خبر دادن حضرت از باطن ابن سهل قمی

نوع اصطلاح :
عنوان :
خبر دادن حضرت از باطن ابن سهل قمی
طبری آورده است:
از محمد بن سهل بن یسع قمی روایت شده که گفت: مجاور مکه بودم، در سفری به مدینه، خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم و خواستم از حضرت لباسی بگیرم که مرا بپوشاند، فرصتی پیش نیامد که چنین در خواستی کنم و با او خداحافظی کرده و قصد بیرون آمدن کردم، پس با خودم گفتم: نامه ای می نویسم و خواسته ی خود را در میان می گزارم.
راوی گفت: نامه را نوشتم و به مسجد پیامبر رفتم تا دو رکعت نماز، بجای آورم و صد مرتبه از خدا طلب خیر کنم، پس اگر در دلم افتاد که نامه را تقدیم کنم، تقدیم و گرنه آن را پاره نمایم، چون چنین کردم، در دلم افتاد که نامه را تقدیم حضرت نکنم.
نامه را پاره کردم و از مدینه، خارج شدم، در همین حال بود که قاصدی را دیدم، در حالی که چند پیراهن را در دستمال راه راهی پیچیده، سراغ محمد بن سهل قمی را می گرفت تا اینکه به من رسید و گفت: آقای تو، اینها را برایت فرستاده است و آنها، دو پیراهن بود.
احمد بن محمد گفت: خدای متعال مقدر کرد که وقت مردن، من غسلش دادم و در آن دو پیراهن، کفنش نمودم. [1] .

پی نوشت ها:
[1] دلائل الامامه: 405 ح 366.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir