پرداخت بدهی پدر

نوع اصطلاح :
عنوان :
پرداخت بدهی پدر
با خود حرف می‏زد. می‏گفت :
- عجب اشتباهی کردم ! هیچ آدم عاقلی چنین اشتباهی مرتکب نمی‏شود که من شده‏ام. یکی نبود بگوید: مرد ناحسابی ! رسیدی، نوشته‏ای ، چیزی می‏گرفتی ... ای داد و بیداد ، پول‏هایم بر باد رفت ! حال چگونه ادعا کنم که طلبکار بودم ؟
خود را لعن و نفرین می‏کرد که به او گفتم:
- مطرفی ! دیوانه شده‏ای ؟ چرا با خودت حرف می‏زنی ؟
- دست به دلم نگذار که از دیوانه هم بدترم. بیچاره و بدبخت شده‏ام!
- چرا ؟
- رهایم کن. بگذار با درد خود بسوزم و بسازم.
- بگو ببینم چه شده ؟ شاید کاری از دستم بربیاید.
- نه. کاری از دست کسی ساخته نیست.
- دست کم درد دل کن تا سبک شوی !
- چهار هزار درهم از امام رضا علیه‏السلام طلبکار بودم. امروز صبح شنیدم که چند روز است او را به شهادت رسانده‏اند. نه کاغذی ، نه نوشته‏ای ، هیچ مدرکی در دستم نیست. چهار هزار درهم ، از دست رفت. خودم کردم که لعنت بر خودم باد !
- مطرفی ! هرگز این گونه نگو. اولاً که او امام بود. تو با خدا معامله کرده‏ای ، پس پول‏هایت به هدر نرفته است. ثانیاً این که ناراحتی ندارد. با هم نزد پسرش می‏رویم و مطلبت را می‏گویی. شاید از بدهی پدرش خبر داشت و پول‏هایت را پرداخت.
- نه ! فکر نمی‏کنم. فقط من و او از این جریان خبر داشتیم. گمان نمی‏کنم به همسر و فرزندانش گفته باشد.
- حال به پیشنهاد من عمل کن. شاید مشکلت حل شد !
در همین لحظه شخصی از جانب امام جواد علیه‏السلام پیغام آورد و گفت که حضرت ، مطرفی را احضار کرده و گفته است برای پس گرفتن امانتش نزد امام برود. من و مطرفی با تعجب به هم نگاه کردیم. به او گفتم :
- دیدی ! گفتم خدا چاره‏ساز است !
ساعتی بعد نزدیک ظهر به حضور امام رسیدند. امام با دیدن مطرفی فرمود :
- همان طور که می‏دانی پدرم شهید شده است. مبلغی از او طلب داشتی. درست است ؟
- آری ! ولی کسی جز من و او از ماجرا خبر نداشت. شما از کجا می‏دانید ؟!
حضرت لبخندی زد و از زیر سجاده‏ی نمازش مقداری سکه‏ی طلا بیرون آورد و گفت :
- این سکه‏ها بدهی پدرم به تو است. بگیر.
« مطرفی » مات و مبهوت مانده بود که چه بگوید. سکه‏ها را گرفت. تشکر کرده ، بیرون آمدیم. سکه‏ها را شمرد. الله‏اکبر ! چهار هزار درهم بود که از امام می‏خواست [1] .

پی نوشت ها:
[1] شیخ مفید ، ارشاد ، ص 325.
منبع: حیات پاکان (داستانهایی از زندگی امام جواد)؛ مؤلف: مهدی محدثی؛ بوستان کتاب چاپ دوم 1385.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir