سخن پدر در نکوهش اشعث بن قیس

نوع اصطلاح :
عنوان :
سخن پدر در نکوهش اشعث بن قیس
بحرانی گوید:
در کتاب هدایة الحضینی نقل شده است:چون احتضار امام حسن علیه‏السلام فرارسید، به برادر خود - حسین علیه‏السلام - فرمود:پدر جعده (اشعث بن قیس) با امیرمؤمنان علیه‏السلام به ستیز برخاست. و در کوفه، پس از بازگشت از صفین - در حالی که افراطی و از طاعت امام علی علیه‏السلام، منحرف شده بود - از او بازماند، و از امامت آن حضرت و حضور در جماعت هر یک از شیعیان، خودداری می‏کرد و بر [مرده‏ی] ایشان نماز نمی‏خواند، و [این]، از آن زمان [شد] که از امیرمؤمنان علیه‏السلام بر منبر شنید که فرمود:افسوس و درد این بی‏گناه را، بی‏گناه آل محمد، و گل خوشبوی، و نور چشم ایشان، این فرزندم - حسین علیه‏السلام - را، از [ستم] فرزند صلبی تو (ای اشعث!) که با پادشاهی سرکش و ستمگر - که پس از پدر خود سلطنت یافته - همراه است.
ابوبحر احنف برخاست و گفت:ای امیرمؤمنان! نام او چیست؟ فرمود:آری، یزید بن معاویه، که عبیدالله بن زیاد را به سپاهی از کوفه می‏گمارد تا حسین علیه‏السلام را بکشد، و این حادثه در دشت کربلا، در ساحل غربی فرات، رخ خواهد داد. پس گویی می‏بینم خوابگاه شتران؛ و محل فرود کاروان؛ و محاصره‏اش توسط سپاه کوفیان را؛ و نیز می‏بینم به کار گرفتن کوفیان، شمشیرها و نیزه‏ها و کمان‏های خود را در بدن، و خون و گوشت آنان؛ و نیز می‏بینم اسیر شدن فرزندان و خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله را، و نیز سوار شدن آنان بر محمل‏های خشن، و کشته شدن پیران و سالمندان و جوانان و کودکان را.
پس اشعث برخاست و گفت:رسول خدا صلی الله علیه و آله - همچون تو - ادعای علم غیب نکرد، این‏ها را از کجا می‏گویی؟ امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمود:وای بر تو، ای عنق النار! سوگند به خدا! فرزند تو - محمد [اشعث] - از فرماندهان آنان است. آری، سوگند به خدا! شمر بن ذی الجوشن، شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج زبیدی و عمرو بن حریث نیز جزو فرماندهان آن سپاه هستند.
پس اشعث، با شتاب سخن آن حضرت را قطع کرد و گفت:ای فرزند ابوطالب! آنچه را می‏گویی به من بفهمان تا پاسخت دهم.
فرمود:وای بر تو، ای اشعث! سخن، همان است که شنیدی.
گفت:ای فرزند ابوطالب! سخن تو نزد من به اندازه‏ی دو دانه‏ی خرما ارزش ندارد. و پشت کرد [که برود] و مردم برخاستند، و به امیرمؤمنان علیه‏السلام چشم دوختند تا اجازه دهد او را بکشند.
آن حضرت فرمود:آرام، خدا شما را رحمت کند. سوگند به خدا! من بر هلاکت او از شما توانمندترم؛ ولی باید [با گذشت زمان،] واقعیت بر کافران تحقق پذیرد.
و اشعث رفت و در کوفه دست به کار پیاده کردن حیله‏ی خود شد، و در خانه‏ی خود مناره‏ی بلندی ساخت و چون صدای مؤذن امیرمؤمنان علیه‏السلام در مسجد جامع کوفه برمی‏خاست، اشعث نیز بر بلندای مناره‏ی خود می‏رفت، و در حالی که رو به سوی مسجد داشت، و به قصد امیرمؤمنان علیه‏السلام فریاد می‏زد:ای مرد! نمازت خالص نیست، تو جادوگر و دروغگویی.
و [روزی] امیرمؤمنان علیه‏السلام با گروهی از یاران خود، از کوی اشعث بن قیس - که بر بلندای مناره‏ی خود بود - گذر کرد. پس اشعث چون آن حضرت را دید، رو برگرداند و آن حضرت به او فرمود:وای بر تو ای اشعث! تو را همان عنق النار - که خدا برایت فراهم کرده - بس است.
اصحاب گفتند:«عنق النار» چیست، ای امیرمؤمنان! آن حضرت فرمود:اشعث چون احتضارش فرارسد، توده‏ای از آتش کشیده به او درآید تا به او برسد، و در حالی که خویشانش ناظرند، او را در خود فروبرد و چون آتش کنار رود، او را در بسترش نیابند، پس درهای خود را ببندند، و آن را پنهان دارند، و بگویند به آنچه دیدید، اعتراف نکنید که به شماتت علی بن ابیطالب علیه‏السلام گرفتار می‏شوید.
گفتند:ای امیرمؤمنان! عنق النار بعدا با او چه کند؟
فرمود:در آن، زنده و معذب خواهد بود تا در قیامت به آتش درآید.
عرض کردند:چگونه آتش در دنیا سراغ او آمد؟
فرمود:زیرا از خدا نمی‏ترسید و از آتش می‏ترسید؛ پس خدا با همان که می‏ترسید عذابش کند.
عرض کردند:ای امیرمؤمنان! این عنق النار کجا خواهد بود؟
فرمود:در این دنیا؛ و اشعث را در خود، بر هر مؤمنی درمی‏آورد، و نزد او می‏افکند، و اشعث به او پناه می‏برد و به او می‏گوید:ای بنده‏ی صالح خدا! از پروردگار خود بخواه تا مرا از این آتشی که در دنیا و آخرت جز به سبب بغض علی علیه‏السلام و شک در محمد صلی الله علیه و آله نیازارد، بیرون آورد. و مؤمن می‏گوید:خدا تو را در دنیا و آخرت، از آن بیرون نکند. و او را نزد خویش و خاندانش - که شک در حادثه‏ی او دارند - می‏افکند تا با هم راز گویند. به او می‏گویند:به ما بگو چرا در این آتش افتادی؟ می‏گوید:به سبب شک در محمد صلی الله علیه و آله و بغض علی علیه‏السلام و ناسازگاری با او، و از روی کینه، ناخوش داشتن، و شکستن بیعت او، و بیعتم با دیگران. و آنان لعنتش کرده، از او بیزاری می‏جویند و می‏گویند:، ما نمی‏خواهیم به آنچه تو رسیدی، برسیم. [1] .

پی نوشت ها:
[1] مدینة المعاجز 196:3، ح 826.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir