ماجرای حکمیت

نوع اصطلاح :
عنوان :
ماجرای حکمیت
پس از پایان خفت‏بار ماجرای حکمیت سخن درباره‏ی آن میان مردم فراوان بود. برخی گفتند: چه شد که امیرالمؤمنین به نزدیکان خود بگوید که درباره‏ی حکمیت و حکمین صحبتی نمایند.
امام علی علیه‏السلام روزی از بالای منبر به فرزندش امام حسن علیه‏السلام توجه نموده و فرمود: برخیز درباره‏ی حکمین با مردم سخن بگو. امام حسن علیه‏السلام برخاست و فرمود:
قال علیه‏السلام:
أیها الناس انکم قد اکثرتم فی هذین الرجلین و انما بعثا لیحکما بالکتاب علی الهوی فحکما بالهوی علی الکتاب، و من کان هکذا لم یسم حکما و لکنه محکوم علیه.
و قد أخطأ عبدالله بن قیس، اذ جعلها لعبد الله بن عمر. فأخطأ فی ثلاث خصال: واحدة أنه خالف أباه اذ لم یرضه لها و لا جعله من أهل الشوری، و أخری أنه لم یستأمره فی نفسه و ثالثة أنه لم یجتمع علیه المهاجرون و الأنصار الذین یعقدون الأمارة و یحکمون بها علی الناس و أما الحکومة فقد حکم النبی علیه الصلاة و السلام سعد بن معاذ فی بنی قریظة فحکم بما یرضی الله به و لا شک و لو خالف یرضه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم [1] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(ای مردم، درباره‏ی این دو مرد «عبدالله بن قیس و عمرو بن عاص» زیاد حرف زدید و حق آن است که این دو تن اعزام شدند تا با کتاب [خداوند] حکم بر نظرات شخصی کنند، ولی آنان با نظرات شخصی حکم بر کتاب [خداوند] کردند و هر کس چنین کند، حکم نامیده نشود، بلکه محکوم نامیده شود «محکوم علیه و خطاکار است». عبدالله بن قیس خطا کرد که عبدالله بن عمر را نامزد خلافت کرد و به سه دلیل در انتخابش دچار اشتباه شد.
دلیل اول آن که وی با پدر عبدالله [یعنی عمر] مخالفت ورزیده است، زیرا خود عمر پسر خویش را شایسته خلافت ندید و حتی وی را از افراد شورای خلافت هم قرار نداد.
دلیل دوم آن که وی از عبدالله کسب تکلیف نکرد، که آیا خود را لایق می‏داند یا نه و آیا راضی هست برای گرفتن عنان خلافت یا خیر؟.
دلیل سوم آن که مهاجرین و انصار که تصمیم گیرنده‏ی امارت هستند و با آن تصمیم بر مردم تکلیف معین می‏کنند، درباره‏ی عبدالله عمر همدل نیستند. اما خود حکمیت، پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سعد بن معاذ را درباره‏ی سرنوشت بنی‏قریظه حکم قرار داد و وی بدان چه که خدا بر آن رضایت داشت، حکم کرد و چنانچه این کار خلاف بود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هرگز بدان رضا نمی‏داد.)

پی نوشت ها:
[1] 1- احقاق الحق، ج 19، ص 350.
2- بحارالأنوار، ج 33، ص 393، ح 618.
3- عقد الفرید، ج 5، ص 92.
4- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 265، ح 1.
5- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 145. به نقل از حیاة الامام الحسن علیه‏السلام للشیخ باقر القرشی، ج 1، ص 479 ط. نجف.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir