نفرین آن حضرت بر دشمنش

نوع اصطلاح :
عنوان :
نفرین آن حضرت بر دشمنش
ابن‏سنان گوید : بر امام هادی علیه‏السلام داخل شدم فرمود : ای محمد برای خاندان فرج امری حادث شده است؟ گفتم : عمر مرد، فرمود : خدای را بر این امر سپاس می‏گویم، شمردم بیست و چهار بار خدای را سپاس گفت، سپس فرمود : آیا نمی‏دانی که آن ملعون چه چیز به پدرم گفت؟ گفتم : نه، فرمود : در مورد چیزی با آن حضرت گفتگو کرد، و به امام گفت : گمان می‏کنم مست باشی، پدرم گفت :
خدایا! اگر می‏دانی که امروز برای تو روزه گرفته‏ام به او طعم دزدیدن مال و ذلت و اسارت را بچشان.
پس سوگند به خدا زمانی نگذشته بود تا اینکه اموالش و آنچه داشت به سرقت رفت، آنگاه اسیر گردید، و به همان حالت مرد.

دعاؤه علی عدوه
عن ابن‏سنان قال : دخلت علی ابی‏الحسن علیه‏السلام فقال : یا محمد حدث بآل فرج حدث؟ فقلت : مات عمر، فقال : الحمدلله علی ذلک، احصیت له اربعا و عشرین مرة، ثم قال : او لا تدری ما قال لعنه الله لمحمد بن علی ابی؟ قال : قلت : لا، قال علیه‏السلام : خاطبه فی شی‏ء فقال : اظنک سکران، فقال ابی :
اللهم ان کنت تعلم انی امسیت لک صائما، فاذقه طعم الحرب و ذل الاسر.
فوالله ما ان ذهبت الایام حتی حرب ماله و ما کان له، ثم اخذ اسیرا، فهو ذا مات.

منبع: صحیفه امام جواد(ع)؛ جواد قیومی اصفهانی ؛ دفتر انتشارات اسلامی چاپ اول 1381.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir