خاکی که طلا شد

نوع اصطلاح :
عنوان :
خاکی که طلا شد
به همان منطقی که گفتیم، امام علیه‏السلام نهاد و فطرت مواد را به اذن الله تغییر می‏دهد و اعجاز و خرق عادت می‏کند، می‏تواند نظرش کیمیا و دستش به هر چه رسید در صورت اقتضا طلا گردد.
اسماعیل بن عباس هاشمی روایت کرده و می‏گوید: روز عیدی بود که خدمت حضرت جواد علیه‏السلام رفتم و شکایت از تنگی معاش و گرفتاری زندگی خود نمودم.
حضرت مصلای خود را بلند کرد و یک مشت خاک برگرفت و به من داد، همه‏ی آنها طلا بود، من آن زر ناب را به بازار بردم شانزده مثقال بود و به وسیله‏ی آن گرفتاری‏های خود را برطرف ساختم. [1] .
هیچ تردیدی نیست که مربیان مکتب ربوبی در این گونه معجزات تربیت شده بودند و به اذن الله تصرف در مواد و موالید می‏کردند و به مقتضای زمان و مکان هر وقت موقع مناسب بود، اظهار قدرتی نشان می‏دادند تا ما به الامتیاز آنها با دیگران باشد.

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار: ج 50 ص 49.
منبع: زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه؛ حسین عماد زاده؛ حسینیه عمادزاده چاپ اول 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir