دفاع از امام علی و افشاگری علیه بنی‏ امیه

نوع اصطلاح :
عنوان :
دفاع از امام علی و افشاگری علیه بنی‏ امیه
ابن‏جوزی در تذکرة الخواص از سیره‏نویسان نقل می‏کند زمانی که امام حسن علیه‏السلام با معاویه صلح کرد از کوفه عازم مدینه شد. برخی از همراهان و پیروان معاویه مثل عمروعاص و ولید بن عقبه و عتبة بن ولید به معاویه گفتند: ما می‏خواهیم حسن بن علی را به این جا بیاوریم و او را شرمنده کنیم آنگاه راهی مدینه شود. معاویه مخالفت کرده و گفت: او زباندان‏ترین افراد بنی‏هاشم است.
سرانجام امام علیه‏السلام را حاضر نموده و نسبت به علی علیه‏السلام و امام حسن علیه‏السلام سخنان ناروایی بیان کردند. امام علیه‏السلام سکوت کرد تا وقتی که آنها سخن به پایان بردند. آنگاه پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
قال علیه‏السلام:
ان الذی أشرتم الیه قد صلی الی القبلتین و بایع البیعتین و انتم بالجمیع مشرکون و بما انزل الله علی نبیه کافرون انه حرم علی نفسه الشهوات و امتنع اللذات حتی انزل الله فیه «یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما أحل الله لکم» [1] .
و أنت یا معاویة ممن قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی حقه اللهم لا تشبعه «أو لا اشبع الله بطنک) و بات أمیرالمؤمنین یحرس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من المشرکین و فداه بنفسه لیلة الهجرة «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» [2] .
و وصفه الله بالایمان فقال «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا» و المراد به أمیرالمؤمنین و قال له رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أنت منی بمنزلة هارون من موسی و أنت أخی فی الدنیا و الآخرة و أنت یا معاویة نظر النبی صلی الله علیه و آله و سلم الیک یوم الأحزاب، فرأی أباک علی جمل یحرص الناس علی قتاله و أخوک یقود الجمل و أنت تسوقه فقال لعن الله الراکب و القاید و السائق و ما قابله أبوک فی موطن الا و لعنه و کنت معه ولاک عمر الشام فخنته ثم ولاک عثمان فتربصت علیه و أنت الذی کنت تنهی أباک عن الاسلام حتی قلت مخاطبا له:

یا صخر لا تسلمن طوعا فتفضحنا
بعد الذین ببدر أصبحوا مزقا

لا ترکنن الی أمر تقلدنا
و الراقصات بنعمان به الحرقا

و کنت یوم بدر؛ و احد، و الخندق، و المشاهد کلها تقاتل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و قد علمت المسلمین الذی ولدت علیه؛ ثم التفت الی عمرو بن العاص و قال أما أنت یا ابن النابغة فادعاک خمسة من قریش غلب علیک الأمهم و هو العاص و ولدت علی فراش مشرک و فیک نزل «ان شانئک هو الأبتر» [3] و کنت عدو الله و عدو رسوله و عدو المسلمین و کنت أضر علیهم من کل مشرک و أنت القائل:

و لا انثنی عن بنی‏هاشم
بما اسطعت فی الغیب و المحضر

و عن عایب اللات لا أنثنی
و لولا رضی اللات لم تمطر

أما أنت یا ولید فلا الومک عن بغض أمیرالمؤمنین فانه قتل أباک صبرا و جلدک فی الخمر لما صلیت بالمسلمین الفجر سکرانا، و قلت: أأزیدکم؟ و فیک یقول الحطیئة:

شهد الحطیئة حین یلقی ربه
ان الولید احق بالعذر

نادی و قد تمت صلاتهم
أأزیدکم سکرا و ما یدری‏

لیزیدهم أخری و لو قبلوا
لأتت صلاتهم علی العشر

فأتوا أبا وهب ولو قبلوا
لقرنت بین الشفع و الوتر

حبسوا عنانک اذ جریت و لو
ترکوا عنانک لم تزل تجری‏

و سماک الله فی کتابه فاسقا، و سمی أمیرالمؤمنین مؤمنا فی قوله: «أفمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون» و فیک یقول حسان بن ثابت و فی أمیرالمؤمنین:

أنزل الله ذوالجلال علینا
فی علی و فی الولید قرانا

لیس من کان مؤمنا عمرک الله
کمن کان فاسقا خوانا

سوف یدعی الولید بعد قلیل
و علی الی الجزاء عیانا

فعلی یجزی هناک جنانا
و ولید یجزی هناک هوانا

و أما أنت یا عتبة فلا الومک فی أمیرالمؤمنین فانه قتل أباک یوم بدر و اشترک فی دم ابن عمک شیبة و هلا انکرت علی من غلب علی فراشک و وجدته نائما مع عرسک حتی قال فیک نصر بن حجاج:

نبئت عتبة هیأته عرسه
لصداقة الهذلی من الحیان‏

الفاه معها فی الفراش فلم یکن
فحلا و امسک خشیة النسوان‏

لا تعتبن یا عتیبة نفسک حبها
ان النساء حبایل الشیطان‏

ثم نفض الحسن ثوبه و قام فقال معاویة:

أمرتکم أمرا فلم تسمعوا له
و قلت لکم لاتبعثن الی الحسن‏

فجاء و رب الراقصات عشیة
برکبانها یهوین من سرة الیمن‏

أخاف علیکم منه طول لسانه
و بعد مداه حین اجراره الرسن‏

فما أبیتم کنت فیکم کبعضکم
و کان خطابی فیه غبنا من الغبن‏

فحسبکم ما قال مما علمتم
و حسبی بما ألفاه فی القبر و الکفن [4] .

امام حسن علیه السلام فرمود:
(آن کس که شما به او اشاره کردید، سوی دو قبله نماز گزارد و دو بیعت کرد و شما به همه چیز مشرک بودید و بدانچه که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است، کافر بودید، و وی بر خویشتن امیال شهوانی را تحریم کرده و از کامجویی‏ها کناره گرفته بود، چندان که خداوند درباره‏ی ایشان نازل کرد: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید».
و تو ای معاویه از آنانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره‏ی تو گفت: خدایا سیرش مکن. (یا خداوند شکمت را سیر نکند.) [5] امیرمؤمنان، برای حراست از جان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر مشرکان [در بستر ایشان] خفت و در شب هجرت خود را فدای ایشان کرد، چندان که خداوند آیه‏ای از قرآن نازل فرمود: «بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خداوند می‏فروشند» که مراد از آن، امیرمؤمنان است. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بدیشان فرمود: تو برای من چون هارونی نسبت به موسی و تو برادر من هستی در دنیا و آخرت.
اما تو ای معاویه! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روز احزاب به تو نگاه کرد و پدرت را دید که بر شتری سوار است و مردم را به جنگ با ایشان تحریک می‏کند و برادرت افسار شتر در دست و تو آن را می‏رانی و فرمود: خدا شترسوار و شترکش و شترران را لعنت کند و در هیچ موطنی پدرت با ایشان «پیامبر خدا» روبه‏رو نشد، مگر آن که پدرت را لعنت کرد و تو نیز با او بودی.
عمر تو را بر شام گماشت، به او خیانت ورزیدی سپس عثمان تو را گماشت و تو در کمین او نشستی و از کمک به او دریغ نمودی. تو همان کسی هستی که پدرت را همواره از اسلام باز می‏داشتی. حتی گفتی:
ای صخر، به اختیار تسلیم نشو که ما را بی‏آبرو می‏کنی. آن هم پس از آن‏ها که در بدر پاره پاره شدند. به کاری که ما را در پی خود روان کنی، اهتمام نکن تو را سوگند به ستارگان رقصنده در خون که سوزندگی از آن است. و تو روز بدر و احد و خندق و تمام جنگ‏ها بودی و با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ستیز می‏کردی و مسلمانان آن زنی را که تو از آن زاده شده‏ای می‏شناسند.
سپس رو سوی عمروعاص کرده و فرمود:
اما تو ای پسر نابغه. کسی هستی که پنج تن از قریش مدعی پدریت شد که پست‏ترین آنها برنده تو شد که همان عاص باشد و تو بر بستر مشرک زاده شدی و درباره‏ی تو خطاب به پیامبر آن آیه نازل شد: «ملامت‏گر که قطعا بریده نسل و عقب است» و تو همواره دشمن خدا و دشمن پیام‏آور او و دشمن مسلمانان بوده‏ای و تو همواره زیان‏بارتر از هر مشرکی برای آنان «مسلمانان» بوده‏ای و تویی که گفته‏ای:
تا می‏توانم، در نهان و آشکار از بنی‏هاشم کین برندارم و از دشمنی با عیب جویان لات «نام یکی از بت‏ها» دست برندارم چرا که اگر رضایت لات نباشد، باران نبارد. اما تو ای ولید! تو را به خاطر بغض امیرمؤمنان سرزنش نمی‏کنم، چرا که ایشان پدرت را به صبر [6] کشت و خود تو را به خاطر باده‏نوشی و نماز صبح گزاردنت در حال مستی در حالی که خطاب به مردم گفته بودی آیا بیشتر بگذارم؟ حد شرعی بر تو زد و حطیئه درباره‏ی تو گفت:
«هنگامی که پروردگارش را دیدار کند، شهادت خواهد داد که ولید شایسته تعزیر است. در حالی که نماز مسلمانان پایان یافته بود، ناهوشیار از سرمستی فریاد برآورد آیا بیشترتان نگزارم؟ و اگر می‏پذیرفتند [نماز] دیگری را نیز بر آنان می‏افزود و نمازشان ده [رکعت] می‏شد.»
آنان نزد ابووهب شدند و اگر می‏پذیرفتند تو [چندان ادامه می‏دادی] که شفق و وتر را به هم می‏پیوستی. لگامت را فراکشیدند که تند می‏رفتی و اگر لگامت گسیخته بودند، همچنان می‏تاختی. تو را خداوند در کتاب خود فاسق نامید و امیرمؤمنان را مؤمن نامید در آن آیه‏ی شریفه که می‏فرماید: «آیا آن که مؤمن است مانند آن کسی است که فاسق است. اینان برابر نیستند.» و در مورد تو و امیرمؤمنان، حسان بن ثابت گوید:
خدای ذوالجلال بر ما نازل کرد درباره‏ی علی و ولید قرآنی. خدا عمرت دهد، آن که مؤمن است مانند آنکه فاسق و خیانت‏کار است نیست. زمانی اندک خواهد گذشت که ولید و علی آشکارا (در قیامت) خواستار پاداش خواهند شد. در آنجا علی پاداش بهشت خواهد ستاند و ولید در آنجا خواری و عذاب دریافت خواهد نمود.
اما تو ای عتبه من تو را درباره‏ی امیرمؤمنان سرزنش نمی‏کنم، زیرا ایشان پدرت را روز بدر کشت و در قتل پسر عمویت شیبه مشارکت کرد و هر چه کنی نتوانی انکار آن کس کنی که بر بسترت رخنه کرد و او را خفته با زنت یافتی. چندان که نصر بن حجاج درباره‏ی تو گفت:
«تازه عروس عتبه رخساره‏ی او را آشکار ساخت، برای صداقه هذلی از [طایفه‏ی] حیان. به طوری که عتبه او را با همسر خویش در بستر یافت و مرد نبود و از ترس زنان خویشتنداری کرد.
ای عتبه خود را برای جلب عشق او به زحمت مینداز، زیرا زنان دام‏های شیطانند.
سپس امام حسن علیه‏السلام جامه تکانید و برخاست. معاویه خطاب به اطرافیان گفت:
دستوری به شما دادم، ولی شما گوش بدان ندادید و به شما گفتم دنبال حسن نفرستید. قسم به پروردگار ستارگان رقصنده شبانگاه آمد، با سواران خود از قلب یمن سرازیر شدند. من از زبان دراز او و دوری پرتاب او به هنگام کمند اندازیش بر شما بیمناک بودم. وقتی نپذیرفتید، من میان شما همچون یکی از شما شدم و سخنم درباره‏ی او زیان در زیان شد. پس آن چه که درباره‏ی شما گفت و شما دانستید بس است، شما را. و بس است مرا آن چه که در قبر و کفن خواهم یافت.)

پی نوشت ها:
[1] سوره‏ی مائده، آیه‏ی 87.
[2] سوره‏ی بقره، آیه‏ی 207.
[3] سوره‏ی کوثر، آیه‏ی 3.
[4] 1- تذکرة الخواص، ص 182 -184.
2- مسند الامام المجتبی، ص 370، ح 2.
[5] راوی می گوید: مسلم آن به نقل از ابن‏عباس در صحیح خود آورده.
[6] در مورد قتل به صبر معانی مختلفی وجود دارد که بهتر آنها این معناست که کسی را دست و پا بسته گردن زنند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir