نشاط و شادابی

نوع اصطلاح :
عنوان :
نشاط و شادابی
گرایش به دنیا منشأ بسیاری از آلودگی‏های انسان را فراهم می‏سازد. در برابر گرایش زهد است. انسان پاک، از گرایش به دنیا منزه است. این سخن بدین معنا نیست که انسان زاهد از مال و منال دنیایی محروم است. زیرا محرومیت نوعی خطر به حساب می‏آید. بلکه منظور از زهد این است که در عین حال که از دنیا بهره‏مند است به آن علاقه‏مند و وابسته نباشد. امامان معصوم که در زهد بر همگان سبقت گرفته‏اند از امکانات دنیا فراوان بهره داشتند.
با این توضیح این نکته نیز شفاف می‏گردد که فرد زاهد در عین بی‏علاقگی به دنیا، ممکن است هم از امکانات بهره‏ور باشد، در عین حال فردی شاداب و پرطراوات است. این گونه نیست که زاهد باید فردی منزوی، ژولیده و پژمرده باشد. این حالت‏ها و ژست‏ها بیشتر به زهد فروش شباهت دارد، نه به زهد گرایی. فرد زاهد، فردی شاداب و پر تحرک است. دنیا برای وی وابستگی نمی‏آورد. اگر تمام دنیا هم در اختیارش باشد اندکی به آن گرایش نمی‏کند.
بر این اساس بهره‏مند بودند از دنیا و بهره‏وری از نعمت‏های الهی و حفظ شادابی در زندگی، با زهد هیچ گاه بیگانه نمی‏باشد؛ تا کسی این گونه پندارد که بهره‏وری از دنیا با زهد گرایی ناسازگار است! این دو کاملا با هم همساز هستند. در زندگی معصومان که زاهدترین افراد به دنیا بودند، این همسازی مشاهده می‏شود. مشاهده می‏شود که در عین بهره‏وری از امکانات دنیایی زاهدترین هستند. فرش آنان ابریشم باشد یا حصیر برای آنان یکسان است. در خانه گلین بی‏آلایش باشند، یا در اتاق مزین عروس یکنواخت خواهد بود. در سفره رنگارنگ یا نان جوین همسان خواهد بود. که آنان به این آب و رنگ‏ها دل نمی‏بندند. به همین خاطر در زندگی باقر العلوم علیه‏السلام همسازی این دو مشاهده می‏شود. امام بدون هیچ وابستگی و علاقه‏مندی به زخارف دنیا در عین حال که فرش زیر پای وی حصیر است، انما کا یفرش فی مجلسه حصیرا. [1] . اتاق حجله‏اش مزین است. در عین حال که زاهد و عابد و عاکف و صائم است، با نشاط و پر تلاش است. تلاش می‏کند نشاط ظاهری خویش را نمایان سازد. خویشتن را در منزل و بیرون کاملا آراسته می‏سازد. در برابر همسر خویش هم اتاق مزین دارد و هم خویشتن را می‏آراید. به چند نمونه توجه کنید. حکم بن عتیبه می‏گوید به حضور باقر العلوم علیه‏السلام رسیدم؛ در حالی که در اتاق مزین و با لباس‏های رنگارنگ به سر می‏برد. شروع کردم به در و دیوار اتاق و شکل و شمایل حضرت نگاه افکنم! هنگامی که امام نگاه‏های مرا مشاهده کرد، فرمود دیدگاهت در این باره چیست. من گفتم من که تو را در این وضع می‏بینم نمی‏توان چیزی بگویم. لیکن در نزد ما این حالت‏ها برای جوانان است. امام اظهار داشت زینت‏ها و نعمت‏های خدا را چه کسی بر بندگان خدا حرام کرده است، یا حکم من حرم زینة الله التی اخرج لعباده... لیکن توجه داشته باش که این اتاق همسر نو عروس من است. با وی تازه عروسی نموده‏ام و الا اتاق من همان است که می‏شناسی، فاما هذا البیت الذی تری فهو بیت المرأة و انا قریب العهد بالعرس و بیتی البیت الذی تعرف. [2] . امام در مورد اتاق و لباس مزین خویش چندین نکته را به حکم که از وضع امام تعجب کرده بود، یادآوری می‏کند: نخست این که خدای سبحان نعمت‏هایش را برای بندگانش آفریده و بهره‏وری از نعمت‏ها هیچ ناسازگاری با طهارت و تقوا و زهد ندارد. دو دیگر این که این اتاق مزین مربوط به تازه عروس است، که باید شؤون آن رعایت شود. حجله باید مزین و آرایه داشته باشد. نشاط و شادابی آن حفظ شود. سوم این که طرف بر این پندار نباشد که حضرت اندکی علاقه به زخارف و زینت دنیا حاصل کرده به وی می‏فرماید، اتاق زندگی من همان است که می‏شناسی. یعنی این زرق و برق اندکی در روحیه من تأثیرگذار نیستند. این روش یعنی فرد زاهدترین است، در عین حفظ نشاط و شادابی، و بهره‏وری از نعمت‏های الهی است.
همانند همین داستان برای اصحاب دیگر حضرت اتفاق افتاده است. حسن زیات با رفیقش به حضور حضرت می‏رسند. حضرت را در اتاقی مزین و با لباس‏های مناسب و سر و صورت اصلاح کرده و سرمه کشیده می‏بینند. وی می‏گوید ما سؤال‏هایی که داشتیم مطرح ساختیم و جواب گرفتیم. هنگامی که خواستیم خداحافظی کنیم حضرت فرمود فردا با رفیق خویش به منزل ما می‏آیی، گفتم حتما. هنگامی که روز بعد به خدمت حضرت رسیدیم وی را در اتاقی ملاقات کردیم که تنها فرش آن یک حصیر بود. و حضرت هم پیراهن خشن پوشیده بودند. آنگاه روی کردند به رفیق من فرمودند برادر بصری من، دیروز که بر من وارد شدید مرا در آن اتاق و در آن حال و لباس دیدید، آنجا اتاق همسرم بود و تمام تزیینات اتاق هم به وی مربوط می‏شد. یک وقت در ذهن شما چیزی خطور نکند، فلا یدخل قلبک شی‏ء. [3] امام همام با این روش نکات مهم عرشی را می آموزند: نخست این که زهد این نیست که شخص از نعمت‏های دنیا بی‏بهره باشد. دو دیگر این که حضرت خویش را برای همسرش کاملا مزین ساخته و مرتب می‏نماید. سوم برای این که این رفتار پنداری در ذهن طرف پیش نیاورد و احساس دو گانگی در رفتار حضرت ننماید، در فرصت مناسب آنان را فرا می‏خواند و رفتار خویش را درباره آنان شفاف می‏سازد. این رفتار بدین خاطر است که پندارهای شیطانی به آنان آسیب نرساند. در این باره شرح بیشتری در این نوشتار آمده است. [4] . در مورد نکته دوم در روایت دیگر این گونه آمده است: هنگامی که عده‏ای به حضور حضرت رسیدند؛ دیدند حضرت موهای خویش را رنگ کرده، به آنها فرمود من همسرم را دوست می‏دارم و برای آن خضاب می‏کنم، انی رجل احب النساء و انا أتصبغ لهن. [5] این همان حفظ شادابی و نشاط در زندگی است. در عین حال که شخص زاهدترین فرد به زخارف و زینت‏های دنیاست. مورد دیگر در زندگی حضرت این گونه مشاهده می‏شود، که حضرت هنگامی که به حمام می‏رفتند برای تمیز کردن بدن خویش از «نوره» [6] استفاده می‏کردند. انگشتان در اثر تماس با نوره حالت بد منظری پیدا می‏کردند. حضرت برای این که از این حالت بیرون بیایند به انگشتان و ناخن‏های خویش حنا نهادند؛ آنگاه در این باره به حکم فرمودند: من این کار را انجام می‏دهم تا ناخن‏هایم همانند ناخن‏های مرده نباشد، شما نیز این کار را انجام دهید، یا حکم ان الاظافیر اذا اصابتها النوره غیرتها حتی تشبه أظافیر الموتی فغیرها بالحناء [7] . از این نمونه‏ها در روایات فراوان وجود دارد. لیکن همین مقدار گویای نکات بسیار ارزنده‏ای می‏باشد. این موارد نکات اساسی می‏آموزند، مانند این که زهدگرایی با زهد فروشی کاملا متفاوت است. زهد فروشی آن است که فرد دنیا طلب برای رسیدن به اهداف خویش زاهد نمایی را برای فریب دیگران بر می‏گزیند. اما زهد گرایی آن است که شخص در عین بی‏علاقگی به متاع دنیا از نعمت های الهی گریزان نیست و برای تثبیت موقعیت خویش نیاز به عوام فریبی ندارد. در عین بی‏علاقه به دنیا از نعمت‏های الهی به مورد بهره‏وری می‏نماید. و نیز این روش می‏آموزد که فرد مؤمن و زاهد در عین زاهدگرایی، باید نشاط و شادابی خود را حفظ کند. زندگی پست و ظاهری ژولیده و در هم پیچیده، هیچ ارتباطی به زهد ندارد. این حالت‏ها، زهد فروشی و بیچارگی فرد زاهد نما را می‏رساند. انسان زاهد در عین بی‏علاقگی به دنیا، با نشاط و شاداب و پر طراوت است و از ظاهری آراسته بهره‏مند است.

پی نوشت ها:
[1] دعائم الاسلام، ج 2، ص 158، نقل از اعلام الهدایه، ج 7، ص 35.
[2] فروع کافی، ج 6، ص 446.
[3] فروع کافی، ج 6، ص 448.
[4] ص 93.
[5] فروع کافی، ج 6، ص 480.
[6] موادی که برای ازاله مو به کار گرفته می‏شده است.
[7] فروع کافی، ج 6، ص 480.

منبع: امام باقر الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما چاپ دوم 1385.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir