فرزندم؛ عمویت را تنها نگذاری

نوع اصطلاح :
عنوان :
فرزندم؛ عمویت را تنها نگذاری
هنگامی که در کربلا همه‏ی یاران باوفای امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسیدند، و نوبت یه فرزندان برادر گرامیش امام مجتبی علیه‏السلام رسید، قاسم بن الحسن علیه‏السلام خدمت آن حضرت رسید و عرض نمود: ای عمو؛ اجازه بده تا با این کفار بجنگم.
آن حضرت به ایشان فرمود: ای پسر برادرم؛ تو یادگار برادرم هستی، تو باید زنده بمانی تا باعث آرامش و تسلای دل ما باشی، و به آن شاهزاده اجازه رزم نمی‏داد.
حضرت قاسم علیه‏السلام نشست، و در حزن و اندوه فراوانی بود، چرا که امام حسین علیه‏السلام به برادرانش برای نبرد، اجازه داده بود.
در آن حال که نشسته و سر مبارکش را به زانو نهاده و در فکر بود، ناگاه به خاطرش آمد که، پدر بزرگوارش حرزی را به بازوی راستش بسته و به او فرموده بود: هنگامی که در سختی و اندوه بزرگی قرار گرفتی، آن حرز را باز کن و بخوان و به آن عمل نما.
حضرت قاسم علیه‏السلام با خود اندیشید، سالها بر من گذشته برای من غمی مانند امروز پیش نیامده است، پس آن حرز را از بازوی خویش باز نمود و به نوشته‏ی آن نگاه کرد.
در آن نامه، امام مجتبی علیه‏السلام این گونه خطاب به فرزندش نوشته بود:
یا ولدی یا قاسم؛ أوصیک أنک اذا رأیت عمک الحسین علیه‏السلام فی کربلاء و قد احاطت به ألاعداء فلا تترک البراز و الجهاد لأعداء الله و أعداء رسوله و لا تبخل علیه بروحک، و کلما نهاک عن البراز، عاده لیأذن لک فی البراز لتحظی فی السعادة الأبدیة.
ای فرزندم ای قاسم؛ تو را وصیت می‏کنم، زمانی که دیدی عمویت امام حسین علیه‏السلام را در کربلا دشمنان محاصره کردند، جنگ و جهاد را با دشمنان خدا و پیامبرش را ترک نکن، خودت را برای فدا شدن در راه او باز مدار، اگر او تو را از نبرد نهی نمود، پافشاری نما تا به تو اجازه دهد، در آن حال است که به خوشی و سعادت همیشگی نائل می‏گردی [1] .

پی نوشت ها:
[1] مدینة المعاجز: 2 / 63 ح 931.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir