موسی مبرقع

نوع اصطلاح :
عنوان :
موسی مبرقع
در تاریخ قم می‏نویسد:
بنا به نقل شیخ مفید رحمه‏الله، موسی مبرقع جد سادات رضویه، در سال 256 هجری وارد قم شد که سلسله‏ی سادات رضوی از نسل او هستند. و چون به صورتش نقاب و برقع می‏انداخت، او را موسی مبرقع نامیدند.
هنگامی که این امام زاده‏ی بزرگوار وارد قم شد، بزرگان عرب از اهل قم او را از قم بیرون نمودند و مزاحم او شدند. او هم به کاشان رفت و در کاشان، احمد بن عبدالعزیز بن دلف عجلی حاکم آن شهر به او اکرام نمود و خلعت‏های بسیار و مرکب‏های ممتاز به وی بخشید و دستور داد هر سال از صندوق بیت المال مسلمانان هزار مثقال طلا با یک اسب مسرج به او بدهند.
در این حال، رؤسای عرب مقیم قم از رفتار خود نادم و پشیمان شدند و به طرف کاشان شتافتند و از او عذر خواستند و با کمال اعزاز و احترام او را به قم آوردند.
فرزندان موسی مبرقع :
موسی مبرقع در قم مقام و منزلتی یافت، مزرعه‏ها ایجاد نمود، قریه‏ها بنا کرد تا خواهرانش زینب، ام‏محمد و میمونه، سه دختر امام جواد علیه‏السلام بر او وارد شدند و پس از آنها بریهه، دختر موسی هم به قم آمد و همه‏ی آن‏ها در قم بودند. تا وفات نموده و در کنار قبر عمه‏ی خود مدفون شدند.
قبه‏ی حضرت معصومه علیهاالسلام را زینب، دختر امام جواد علیه‏السلام بنا نمود.
موسی مبرقع در سال 296 هجری آخر اردیبهشت مطابق 22 ماه ربیع الثانی در قم از دنیا رفت و امیر قم، عباس بن عمرو غنوی بر او نماز گذارد و به خاک سپرده شد، قبر او اکنون دارای قبه و بارگاه و مزار عمومی مردم است. محله موسویان قم بقعه و بارگاه امام زاده موسی مبرقع شهرت دارد و مورد استقبال مردم کشور است.
بقعه‏ی بزرگ چهل اختران که شاه طهماسب صفوی در سال 953 هجری بر آن گنبد و بارگاه ساخت، مدفن چهل نفر از فرزندان حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام و نواده‏ها و نبیره‏ها و امام زاده‏ها از دختر و پسر می‏باشد و بسیاری از علویان نیز در آن جا مدفون شدند. [1] .
نگاهی به زندگانی موسی مبرقع، برادر امام هادی :
شیخ مفید رحمه‏الله می‏نویسد:
امام جواد علیه‏السلام پس از خود، امام علی هادی علیه‏السلام، موسی، فاطمه و امامه را خلف خود گذاشت. یعنی دو پسر و دو دختر از امام جواد علیه‏السلام باقی مانده‏اند که فاطمه با حکیمه اشتباه شده، یا دو اسم داشته، فاطمه و حکیمه.
در کتاب «بحر الانساب» فرزندان امام جواد علیه‏السلام را هادی، ابوطالب، زید، ابوجعفر موسی مبرقع، حکیمه، خدیجه و ام‏کلثوم نوشته است، که یقینا در اسامی دختران هم تشابه اسم و لقب و کنیه او را به اشتباه انداخته است.
آنچه مسلم بوده این که هادی علیه‏السلام، موسی مبرقع، فاطمه،حکیمه - یا امامه - فرزندان امام جواد علیه‏السلام بوده‏اند.
امام موسی مبرقع مادرش ام‏ولد بوده که در قم شب چهارشنبه 22 ربیع الاخر سال 296 هجری درگذشت و در خانه خود که تاکنون معروف است، مدفون شد.
در «عمدة الطالب» می‏نویسد:
موسی مبرقع همان فرزند ام‏ولدی است که در قم در مقبره‏ی معروف دفن شده و رضویون اکثرا از اولاد او هستند، چرا که اکثر آن‏ها از اعقاب احمد بن موسی مبرقع می‏باشند.
در «عیون المعجزات» از سید مرتضی علم الهدی رحمه‏الله روایت شده که: حمیری از احمد بن محمد از اباجعفر علیه‏السلام نقل کرده: هنگامی که امام جواد علیه‏السلام خواست به سوی عراق سفر کند، اباالحسن الثالث امام هادی علیه‏السلام با موسی مبرقع نشسته بودند. امام جواد علیه‏السلام به فرزندانش فرمود: از عراق چه دوست دارید برای شما هدیه بیاورم؟
امام ‏هادی علیه‏السلام گفت: یک شمشیر عراقی.
و چون به موسی فرمود: تو چه می‏خواهی؟
گفت: اسب سواری.
امام جواد علیه‏السلام فرمود: این فرزند، ابوالحسن به من شباهت دارد و او، موسی به مادرش.
در تاریخ قم می‏نویسد: نخستین کسی که از سادات رضوی وارد قم شد، اباجعفر موسی بن محمد بن الرضا علیهم‏السلام بود که در سال 256 هجری که برقع بر صورتش انداخته بود تا او را نشناسند وارد قم شد و از آن جا به کاشان رفت و مورد تجلیل فراوان قرار گرفت و احمد بن عبدالعزیز بن دلف العجلی مقدم او را محترم شمرد و اسب و خانه و زندگی او را مهیا نمود و هر سال هزار مثقال طلای مسکوک برای او مقرری معین نمود.
پس از آن وارد قم شد و در آن جا مورد احترام قرار گرفت و هدایایی برای او آوردند که از آن جمله بیست هزار درهم بود و با آن وجه مزرعه‏ای خرید، آن گاه خواهران او زینب، ام‏محمد و میمون دختران امام جواد علیه‏السلام وارد قم شدند و در آن جا بودند تا این که از دنیا رفتند و در کنار قبر فاطمه، بنت موسی بن جعفر علیهم‏السلام دفن شدند.
موسی مبرقع در قم بود تا این که در شب چهارشنبه 22 ربیع الاخر سال 296 هجری در خانه‏ی خود شهید گردید. این مقبره پیش از این به خانه‏ی محمد بن حسن بن ابی‏خالد اشعری معروف بود و نخستین کسی که در آن دفن شد موسی مبرقع بود. پس از او دخترش، میمونه در مقبره بابلان در جوار فاطمه، بنت موسی بن جعفر علیهم‏السلام مدفون گردید و آن جا قبه و بارگاهی ساخت.
موسی مبرقع چند فرزند داشت که از آن جمله: احمد است که از افاضل علمای قم بوده و مورد تقدس ابن‏عمید - وزیر معروف که خاندان او اهل علم و سیادت و فضیلت بوده‏اند - بود و محمد بن احمد بن موسی مبرقع از مشاهیر خاندان مبرقع است که در تاریخ 315 هجری در گذشته است.
سید نعمت الله جزایری رحمه الله می‏نویسد:
نخستین کسی که به قم آمد ابوجعفر، محمد بن موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا علیهم‏السلام بوده است. [2] .
بنابراین، خود موسی به قم نیامده، بلکه پسرش محمد بن موسی بوده که به قم آمده است که در سال 256 هجری با خواهرانش به قم آمدند و وفاتش در سال 296 هجری بوده است.
شمایل و قیافه موسی مبرقع :
همان گونه که گفتیم دومین فرزند امام جواد علیه‏السلام موسی مبرقع است. او دارای شمایل زیبا و صورت جمیل و جالب و جاذبی بود که هر کس را به نظر می‏فریفت و به همین جهت که جمال مشعشع و ملاحت و صباحت منظر او، موجب ازدحام مردم نگردد در معابر، کوچه‏ها و خیابان‏ها برقعی بر روی خود می‏کشید تا زن و مرد از تحریکات منظره‏ی او ناراحتی نیابند و بدین جهت او را مبرقع (یعنی برقع و نقاب بر روی افکنده) می‏خواندند و اولاد و احفاد او را نیز مبرقع خواندند و از زیبایی و طراوت صورت و قیافه جذاب و ملیح او که به فرزندانش نیز ارث رسیده بود آن‏ها هم برقع بر روی خود می‏افکندند و خاندان مبرقع به سیادت، فضیلت، صباحت و کمال شهرتی به سزا داشتند که تاریخ مؤید این گفتار است.
موسی مبرقع، جد اعلای سادات رضوی، تقوی، برقعی و مبرقعی در سرتاسر کشورهای اسلامی در عرب و عجم شهرتی به سزا دارند و سلسله نسب همه‏ی این سادات به وسیله‏ی موسی مبرقع و امام جواد علیه‏السلام به امام رضا علیه‏السلام می‏رسد.
علمای نسابه می‏نویسند:
نسل امام رضا علیه‏السلام جز از امام جواد علیه‏السلام و موسی مبرقع نبوده است.
به ظن قوی، تولد موسی مبرقع در حدود سال 214 هجری یعنی در سن 19 تا 20 سالگی امام جواد علیه‏السلام بوده که در حین رحلت پدرش 5 یا 6 سال داشته است.
چنانچه امام علی النقی علیه‏السلام برادر بزرگتر او 7، یا 8 ساله بوده است.
چرا که به صورت تقریبی ازدواج امام علیه‏السلام با ام‏فضل در سال 205 هجری بوده که حضرتش در حدود سال 210 هجری هنگامی که از ام‏فضل از نظر اولاد مأیوس شده، زن دیگری اختیار کرده و تولد امام هادی علیه‏السلام در سال 212 هجری بوده است.
از مندرجات و مواد وصیت‏نامه امام جواد علیه‏السلام نیز معلوم می‏شود که نخستین فرزندانش امام علی النقی علیه‏السلام می‏باشد که وصی خود قرار داد و در آن موقع موسی مبرقع به حد بلوغ و رشد نرسیده بود که علی را به سبب تربیت ربوبی بر نفس خود و برادرش موسی و خواهرانش قیم قرار داده و در ظاهر امر هم عبدالله بن مشاور را قیم صغار خود قرار داد تا خلیفه، اموال و صدقات آن حضرت را ضایع، تلف و تصرف نکند.
قیمومیت عبدالله بن مشاور نه برای آنکه کفایتی در فرزند ارشد او نبوده و نقصی در امام هادی علیه‏السلام باشد، بلکه چون متوکل همه‏ی اموال و صدقات علویان را غصب کرد حضرت می‏دانست و برای تقیه و حفظ اموال و منافع سادات علوی و رضوی در صورت ظاهر سمت قیمومیت را به نام عبدالله بن مشاور مرقوم فرمود، تا به حکم محجوریت نابالغ بودن علی علیه‏السلام و موسی و خواهرانشان، اموال و صدقات به دست خلفا و غاصبان نیفتد و در قیومیت و سرپرستی عبدالله بن مشاور - که مورد اعتماد امام جواد علیه‏السلام بوده - باشد و بعد به صاحبانش مسترد نماید.
در این جا نکاتی مورد توجه قرار می‏گیرد:
نخست آن که، امام علیه‏السلام نخواسته اموال را صرفا از نظر عدالت و امانت به دیگری بسپارد. نظر امام، شخصیت و قدرت حفظ مال بوده تا اموال از دستبرد متعدیان مصون بماند و پس از بلوغ به صاحبانش مسترد گردد که در بخشی به طور مستقل موسی مبرقع صیانت و تولیت داشته باشد و بخش دیگری را هم زیر نظر مخصوص امام علی هادی علیه‏السلام گذاشت، آن هم روی مصالحی بوده که مورد تعدی خلفای جور و ستم قرار نگیرد.
دوم آن که: امام علیه‏السلام به آینده علم داشت که خودش از مدینه مهاجرت اجباری خواهد نمود ولی پسرش موسی مبرقع در مدینه خواهد ماند و لذا در تاریخ زندگی موسی هم دیدیم تا سن سی سالگی در مدینه بود و بعد به قم هجرت کرد و در این مدت مفاد وصیت‏نامه پدر را به طور کامل عمل کرد و موقوفات و صدقات را به اهلش رسانید.
مهاجرت موسی مبرقع به ایران :
در سال 244 هجری موسی مبرقع به دعوت متوکل از مدینه به بغداد و از آن جا به سامرا مسافرت نمود، تا سال 247 هجری که متوکل مرد، موسی در سامرا بود، ولی پس از مرگ او به طرف ایران حرکت کرد و به قم آمد از آن جا به کاشان رفت و باز به قم مراجعت نمود.
برخی از مورخان، مهاجرت موسی مبرقع را به قم به طور کلی انکار نموده و او را تا آخر عمر مقیم کوفه دانسته‏اند و گفته‏اند: فرزندان او به قم هجرت کرده‏اند.
چون موسی در یک تحول سیاسی مورد غضب خلفای عباسی قرار گرفته، نسبت به او تهمت و افترا هم زده‏اند و علامه‏ی مجلسی رحمه‏الله در «تحفة الزائر» در ضمن حالات علی بن جعفر عریضی او را مجهول الحال دانسته است.
ولی با تحقیق در تاریخ و علم رجال معلوم می‏شود که این بدبینی‏ها مورد نداشته و او مرد متقی و با فضیلتی بوده است.

پی نوشت ها:
[1] رجوع شود به تاریخ قم، منتهی الامال محدث قمی، ارشاد مفید، رجال مامقانی و غیره.
[2] زهر الربیع: 207.
منبع: زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه؛ مؤلف: حسین عماد زاده به اهتمام: غلامحسین عماد زاده؛ ناشر: حسینیه عماد زاده چاپ اول 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir