بخشیدن مال بهارانش

نوع اصطلاح :
عنوان :
بخشیدن مال بهارانش
حضینی آورده است:
از محمد بن علی بن حدید و شاء کوفی روایت شده که گفت: به قصد حج، بیرون آمدیم و چون حج ما به پایان رسید و از مکه بازگشتیم، گرفتار دزدان شدیم و ما، گروهی از شیعیان امام جواد علیه السلام بودیم، هر چه داشتیم، بردند و هنگامی که به مدینه رسیدیم، خدمت امام جواد علیه السلام شرفیاب شدم، حضرت قبل از اینکه چیزی بگویم، پیشدستی کرد و فرمود:
ای علی بن حدید! در منزل «عرج»، گرفتار دزدان شدید، هر چه با خود داشتید، همه را بردند و تعدادتان بیست و سه نفر است و نام هرک از ما، با نام پدرمان را گفت، عرض کردم: به خدا سوگند! همینطور است، سرور من! چنان شدیم که فرمودید، پس حضرت دستور داد لباس و پول زیادی به من بدهند و فرمود: میانارانت قسمت کن، چه اینکه اینها به همان اندازه ای است که از شما به سرقت رفته است. علی بن حدید گفت: آنها برداشته و نزد برادران و دوستانم رفتم و میان آنها تقسیم کردم و قسم به خدا! معلوم شد که درست به اندازه دارایی سرقت شده ماست.[1] .
ابن حمزه گفته است:
محمد بن ابوالقاسم از پدرش - بلکه عموم راویان شیعه نقل کرده اند -، روایت کرده که گفت: مردی از خراسان، در مدینه خدمت امام جواد علیه السلام رسید و گفت: درود بر شما ای فرزند رسول خدا! و او مذهب واقفی داشت.[2] . پس حضرت در جوابش فرمود: سلام [3] ؛آن مرد، سلام و درود خود را تکرار کرد، باز هم حضرت فرمود: سلام؛ در این هنگام آن مرد امامت حضرت را پذیرفت (و از مذهب واقفی خارج شد). مرد خراسانی گفت: (در آن لحظه که حضرت جواب سلام سردی داد) با خودم گفتم: چگونه می داند که امامش نمی شمارم و از امامتش باز ایستاده ام؟ راوی گفت: پس مرد خراسانی گریست و عرض کرد: فدایت شوم! اینها فلان مبلغ پول است، از من قبول کنید، حضرت به او فرمود: قبول کردم، ولی آنها را پیش خودت نگهدار، مرد خراسانی عرض کرد: وقتی از خانواده ام جدا شدم، خرجی کافی بلکه بیشتر از آن را برایشان گذاشته ام. حضرت فرمود: آنها را همراهت بردار که بطور مکرر به آنها، نیاز خواهی داشت. مرد خراسانی گفت: پولها را همراهم برداشتم و مراجعت کردم، ناگهان دیدم، دزدی به خانه ام زده و هر چه داشته ام، برده است و همان پولها را به خانه خود بردم.[4] .

پی نوشت ها:
[1] الهدایه الکبری: 302.
[2] واقفیها کسانی هستند که بعد از امام موسی بن جعفر علیهما السلام امامت امامان بعدی را نپذیرفتند و توقف کردند و به هفت امامی نیز شهرت دارند.
[3]عنی جواب سلام حضرت، سرد بود و مثل سلام به شیعیان نبود و معلوم بود که حضرت فهمیده است که آن مرد واقفی است.
[4] الثاقب فی المناقب: 518، ح 449.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir