وصیت به جمعی از حج گزاران

نوع اصطلاح :
عنوان :
وصیت به جمعی از حج گزاران
وصیة الامام الباقر علیه‏السلام لجماعة من شیعته
عن جابر الجعفی [1] قال: دخلنا علی أبی‏جعفر محمد بن علی علیه‏السلام و نحن جماعة بعد ما قضینا نسکنا، فودعناه و قلنا له: أوصنا یا ابن رسول الله، فقال علیه‏السلام: لیعن قویکم ضعیفکم، و لیعطف غنیکم علی فقیرکم، و لینصح الرجل أخاه کنصیحته لنفسه، و اکثموا اسرارنا و لا تحملوا الناس علی أعناقنا، و انظورا أمرنا و ما جاءکم عنا؛ فان وجدتموه للقرآن موافقا فخذوا به، و ان لم تجدوه موافقا فردوه، و ان اشتبه الأمر علیکم فیه فقفوا عنده و ردوه الینا حتی نشرح لکم من ذلک ما شرح لنا، و اذا کنتم کما أوصینا کم لم تعدوا الی غیره؛ فمات منکم میت قبل أن یخرج قائمنا؛ کان شهیدا، و من أدرک منکم قائمنا فقتل معه؛ کان له أجر شهیدین، و من قتل بین یدیه عدوا لنا له أجر عشرین شهیدا [2] .

در زمان حیات امامان معصوم علیهم‏السلام، میان شیعیان و محبان اهل‏بیت علیهم السلام چنین رسم بود که بعد از مراسم عظیم حج و زیارت خانه‏ی خدا، برای زیارت مرقد منور حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به مدینة النبی می‏رفتند و بعد از آن هم محضر مبارک امام زمان می‏رسیدند و ضمن تجدید عهد و پیمان، تقاضای نصیحت و موعظه می‏کردند. در زمان امام باقر علیه‏السلام گروهی از شیعیان و دوستان اهل‏بیت علیهم‏السلام ساکن کوفه به همراه جناب جابر جعفی (ره) خدمت امام باقر علیه‏السلام رسیدند و تقاضای وصیت نمودند. حضرت در امام باقر علیه‏السلام پاسخ این تقاضا، با کلماتی نورانی به آن‏ها سفارش‏هایی فرمود که در حقیقت سرمشقی است برای هر انسانی که خود را شیعه‏ی اهل‏بیت علیهم‏السلام می‏داند، و اگر همه در این مسیر صحیح قرار بگیرند و به وظایف خود عمل نمایند، موجب سوق دادن سایر افراد به سمت و سوی این مکتب حیات بخش خواهند شد.
امام باقر علیه‏السلام خطاب به آن‏ها فرمود:
1.همه‏ی قدرتمندان وظیفه دارند به ضعیفان کمک کنند.
2. اغنیا باید به فقرا و تهیدستان رسیدگی نمایند.
3. همه‏ی پیروان اهل‏بیت علیهم‏السلام باید یکی باشند و همدیگر را نصیحت کنند، که همان امربه‏معروف و نهی‏ازمنکر است، پس باید به این دو وظیفه‏ی بزرگ الهی عمل نمایند.
4. حفظ شوون و کتمان اسرار، یکی از نشانه‏های بارز ایمان است، پس بر مؤمن است که مراعات آبروی مردم را بنماید.
5. شیعیان و پیروان اهل‏بیت علیهم‏السلام باید پایبند به اوامر و نواهی آن بزرگواران باشند.
6. آنچه از امامان معصوم علیهم‏السلام نقل شده، چنانچه موافق با قرآن است، آن را بپذیرند و به کار بندند، و الا آن را رد کنند، و اگر آن را درک نکردند، از خاندان پیامبر سؤال نمایند که جواب کافی و شافی خواهند داد. قرآن می‏فرماید:
(فسألوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون) [3] .
اگر نمی‏دانید، از آگاهان (محمد و آل محمد) بپرسید.
7. اگر به این وصیت نورانی عمل نماییم، نیازی ه کسی پیدا نمی‏کنیم، و اگر کسی که عامل به این سفارش‏ها است، قبل از ظهور قائم اهل‏بیت (عج) از دار دنیا برود، شهید محسوب می‏شود.
8.اگر کسی از دوستان اهل‏بیت به این وصیت عمل نماید و قائم آل محمد را هم درک کند و با او باشد و کشته شود، اجر دو شهید را دارد، و چنانچه یکی از دشمنان اهل‏بیت را به قتل برساند، اجر و ثواب بیست شهید را دارد.
9. افرادی که ولایت اهل‏بیت علیهم‏السلام را قبول دارند، باید به این فرمایش‏ها عمل کنند، تا خیر دنیا و آخرت را ببینند، و اگر ولایت را نپذیرند، مانند معاویه و امثال او در گمراهی خواهند ماند.
سال دهم هجرت، پس از آن که جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد:
(یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس) [4] . ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو (در حق علی علیه‏السلام) نازل گردیده، کاملا به مردم برسان، و اگر ابلاغ نکنی، رسالت او را انجام نداده‏ای. و خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه خواهد داشت. پیامبر اسام صلی الله علیه و اله به فرمان الهی در صحرای سوزان و در کنار غدیر خم، حضرت علی علیه‏السلام را در برابر ده‏ها هزار نفر جمعیت مسلمان، به مقام خلافت منصوب نمود، که عده‏ای از منافقین از این کار، سخت ناراحت شدند. معاویه در حالی که یک دست خود را روی شانه‏ی مغیرة بن شعبه و دست دیگر را روی شانه‏ی ابوموسی اشعری گذاشته بود، با تکبر مخصوصی، خرامان خرامان نزد بستگانش آمد و گفت: ما هرگز اعتراف به ولایت و خلافت علی نمی‏کنیم و آن را نمی‏پذیریم. امام باقر علیه‏السلام پس از نقل مطلب فوق در مورد معاویه فرمود: این آیات قرآنی (آیات 31 تا 35 سوره‏ی قیامه) در مورد معاویه نازل شده است: (فلا صدق و لا صلی - و لکن کذب و تولی - ثم ذهب الی اهله یتمطی - اولی لک فأولی - ثم اولی لک فاولی) [5] . پس او نه تصدیق کرد و نه نماز خواند، بلکه تکذیب کرد و (از حق) روی گرداند، آنگاه متکبرانه به سوی اقوام و خویشانش رفت. وای و هلاکت بر تو (ای معاویه) سپس وای و هلاکت بر تو (هم در دنیا و هم در آخرت) . باید توجه داشت که آیات فوق در مکه نازل شده و طبق گفته‏ی بعضی از مفسران، در مورد ابوجهل است، ولی تطبیق آن با معاویه، از باب تعیین یکی از مصداق‏های آیات فوق می‏باشد.

ختامه مسک
قال امیرالمؤمنین علیه‏السلام: قواعد الاسلام سبعة: فأولها العقل و علیها بنی الصبر، و الثانیه صون العرض و صدق اللهجه، و الثالثه تلاوة القرآن علی جهته، و الرابعه الحب فی الله و البغض فی الله، و الخامسه حق آل محمد صلی الله علیه و آله و معرفة ولایتهم، و السادسة حق الاخوان و المحاماة علیهم، و السابعه مجاورة الناس بالحسنی [6] . حضرت امیرالمؤمین علی علیه‏السلام فرمود: پایه‏های اسلام هفت چیز است: اول عقل و بر آن صبر استوار شده است؛ دوم راستگویی و درستی؛ سوم تلاوت قرآن (بدون تغییر) ؛ چهارم دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا؛ پنجم (مراعات) حقوق آل محمد صلی الله علیه و آله و معرفت به ولایت و فضایل و مناقب آنان؛ ششم (مراعات) حقوق برادران دینی و حمایت از آنان؛ هفتم نیکی با مردم و حسن خلق با آنان.

پی نوشت ها:
[1] ر.ک: وصیت چهاردهم.
[2] أمالی شیخ طوسی (ره) ، مجلس 9، ح 2؛ اصول کافی، ج 2، ص 222، ح 4.
[3] نحل، 43.
[4] مائده، 67.
[5] تفسیر برهان، ج 4، ص 409؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 397.
[6] تحف العقول، ص 196؛ تفسیر المعین 7 ص 461.

منبع: وصایا الصادقین (بررسی کوتاه و ساده درباره وصیتهای امام باقر)؛ محمود شریعت زاده خراسانی؛ انتشارات خادم الرضا (ع) چاپ دوم 1384 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir