همراه با پدر، در شب شهادت

نوع اصطلاح :
عنوان :
همراه با پدر، در شب شهادت
ابن‏شاذان قمی روایت کرده است:
چون ابن‏ملجم - که لعن خدا بر او باد - با امیرمؤمنان علیه‏السلام بیعت کرد، آن حضرت به او فرمود:سوگند به خدا! تو به بیعت خود، وفا نمی‏کنی، - و با دست مبارک به سر و محاسن خود اشاره کرد - و فرمود:به زودی، این را از [خون] این، خضاف خواهی کرد.
آن حضرت چون ماه رمضان فرارسید، شبی را نزد حسن علیه‏السلام و شبی را نزد حسین علیه‏السلام افطار می‏کرد. یکی از شب‏ها پرسید:چقدر از رمضان گذشته است؟ عرض کردند:چنین و چنان. فرمود:در دهه‏ی آخر [این ماه]، پدر خود را از دست خواهید داد. همان گونه که فرمود، شد. [1] .

اربلی از مناقب ابن‏طلحه نقل کرده است:
امیرمؤمنان علیه‏السلام در آن شب بیرون آمد. غازهایی در خانه‏ی او بودند. چون به حیاط منزل رسید، غازها روبه‏روی آن حضرت، صیحه زدند. امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمود:صیحه‏کنانی که از پی خود، نوحه‏کنان دارند.... فرزندش، حسن علیه‏السلام عرض کرد:[پدرجان!]این فال بد چیست؟ فرمود:فرزندم! فال بد نمی‏زنم، ولی دلم گواهی می‏دهد که کشته می‏شوم.[2] .

مجلسی رحمه الله می‏گوید:
... ام‏کلثوم گفت:نزد برادرم، حسن علیه‏السلام آمدم و گفتم:برادرجان! امشب، احوال پدر چنین و چنان بود. اکنون در این ساعات پایانی شب، بیرون رفت. خود را به او برسان. حسن بن علی علیه‏السلام برخاست و در پی پدر رفت و قبل از آن که او داخل مسجد جامع شود، به او رسید و گفت:پدرجان! چرا این ساعات شب - که هنوز یک سوم آن باقی مانده است - بیرون آمدی؟ علی علیه‏السلام فرمود:ای محبوب و نور دیده‏ام! به سبب خواب هراس‏انگیزی که امشب دیدم و مرا پریشان و آزرده ساخت، از خانه بیرون آمدم.
عرض کرد:خیر دیده باشی! خیر باشد! خواب را برایم نقل کنید. علی علیه‏السلام فرمود:فرزندم! دیدم گویا جبرئیل از آسمان بر کوه ابوقبیس فرود آمد و دو سنگ از آن گرفت و به کعبه برد و بر بام کعبه نهاد. یکی را بر دیگری کوبید و هر دو، همچون [استخوان] پوسیده شدند، و آن را به باد افشاند. در مکه و مدینه، هیچ خانه‏ای نماند مگر آن که آن خاکستر، داخل آن خانه شد.
عرض کرد:پدرجان! تأویل (تعبیر) آن چیست؟ فرمود:فرزندم! چنانچه خوابم راست باشد، پدرت کشته می‏شود و در مکه و مدینه، هیچ خانه‏ای نمی‏ماند مگر آن که [داغدار شوند و] غم و مصیبت من، داخل آن خانه شود.
عرض کرد:پدرجان! این حادثه چه زمانی رخ می‏دهد؟ فرمود:فرزندم! خدای سبحان می‏فرماید:«و کسی نمی‏داند فردا چه به دست می‏آورد و کسی نمی‏داند در کدامین سرزمین می‏میرد.» [3] لیکن حبیبم، رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود که این حادثه در دهه‏ی آخر ماه رمضان خواهد بود و ابن‏ملجم مرادی مرا خواهد کشت. عرض کرد:پدرجان! حال که این را می‏دانی، پس او را بکش. فرمود:فرزندم! قصاص، جایز نیست مگر پس از جنایت. هنوز او جنایتی نکرده است. فرزندم! اگر جن و انس گرد آیند تا آن را برگردانند، نتوانند. فرزندم! به بسترت برگرد.
عرض کرد:پدرجانم! می‏خواهم با شما، به جایگاه نمازت بیایم. فرمود:تو را به آن حقی که بر تو دارم، به بستر خود برگرد تا خوابت حرام نشود و نافرمانی نکن.
حسن علیه‏السلام برگشت و دید خواهرش، ام‏کلثوم پشت در، انتظار می‏کشد. وارد خانه شد و ماجرا را گزارش داد. و با هم، غمگنانه به گفت و گو نشستند. [4] .
ابن‏صباغ می‏گوید:
حسن بن علی علیه‏السلام فرمود:شبی برخاستم و دیدم پدرم در مصلای خانه‏ی خود، به نماز ایستاده است. پس فرمود:فرزندم! خانواده‏ات را بیدار کن تا نماز بخوانند؛ زیرا این شب جمعه، بامدادش بدر است.نفس، اختیار از من ربود و خوابم برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم و عرض کردم:ای رسول خدا! چه سختی‏ها و دشمنی‏ها که از امتت دیدم! فرمود:نفرینشان کن.عرض کردم:خدایا! به جای ایشان، بهتر از ایشان به من بده، و به جای من، بدتر از خودشان، بر ایشان بگمار.
در این هنگام، مؤذن آمد و اذان گفت:و حضرت بیرون رفت، و من نیز از پشت سر او رفتم، پس ابن‏ملجم - که خدا لعنتش کند - ضربتی زد، و او را کشت. [5] .
ابن‏أعثم می‏گوید:
چون روز بیست و هفتم ماه رمضان شد، ام‏کلثوم نزد پدر خود رفت. علی علیه‏السلام به او فرمود:دخترم! پشت در، پنهان شو! او پنهان شد. حسن علیه‏السلام فرمود:من بر در خانه نشسته بودم،شنیدم هاتفی می‏گوید:«آیا کسی که در آتش افکنده می‏شود بهتر است یا کسی که روز قیامت آسوده‏خاطر می‏آید؟» [6] نیز شنیدم هاتف دیگری می‏گوید:«پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت.... اکنون علی بن ابیطالب علیه‏السلام کشته شد. اینک، رکن اسلام فرو ریخت.»
من، بی‏صبرانه در را گشودم و داخل شدم؛ دیدم پدرم از دنیا رفته است. پس کفن‏هایش را آماده کردیم. [7] .

پی نوشت ها:
[1] الفضائل:104.
[2] کشف الغمة 436:1.
[3] لقمان:34؛ (و ما تدری نفس ماذا تکسب غدا و ما تدری نفس بأی أرض تموت).
[4] بحارالانوار 278:42.
[5] الفصول المهمة:132.
[6] فصلت:40؛ (أفمن یلقی فی النار خیر أم من یأتی آمنا یوم القیامة).
[7] الفتوح:40 و 282:3.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir