به سخن درآمدن عصا

نوع اصطلاح :
عنوان :
به سخن درآمدن عصا
یحیی بن اکثم می‏گوید: «روزی داخل روضه‏ی مبارکه‏ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شدم و قبر آن حضرت را طواف می‏کردم، در آن هنگام دیدم محمد بن علی الرضا علیهماالسلام را که طواف می‏کند.
پس در مسائلی که آنها را خوب می‏دانستم با آن حضرت مناظره کردم، پس ایشان جواب آنها را فرمود.
آنگاه گفتم: «به خدا قسم که من می‏خواهم یک مسئله از شما بپرسم ولی خجالت می‏کشم.»
حضرت فرمود: «من پیش از آن که آن سؤال را از من بپرسی به تو خبر می‏دهم که سؤالت چیست. تو می‏خواهی بپرسی که امام کیست؟»
گفتم: «بلی، به خدا سوگند سؤال من همین است.»
حضرت فرمود: «امام من هستم.»
گفتم: «علامتی می‏خواهم.»
در دست آن حضرت عصائی بود، پس ناگهان آن عصا به سخن آمد و گفت: «همانا مولای من، امام این زمان است و او حجت می‏باشد.» [1] .

پی نوشت:
[1] کافی.
منبع: عجایب و معجزات شگفت‏انگیزی از امام جواد؛ تهیه و تنظیم: واحد تحقیقاتی گل نرگس ؛ شمیم گل نرگس چاپ چهارم 1386.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir