فکر پلید

نوع اصطلاح :
عنوان :
فکر پلید
- در قبال کشتن او چه چیزی به من می‏رسد.
- ازدواج با یزید، مبلغ هنگفتی پول و یک عمر خوشی و....
لبخندی که حاکی از رضایت بود بر گوشه‏ی لب «جعده» جای گرفت، گفت: باشد، قبول است، ظرف را بده به من و از این‏جا دور شو، نباید کسی تو را ببیند.
- بگیر، این ظرف، این هم مبلغی به عنوان پیش پرداخت. من رفتم، بقیه‏ی کارها با تو.
زن، ظرف و پول‏ها را گرفت و در را بست. مدتی پشت در نشست و سپس آنها را در جای امنی مخفی کرد و یک ‏بار دیگر توطئه‏ی قتل شوهرش را در ذهنش مرور کرد.
فکر پولدار شدن و ازدواج با پسر فرمانروای شام لحظه‏ای از خاطرش محو نمی‏شد، گوشه‏ای نشسته بود. و در رؤیایی خود غرق بود.
دیگر چیزی به آمدن شوهرش نمانده بود، صدای قلب خودش
را می‏شنید و آرام و قرار نداشت. مرد، آن روز، روزه‏ی مستحبی گرفته بود.گرمای هوای مدینه از یک‏ سو، تشنگی و گرسنگی نیز از سوی دیگر رمقی برایش باقی نگذاشته بود. آرام آرام به طرف خانه‏اش حرکت می‏کرد.
روزهای آخر ماه صفر بود و پنجاه سال از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه می‏گذشت.
اکنون نه پیامبر صلی الله علیه و آله در این دنیا بود، نه علی علیه‏ السلام و نه فاطمه علیهاالسلام. تنها خاطرات مظلومیت‏ها و خون دل خوردن‏هایشان باقی بود. رنج‏هایی که در راه بالندگی و ریشه دواندن نهال اسلام متحمل شده بودند فراموش نشدنی بود.
کم‏کم غروب می‏شد. خورشید در نبرد با سیاهی شب عقب نشینی می‏کرد و جای خود را به سیاهی و ظلمت شب می‏داد. به خانه رسید. وضو گرفت و نمازش را خواند. در حال نماز از خوف خدا و قیامت و روز جزا می‏لرزید. می‏دانست در برابر چه آفریدگار بزرگی ایستاده و چه می‏گوید و سر تعظیم بر آستان چه خالق بی‏همتایی می‏ساید. نماز را تمام کرد و به همسرش گفت: افطار مرا بیاور!
جعده مراقب بود تا ظرف شیر نریزد و زحماتش به هدر نرود، ظرف شیری که داخلش کمی عسل ریخته بود و مقدار زیادی زهر؛ زهری بسیار کشنده که معاویه با قیمت گزافی از روم خریده بود و با وعده‏های شیرین و آن همه سکه به خانه‏ی امام حسن علیه‏ السلام فرستاده بود.
جعده در حالی که از ته دل خوشحال بود شربت شیر را سر سفره گذشت. امام مجتبی علیه‏ السلام بسم‏الله گفت و کاسه‏ی شیر را به لب‏هایش نزدیک کرد. تشنه بود، چند جرعه نوشید، اما ناگهان کاسه‏ی شیر را از لب‏هایش جدا کرد. سوزش عجیبی در معده‏اش احساس کرد و فهمید که شربت مسموم بوده است....
خدا را شکر کرد که هجران پایان یافت و به دیدار جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله و پدر و مادر بزرگوارش نائل خواهد شد، سپس نگاهی به جعده کرد و گفت: خداوند تو را بکشد که باعث کشته شدن من شدی. به خدا قسم کسی بهتر از من نخواهی یافت و به آرزوهایت نخواهی رسید، بدان که خدا تو و تحریک کننده‏ات را ذلیل و خوار خواهد کرد. پس از دو روز امام حسن علیه‏ السلام بر اثر آن سم کشنده شهید شد و پس از چهل و هفت سال زندگی با آن همه تلاش و رنج به دیدار حق شتافت.
جعده نیز همان گونه که امام فرموده بود تا آخر عمر ذلیل و خوار بود و معاویه نیز به وعده‏هایش عمل نکرد. [1] .

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 44، ص 154.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir