فقر، دشمنی خطرناک و ستمکار

نوع اصطلاح :
عنوان :
فقر، دشمنی خطرناک و ستمکار
روزی از روزها، مردی که آوازه‏ی بذل و بخشش‏های امام حسن مجتبی علیه‏السلام را شنیده بود، به خدمت آن حضرت آمده و به آن حضرت عرض کرد: ای پسر امیرمؤمنان! من تو را قسم می‏دهم به حق آن خدایی که نعم بسیاری را به شما کرامت فرموده است، به فریاد من برسید و مرا، از دست دشمنم نجات بدهید. زیرا که من، دشمنی دارم که خیلی خطرناک و خیلی ستمکار است. به طوری که نه بر اطفال رحم می‏کند و نه احترام پیران را نگاه می‏دارد.
امام حسن علیه‏السلام، که بر بالشی تکیه داده بود، با شنیدن این سخن، راست نشست و فرمود: بگو ببینم دشمن تو کیست، تا من داد تو را از او بستانم؟!
آن مرد پاسخ داد: من علت دشمنی او را نمی‏دانم، ولی دشمن من، تهیدستی و پریشانی و فقر است.
امام حسن علیه‏السلام، با شنیدن این سخن - که قدری نامتعارف بود - مدتی سر به زیر انداخت و چیزی نگفت.
سپس آن حضرت، سر برداشت و خادم خود را خواست و به او فرمود: هر مقدار پول پیش تو موجود است، حاضر کن.
خادم آن حضرت، پنج هزار درهم نزد آن حضرت، حاضر کرد.
امام مجتبی علیه‏السلام، به خادم خود فرمود: آن پولها را به این مرد بده.
سپس، امام حسن علیه‏السلام، به آن مرد فرمود: با این پول، خطر دشمن تو برطرف می‏شود. اگر باز هم دشمن تو بر تو ستم کرد، شکایت او را نزد ما بیاور. اما اعتدال (و صرفه‏جویی در هزینه‏ها) را به یاد داشته باش.
آن مرد، از امام مجتبی علیه‏السلام سپاسگزاری نموده و گفت: ای پسر پیامبر! من به شما قول می‏دهم که خودم با اسراف، بر خود ستم نکنم و دشمن خود را نیز تحریک ننمایم، ولی اگر دشمن، بی‏علت به سوی من آمد، من از او به شما شکایت می‏کنم، تا به کمک شما او را بر سر جایش بنشانم[1] .

پی نوشت ها:
[1] جلاء العیون، علامه‏ی مجلسی، ص 267، طبق نقل قصه‏های چهارده معصوم علیهم‏السلام، آذر یزدی، صص 98 - 99.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir