پاسخ ادعاهای دروغ عمروعاص و مروان

نوع اصطلاح :
عنوان :
پاسخ ادعاهای دروغ عمروعاص و مروان
روزی عمروعاص و مروان بن زیاد بن ابی‏سفیان نزد معاویه از فضایل گذشته و حال خود سخن می‏گفتند. معاویه گفت: این همه تفاخر شما اگر در حضور حسن بن علی و عبدالله بن عباس بود پاسخ‏های دندان شکنی به شما می‏دادند.
زیاد گفت: آنان را بخواه تا بیایند و در حضور تو ما با آنها سخن گوییم. معاویه با مشورت عمروعاص امام حسن علیه‏السلام و عبدالله بن عباس را طلبید، عمروعاص به امام حسن علیه‏السلام گفت: سخن در این بود که مردان بنی‏امیه مقاوم‏تر و استوارتر در میدان نبرد، و وفادارتر به عهدها و بخشنده‏ترند،...
قال علیه‏السلام:
لیس من العجز أن یصمت الرجل عند ایراد الحجة و لکن من الافک أن ینطق الرجل بالخنا و یصور الباطل بصورة الحق یا عمرو افتخارا بالکذب و جرأة علی الافک ما زلت أعرف مثالبک الخبیثة أبدیها مرة و أمسک عنها اخری فتأبی الا انهماکا فی الضلالة أتذکر مصابیح الدجی و اعلام الهدی و فرسان الطراد و حتوف الأقران و ابناء الطعان و ربیع الضیفان و معدن النبوة و مهبط العلم
و زعمتم أنکم أحمی لها وراء ظهورکم و قد تبین ذلک یوم بدر حین نکصت الأبطال و تساورت الأقران و اقتحمت اللیوث و اعترکت المنیة و قامت رحاؤها علی قطبها و فرت عن نابها و طار شرار الحرب فقتلنا رجالکم و من النبی صلی الله علیه و آله و سلم علی ذراریکم فکنتم لعمری فی هذا الیوم غیر مانعین لما وراء ظهورکم من بنی عبدالمطلب.
ثم قال: و أما أنت یا مروان فما أنت و الأکثار فی قریش، و أنت طلیق و أبوک طرید یتقلب من خزایة الی سوءة و لقد جی‏ء بک الی امیرالمؤمنین، فلما رأیت الضرغام قد دمیت براثنه و اشتبکت أنیابه کنت کما قال:

لیث اذا سمع لیو زئیره
یبصبصن ثم قذفن بالأبعار. [1] .

امام حسن علیه‏السلام فرمود
(این از ناتوانی نیست که کسی هنگام ادای حجت ساکت بماند ولی از نارواست که کسی لب به ناسزا گشوده و باطل را به شکل حق تصویر نماید. از رهگذر افتخار به دروغ و بی‏باکی نسبت به ناروا می‏گویی. ای عمرو! من همواره با درنده‏خویی تو آشنا بوده‏ام که گاه آن را آشکار می‏کردم و گاه از آن خودداری می‏نمودم و تو جز فرو رفتن بیشتر در گمراهی بر نمی‏تافتی.
آیا چراغ‏های تاریکی و نشانه‏های هدایت و سواران جنگاور و کشنده پهلوانان و صاحبان ضربه‏های کاری و بهار هماوردان و سرچشمه‏ی نبوت و محل فرود علم را [به زشتی] یاد می‏کنی؟ و پنداشته‏اید که شما حامی پیشینیان و گذشته‏ی خود هستید؟ و این در روز بدر آشکار شد که پهلوانان عقب نشستند و جنگاوران شکست خوردند و شیرمردان سرنگون شدند و آرزوها بر باد شد و سنگ آسیای جنگ بر قطب آن استقرار یافته [و لبخند روزگار] دندان‏های آن را نمایان کرد و شعله‏های جنگ جهیدن گرفت. ما مردان شما را کشتیم و پیامبر بر فرزندانتان منت نهاد [و آزادشان کرد] سوگند به جانم که در آن روز برای دفاع از پیشینیان خود توان ممانعت و دفاع در برابر فرزندان عبدالمطلب نداشتید.
سپس فرمود: اما تو ای مروان! تو را چه به زیاده‏خواهی در قریش! چه آن که تو آزاد گشته‏ای [از آزاد شده‏های پیامبر در فتح مکه هستی] و پدرت رانده شده بود که همواره از ننگ به عار آمد و شد داشت و تو را نزد امیرالمؤمنین آوردند و تو وقتی دیدی که پنجه‏های شیر آغشته در خون است و دندان‏هایش درهم فرو رفته چون کسی شدی که گوید: شیر است اگر گاو وحشی نعره‏اش را بشنود. دم تکان می‏دهد و سپس خود را خراب می‏کند «از ترس» پشکل می‏اندازد.)

پی نوشت ها:
[1] ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 218 به نقل از المحاسن و المساوی بیهقی (ص 78، ط بیروت).
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir