دفاع از ولایت‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
دفاع از ولایت‏
- خسته شدم، نفسم برید، کمی آهسته‏ تر.
- نه، تو عجله کن، اگر دیر برسیم جای ایستادن هم پیدا نمی‏شود، آن وقت باید بیرون مسجد زیر آفتاب سوزان بنشینیم، آن‏جا را ببین چه برو و بیایی به راه انداخته، چقدر ریخت و پاش و اسراف، گویی بیت‏المال مسلمین ارث پدرش است که این‏گونه حیف و میل می‏کند.
- آری، یاد علی علیه‏ السلام به خیر، چقدر مواظب بیت‏المال بود.
جمعیت زیادی در حال پیوستن به اجتماع داخل مسجد بودند. با هر زحمتی بود خود را به داخل مسجد رساندیم. امام حسن علیه‏ السلام نیز آمده بود، همان امامی که با نیرنگ‏های معاویه خانه ‏نشین شده بود و در انزوا به سر می‏برد، شاید آمده بود تا ببیند معاویه بر منبر جدش چه خواهد گفت و این‏بار چه سرپوشی بر اعمال خلافش خواهد گذاشت.
معاویه از لابه‏لای جمعیت گذشت. لباس گرانبهایش به زمین کشیده می‏شد و چند نفر «بادمجان دور قاب چین» نیز اطرافش بودند. رفت و روی منبر نشست و شروع به صحبت کرد. پس از مقدمه چینی و مقداری صحبت از هدف سفر به سرزمین حجاز به امیر المومنین علی علیه‏ السلام توهین کرد و دشنام داد؛ البته برای مردم شام امری عادی شده بود، چون به دستور معاویه بر فراز منبرها و پس از نمازها علی را لعن و نفرین می‏کردند، اما در مدینه چنین مسأله‏ای عادی نبود. این سخنان برای گروهی از مردم بسیار ناخوشایند بود و خون را در رگ‏های عاشقان ولایت به جوش می‏آورد.
از حرف‏هایی معاویه داشتم منفجر می‏شدم، چقدر توهین و ناسزا؛ به دوستم گفتم:
- بیا اعتراض کنیم، لنگه کفشی چیزی به طرفش پرتاپ کنیم، این‏طور که نمی‏شود.
- صبر کن، این آرامش مرگبار که بر این جمع حاکم است، آرامش قبل از طوفان است.
هنوز حرف‏های دوستم تمام نشده بود که امام حسن علیه‏ السلام برخاست تا از حیثیت و شرف پدرش دفاع کند، حق هم داشت که آرام ننشیند، باطل بر ضد حق سخن می‏گفت و مردم بی تفاوت خاموش نشسته بودند.
امام با صدایی رسا گفت: مردم، خدا هر پیامبری را که مبعوث کرد، در دودمان او جانشینی برایش قرار داد و همه‏ی پیامبران نیز دشمنانی از جنایتکاران و فاسقان داشتند. بدون شک بسیاری از شما جریان غدیرخم را به یاد دارید، همه می‏دانید که علی علیه‏ السلام وصی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، من نیز فرزند همان وصی رسول خدایم.
و تو ای معاویه، پدرت ابوسفیان است و جدت «حرب». مادرت هند بود - که در ناپاکی شهره و زبانزد بود - اما مادر من زهرای اطهر علیهاالسلام است که آئینه عفاف بود. تو با این شأن و منزلت پست چطور جرأت می‏کنی به خاندانی که خداوند آنها را از هر بدی پاک گردانیده توهین کنی. خدا از ما دو نفر آن کسی را که از لحاظ نسب خانوادگی پست ‏تر، در کفر پیشتازتز و از یاد خدا غافل ‏تر است لعنت کند....
همه‏ی حاضران با صدای بلند آمین گفتند. معاویه که دید مردم پس از شنیدن آن حقایق به جنب و جوش افتاده‏اند و مسجد از کنترل خارج شده، سرافکنده از منبر پایین آمد. چنان خشمگین شده بود که دندان‏هایش را به هم می‏فشرد و از شدت عصبانیت سبیل‏هایش را می‏جوید... و از مسجد بیرون رفت.
می‏دانستم که در ذهنش نقشه‏ی جدیدی ترسیم می‏کند؛ توطئه‏ای که امام را از سر راه خود بردارد و مزاحمی نداشته باشد [1] .

پی نوشت ها:
[1] سفینة البحار، ج 2، ص 187.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir