پرهیز از مطرح کردن تقاضا نزد ظالم

نوع اصطلاح :
عنوان :
پرهیز از مطرح کردن تقاضا نزد ظالم
پس از صلح، معاویه موظف بود هر ساله مبالغی را برای امام حسن علیه‏السلام بفرستد تا آن حضرت صرف در مخارج فقرا، سادات بنی‏هاشم و متعلقین خود و دیگران بنماید.
در یکی از سال‏ها معاویه در ارسال اموالی که باید به آن حضرت می‏رسید، تأخیر کرد، امام تصمیم داشت با نوشتن نامه‏ای به معاویه یادآوری کند که حقوق عقب افتاده‏ی او را بفرستد. در این باره امام حسن علیه‏السلام فرمود:
قال علیه‏السلام:
فدعوت بدواة لأکتب الی معاویة لأذکره نفسی ثم امسکت فرأیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی المنام، فقال: کیف أنت یا حسن؟. فقلت: بخیر یا أبة و شکوت الیه تأخر المال عنی فقال: أدعوت بدواة لتکتب الی مخلوق مثلک تذکره ذلک؟. قلت: نعم یا رسول الله فکیف أصنع؟.
قال: قل اللهم أقذف فی قلبی رجاءک، و اقطع رجایی عمن سواک حتی لا أرجو أحدا غیرک. اللهم و ما ضعفت عنه قوتی، و قصر عنه عملی، و لم تنته الیه رغبتی، و لم تبلغه مسئلتی و لم یجر علی لسانی مما أعطیت أحدا من الأولین و الآخرین من الیقین، فخصنی به یا رب العالمین.
قال: فو الله ما الححت به اسبوعا حتی بعث الی معاویة بألف ألف و خمسمائة ألف. فقلت: الحمد لله الذی لا ینسی من ذکره و لا یخیب من دعاه فرأیت النبی صلی الله علیه و آله و سلم فی المنام، فقال: یا حسن کیف أنت؟. فقلت: بخیر یا رسول الله و حدثته حدیثی فقال: یا بنی هکذا من رجا الخالق و لم یرج المخلوق. [1] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(پس دواتی خواستم تا نامه‏ای به معاویه نوشته و پیمانم را به او یادآوری کنم. ولی دست نگه داشتم و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم. فرمود: چگونه‏ای ای حسن! گفتم خوبم پدرجان و از به تأخیر افتادن پول به ایشان شکایت کردم. فرمود: آیا دواتی خواستی که به آفریده‏ای چون خویش نامه بنویسی تا او را یادآوری کنی؟ گفتم: آری، ای رسول خدا، پس چه کنم؟. فرمود: این دعا را بخوان: خدایا امید به خود را در دلم قرار بده و از غیر تو امیدم را قطع کن، چندان که کسی جز تو را امید نداشته باشم.
بار خدایا آن یقینی که نیروی من از دسترسی به آن بازماند و تلاشم به آن دست نیافت و اراده‏ی من به آن نرسید و خواسته‏ام بدان دست نیافت و بر زبانم جاری نشد، همان یقینی را که به هیچ یک از اولین و آخرین نداده‏ای به من عنایت بفرما، ای پروردگار جهانیان؟. حضرت امام حسن علیه‏السلام فرمود: بیش از هفته‏ای بدان مداومت و اصرار نکرده بودم که معاویه هزار هزار [یک میلیون] درهم و پانصد هزار درهم [جمعا یک و نیم میلیون] برایم فرستاد.
گفتم سپاس خدایی را که هر کس را که یادش کند، از یاد نمی‏برد و هر کس که بخواندش مأیوس نمی‏شود. پس پیامبر را در خواب دیدم و فرمود: حالت چطور است؟. گفتم: خوبم ای رسول خدا و جریانم را به او گفتم فرمود: پسرم! چنین است. وضع کسی که امید به خالق داشته باشد و به مخلوق امیدوار نباشد.)

پی نوشت ها:
[1] 1- تاریخ دمشق، (ابن‏منظور)، ج 7، ص 6.
2- تاریخ دمشق، ترجمه‏ی امام حسن علیه‏السلام، ص 10، ح 7.
7- مسند امام مجتبی علیه‏السلام، ص 360، ح 44.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir