پاسخ کوبنده به عبیدالله بن عمر

نوع اصطلاح :
عنوان :
پاسخ کوبنده به عبیدالله بن عمر
عبیدالله، پسر عمر بن خطاب، یکی از سران لشکر معاویه بود.
او، در یکی از روزهای جنگ صفین برای امام حسن علیه‏السلام پیام داد: من درخواستی از شما دارم، ساعتی اجازه بده، تا با هم ملاقات کنیم.
امام حسن علیه‏السلام جواب مثبت داد و آنها در محلی با هم ملاقات کردند.
عبیدالله، در این ملاقات، با کمال گستاخی و فریبکاری، به امام حسن علیه‏السلام گفت: پدرت علی علیه‏السلام به قریش ستم کرد و آنها را دشمن خود نمود. آیا تو روا می‏دانی که او را از خلافت خلع کنی و خودت به جای او بنشینی؟
امام حسن علیه‏السلام فرمود: نه، سوگند به خدا! که چنین کاری نخواهد شد.
سپس، آن حضرت خطاب به عبیدالله فرمود: ای پسر خطاب! سوگند به خدا! گویی که من تو را می‏نگرم که امروز یا فردا، کشته شده‏ای، شیطان، رفتار و گفتار تو را در نظرت آراسته و تو را فریب داد، ولی تو به زودی به هلاکت می‏رسی و کشته خواهی شد.
راوی می‏گوید: سوگند به خدا! آن روز هنوز به غروب نرسیده بود که عبیدالله به دست سپاهیان امام علی علیه‏السلام کشته شد.
همان روز، امام حسن علیه‏السلام در میدان جنگ، شخصی را دید که کشته شده و مردی نیزه‏اش را در چشم او استوار نموده و اسبش را به پای او بسته است.
امام حسن علیه‏السلام به حاضران فرمود: ببینید این کشته شده و قاتل او کیست؟ آنها دیدند آن کشته شده عبدالله بن عمر است و آن مردی که او را کشته است، مردی از قبیله‏ی همدان می‏باشد[1] .

پی نوشت ها:
[1] مناقب آل‏ابیطالب، ج 3، ص 193، سیره‏ی چهارده معصوم علیهم‏السلام ص 259 - 260.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir