از یهودیان (یا مسیحیان) نیز در همان راه حرکت می‏کرد و به سوی اطراف کوفه می‏رفت، آن کافر به حضرت علی علیه‏السلام رسید، ولی حضرت را نمی‏شناخت و آن‏ها با هم به سفر خودادامه دادند، تا بر سر دو راهی رسیدند که یکی راه کوفه، و دیگری راه اطراف کوفه بود. آن شخص دید که همسفرش (علی علیه‏السلام) به راه کوفه نرفت، بلکه در همان راه که خودش حرکت می‏کرد، حرکت نمود. از او پرسید: مگر نگفتی که من عازم کوفه هستم؟
امام علی علیه‏السلام فرمود: آری گفتم.
یهودی گفت: پس چرا به راه کوفه نرفتی و در این راه با من می‏آیی؛ با این که راه کوفه را می‏دانی؟ امام علی علیه‏السلام فرمود: این کار برای نیکو پایان دادن به رفاقت است. هر انسان باید رفیق راهش را، هنگام جدایی، تا چند قدم بدرقه کند؛ چرا که پیامبر ما این گونه به ما دستور داده است. یهودی گفت: به راستی پیامبر شما، این گونه دستور داده است؟
حضرت فرمود: آری. یهودی گفت: پس مسلما هر کس از پیامبر شما پیروی کرده، برای این کارهای بزرگوارانه و این خصلت‏های نیکو بوده که از او دیده است. در همین هنگام که نور درخشان اسلام بر قلب یهودی تابیده بود، گفت: من تو را گواه می‏گیرم که بر دین تو هستم، و دین تو را پذیرفتم. آن گاه به همراه امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام به سوی کوفه آمد. در کوفه آن حضرت را شناخت و فهمید که وی خلیفه‏ی مسلمانان و امیر مؤمنان است؛ اسلام را پذیرفت و رسما مسلمانان شد [3] .

ختامه مسک
قال مولانا الحسن بن علی علیهم‏السلام: رأس العقل معاشرة الناس بالجمیل [4] .
معاشرت نیک و رفتار خوب با مردم، بزرگ ترین نشانه‏ی عاقل است (یعنی آگاهی و معرفت به شیوه‏ی معاشرت صحیح با مردم...)

پی نوشت ها:
[1] طرائف الحکم، ج 1، ص 237؛ تحف العقول، ص 292؛ امانی شیخ مفید، ص 185، مجلس 23، ح 10. همین روایت از امام صادق علیه‏السلام نیز نقل شده است. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 404، ح 5873؛ امالی صدوق، مجلس 91، ح 8؛ روضة الواعظین، ص 371.
[2] کافی، ج 2، ص 117، ح 4، باب المداراة؛ امالی شیخ طوسی، ص 481، مجلس 17، ح 20.
[3] اصول کافی، ج 2، ص 670، ح 5؛ قرب‏الاسناد، صص 11 -10، ح 33.
[4] بحارالانوار، ج 78، ص 111 ح 6.

منبع: وصایا الصادقین (بررسی کوتاه و ساده درباره وصیتهای امام باقر)؛ محمود شریعت زاده خراسانی؛ انتشارات خادم الرضا (ع) چاپ دوم 1384 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir