ضرورت اعتقاد به قضا و قدر

نوع اصطلاح :
عنوان :
ضرورت اعتقاد به قضا و قدر
در حدیثی آمده است حسن بن حسن بصری در نامه‏ای به امام حسن بن علی علیه‏السلام نوشت:
شما بنی‏هاشم کشتی نجات، چراغ روشنی بخش و پرچم هدایتی هستید که هر کس از شما پیروی کند نجات می‏یابد.... ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد ما از قضا و قدر فراوان صحبت می‏شود و اختلاف زیادی پیرامون آن وجود دارد ما را از نظر خود و نظر پدرت علی علیه‏السلام آگاه کن که شما خاندانی هستید که علم را به میراث می‏برید.
امام علیه‏السلام در پاسخ او نوشت:
اما بعد فقد انتهی الی کتابک عند حیرتک و حیرة من زعمت من امتنا و کیف ترجعهن الینا و انتم بالقول دون العمل و اعلم انه لولا ما تناهی الی من حیرتک و حیرة الأمة قبلک لأمسکت عن الجواب و لکنی الناصح ابن الناصح الأمین و الذی انا علیه انه من لم یؤمن بالقدر خیره و شره فقد کفر و من حمل المعاصی علی الله عزوجل فقد فجر ان الله تعالی لا یطاع باکراه و لا یعصی بغلبة و لا اعمل (أهمل) العباد من الملیکة و لکنه عزوجل المالک لما ملکهم و القادر علی ما علیه اقدرهم فان ائتمروا بالطاعة لم یکن الله عزوجل لهم صادا و لا عنها مانعا و ان ائتمروا بالمعصیة فشاء سبحانه ان یمن علیهم فیحول بینهم و بینهما فعل و ان لم یفعل فلیس هو حملهم علیها اجبارا و لا الزمهم بها اکراها بل احتجاجه جل ذکره علیهم ان عرفهم و جعل لهم السبیل الی فعل ما دعاهم الیه و ترک ما نهاهم عنه و لله الحجة البالغة فلو شاء لهدیکم أجمعین و السلام علی من اتبع الهدی. [1] .
(اما بعد از حمد و سپاس خداوند، نامه‏ی تو که نشانه‏ی تحیر تو و تحیر کسانی که گمان کردی از امت ما «شیعیان» هستند، به دست من رسید و چگونه به ما مراجعه خواهید نمود. در حالی که شما فقط حرف زده و عمل نمی‏کنید و بدان که اگر چنان نبود که خبر سرگردانی و در شک قرار داشتن تو و امت پیش از تو به من نمی‏رسید، از پاسخ خودداری می‏کردم ولی من ناصح فرزند ناصح امین هستم.
اما آنچه که من بر آن هستم آن است که هر کس به قدر ایمان نداشته باشد، چه از نوع خیر آن یا شر آن، کافر شده است و هر کس رفتار معصیت آمیز را به خدا نسبت دهد، بزهکار است.
بی‏تردید خداوند نه به اکراه اطاعت شود و نه با فشار مورد عصیان واقع شود و چنان هم نیست که خداوند بندگان را از سیطره‏ی قدرت خود خارج ساخته باشد، بلکه خداوند بزرگ دارنده‏ی آن قدرتی است که بخشی از آن را به آنها داده است و بر آنچه که آنها را بر آن توانا ساخته است، تواناست.
پس چنانچه خواهان فرمانبرداری شدند، خداوند بزرگ جلوگیری نکند و از کار آنان مانع نشود و چنانچه بنا بر معصیت گذاشتند، خداوند سبحان با اجازه‏ی خود بر آنها منت نهاده و میان آنها و خواسته‏ی‏شان ارتباط برقرار می‏کند، هر چند خداوند آن کار را انجام نداده، ولی او آنها را نه بدان کار اجبار کرده و نه آنها را به اکراه بدان الزام نموده است.
بلکه برهان و احتجاج او «جل ذکره» بر آنان این است که معرفتشان داده و راه قرار داده تا آنچه که وی آنها را بدان فرا می‏خواند، انجام داده و آنچه را که از آن نهی کرده گریزان باشند. و حجت بالغه از آن خداست و اگر بخواهد، همه‏ی شما را هدایت می‏کند، و درود بر کسی که راه هدایت را می‏پیماید.)

پی نوشت ها:
[1] 1- احقاق الحق، ج 11، ص 328، و ص 233، و ج 19، ص 352.
2- بحارالأنوار، ج 5، ص 40، ح 63.
3- تحف العقول، ص 231.
4- کنز الفواید کراجکی، ص 170.
5- مسند امام مجتبی علیه‏السلام، ص 493، ح 5.
6- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 122.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir