آیا یعقوب میدانست یوسف زنده است

نوع اصطلاح :
عنوان :
آیا یعقوب میدانست یوسف زنده است
حدثنی أبی، عن حنان بن سدیر، عن أبیه، عن أبی‏جعفر علیه‏السلام قال: قلت له: أخبرنی عن یعقوب حین قال لولده: (اذهبوا فتحسسوا من یوسف و أخیه) [1] أکان علم أنه حی و قد فارقه منذ عشرین سنة و ذهبت عیناه [2] علیه من البکاء؟
قال: نعم، علم أنه حی حتی أنه دعا ربه فی السحر أن یهبط علیه ملک الموت، فهبط علیه
ملک الموت بأطیب رائحة [3] و أحسن صورة، فقال له: من أنت؟
قال: أنا ملک الموت، ألیس سألت الله أن ینزلنی علیک؟
قال: نعم.
قال: ما حاجتک یا یعقوب؟
قال: أخبرنی عن الأرواح تقبضها جملة أو تفریقا؟
قال: تقبضها أعوانی متفرقة و تعرض علی مجتمعة.
قال یعقوب: فأسألک باله ابراهیم و اسحاق و یعقوب! هل عرض علیک فی الأرواح روح یوسف؟
قال: لا.
فعند ذلک علم أنه حی، فقال لولده: (اذهبوا فتحسسوا من یوسف و أخیه و لا تیأسوا من روح الله انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون). [4] .
و کتب عزیز مصر [5] الی یعقوب:

سدیر گوید: به امام باقر علیه‏السلام عرض کردم: مرا آگاه فرما از گفتار حضرت یعقوب علیه‏السلام در آن هنگام که به فرزندان خود فرمود: «بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید» آیا می‏دانست که او زنده است حال آنکه مدت بیست سال بود از او جدا شده و از کثرت گریه نور چشمهایش رفته بود؟
حضرت فرمود: آری؛ می‏دانست که فرزندش زنده است، چون موقع سحر پروردگارش را خواند که ملک الموت را بر او فرود آورد، ملک الموت با خوشبوترین عطرها و در زیباترین قیافه نزد او فرود آمد، گفت: تو کیستی؟
گفت: من ملک الموت هستم، مگر تو از خداوند نخواستی که من نزد تو فرود آیم؟
گفت: آری.
گفت: حاجت تو چیست ای یعقوب؟
گفت: به من خبر بده که آیا جانها و روحهایی که می‏گیری یکجا و به صورت دسته جمعی می‏گیری یا به صورت متفرق و جدا جدا؟
گفت: همکاران و یاران من به صورت متفرق قبض روح می‏کنند، و همگی بر من عرضه می‏شود.
حضرت یعقوب گفت: تو را به خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب سوگند می‏دهم! آیا در میان ارواح؛ روح یوسف به تو عرضه شده است؟
گفت: نه. اینجا بود که فهمید فرزندش زنده است، و به فرزندانش گفت: «بروید از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت (بی‏منتهای) خدا ناامید نشوید که جز گروه کافران کسی از خدای ناامید نمی‏شود». عزیز مصر به حضرت یعقوب علیه‏السلام نوشت: اما بعد؛ این فرزند توست که با قیمت اندکی او را خریداری کردم، او یوسف است و او را برای غلامی گرفتم، و این فرزندت بنیامین است که دزدی نموده و من او را گرفته‏ام، زیرا که متاع من نزد او بود، او را نیز به غلامی گرفته‏ام. این نامه بر حضرت یعقوب علیه‏السلام خیلی سنگین آمد و به قاصد گفت: همانجا باش تا جواب نامه را بدهم، و حضرت یعقوب علیه‏السلام چنین نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم؛ از سوی یعقوب اسرائیل الله بن اسحاق بن ابراهیم خلیل الله.
اما بعد؛ از مضمون نامه‏ی تو خبردار شدم که گفتی: فرزندم را خریده، و غلام خود کرده‏ای، و همانا بلاء بر فرزندان آدم واگذار شده است...

أما بعد؛ فهذا ابنک الشتریته [6] بثمن بخس دراهم و هو یوسف و اتخذته عبدا، و هذا ابنک بنیامین قد سرق و أخذته فقد وجدت متاعی عنده و اتخذته عبدا. فما ورد علی یعقوب شی‏ء کان أشد علیه من ذلک الکتاب.
فقال للرسول: مکانک حتی اجیبه، فکتب علیه یعقوب علیه‏السلام:
بسم الله الرحمن الرحیم، من یعقوب اسرائیل الله ابن اسحاق بن ابراهیم خلیل الله.
أما بعد؛ فقد فهمت کتابک تذکر فیه أنک اشتریت ابنی و اتخذت عبدا، و ان البلاء موکل ببنی آدم، الی آخر الحدیث بطوله. [7] .

پی نوشت ها:
[1] یوسف: 87.
[2] فی نسخة: و ذهب عیناه.
[3] فی نسخة: فی أطیب رائحة.
[4] یوسف: 87.
[5] لعل المراد أن یوسف کتب ذلک، و کان عنوان الکتاب: من عزیز مصر الی یعقوب. و یأتی بعد ذلک: «فلما ورد الکتاب الی یوسف» و بالجملة، فلا یخلو عن اشکال.
[6] فی نسخة: قد اشتریته.
[7] بحارالأنوار: ج 12 ص 244 ح 11، عن تفسیر القمی، و أورده فی: ج 59 ص 254 ح 17، عن روضة الکافی: ص 199 ح 238، و عن بصائر الدرجات.
منبع: پرسش‏های مردم و پاسخ‏های امام باقر؛ احمد قاضی زاهدی؛ حاذق چاپ دوم 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir