سخن امام حسن درباره‏ گفتار ابن ‏زبیر

نوع اصطلاح :
عنوان :
سخن امام حسن درباره‏ گفتار ابن ‏زبیر
ابن‏اعثم کوفی گوید:
علی علیه‏السلام پس از آن که از سخنان عبدالله بن زبیر باخبر شد، به حسن علیه‏السلام فرمود:ابن‏زبیر برای مردم سخنرانی کرده و گفته است من عثمان بن عفان را کشته‏ام. او پنداشته است که من می‏خواهم فریبکارانه عهده‏دار امور مردم شوم، و به من خبر رسیده است که مرا نیز ناسزا گفته است. فرزندم! برخیز و برای ما سخنی رسا و کوتاه بیان کن، و کسی را ناسزا مگو.
حسن بن علی علیه‏السلام به سوی منبر شتافت، و حمد و ثنای خداوند به جا آورد و گفت:هان، ای مردم! سخنان عبدالله بن زبیر به گوش ما رسید. پندار او که «علی علیه‏السلام، عثمان را کشته است»، همه مهاجران و انصار می‏دانند که پدر او - زبیر بن عوام - پیوسته عثمان را به ارتکاب گناهان متهم می‏کرد، و عیب‏های رسوایی‏آوری به او نسبت می‏داد، و طلحة بن عبیدالله [هم‏اندیشه‏ی با زبیر]، پرچم [تصرف] خود را بر در بیت المال عثمان - در حالی که زنده بود- کوبید، و اما ناسزاگویی‏اش به علی علیه‏السلام، این را هر کس [ناتوان نیز] بخواهد حلقومش کوتاه نمی‏آید، و اگر ما می‏خواستیم می‏کردیم، [ولی ناسزاگویی کار ما نیست]، و اما گفتارش که «علی علیه‏السلام فریبکارانه عهده‏دار امور مردم شده است»، برترین دلیل پدرش - زبیر - این است که او با دست خود با علی علیه‏السلام بیعت کرد نه با قلب خود و همین، خود اقرار به بیعت است، و اما [شگفتی او درباره‏ی] ورود پی‏درپی کوفیان بر بصریان، [باید گفت:] از حق مدارانی که [برای نبرد] بر اهل باطل درآیند تعجبی نیست. به جانم سوگند! ما با یاران عثمان نمی‏جنگیم، و این حق علی علیه‏السلام است که با پیروان جمل بجنگد. و السلام. [1] .

شیخ مفید گوید:
سخنان ابن‏زبیر به امیرمؤمنان علیه‏السلام رسید. آن حضرت به فرزند خود - حسن علیه‏السلام - فرمود:فرزندم! برخیز و سخن بگو، و او نیز به سخنرانی پرداخت، و حمد و ثنای خداوند به جا آورد و فرمود:هان، ای مردم! گفتار ابن‏زبیر به ما رسید. به خدا سوگند! پدر او عثمان را به ارتکاب گناهان متهم ساخت و هر دیاری را به روی او بست تا کشته شد. طلحه [یار هم‏فکر او] پرچم خود را بر بیت المال عثمان - با این که زنده بود - کوبید. اما گفتارش که «علی علیه‏السلام فریبکارانه عهده‏دار کار مردم شده است»، برترین دلیل پدرش این است که پنداشته با دست خود با علی علیه‏السلام بیعت کرده است، نه با قلب خود، پس او اقرار به بیعت کرده، و ادعای دوستی صمیمانه نموده است. اگر راست می‏گوید دلیل خود را بیاورد. دلیلش کجاست؟! و درباره‏ی شگفتی او از ورود پی‏درپی کوفیان بر بصریان، [باید گفت:] از حق مدارانی که [برای نبرد] پی‏درپی بر اهل باطل درآیند، چه شگفتی است؟ به جانم سوگند، به خدا سوگند! مردم بصره [حق را] می‏دانند. پس دیدار ما و ایشان در آن روزی است که ما آنان را به دادگاه خدا می‏بریم! خدا به حق داوری می‏کند و او بهترین داور است.
چون حسن علیه‏السلام از سخن خود فارغ شد، شخصی که عمر بن محمود نام داشت، برخاست و اشعاری سرود که در آن، حسن علیه‏السلام را به سبب سخنرانی‏اش ستود. [2] .

پی نوشت ها:
[1] الفتوح 47:2.
[2] الجمل:327.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir