اطلاع از لغت حیوانات و احوال آنها

نوع اصطلاح :
عنوان :
اطلاع از لغت حیوانات و احوال آنها
ائمه اطهار علیهم‏السلام به عنوان وسایط فیض الهی برای جمیع موجودات نقش ولایت و راهبری عالم هستی را در بعد تکوین و تشریع به عهده دارند، در این ارتباط یکی از خصایص و کرامات آنان آشنایی بر همه لغات و لهجه‏ها در عالم انسانی و بر همه اصوات و لغات در عالم حیوانات می‏باشد. علی بن الحسین علیه‏السلام نیز به لغات و اصوات حیوانات اطلاع داشته و در موارد متعددی با آنها صحبت نموده و مراد و کلام آنها را دانسته و شنیده و برای اصحابشان بازگو نموده‏اند. در این زمینه «نقل کلام و سخن گنجشکها»، «گوسفند و بچه آن»، «روباه»، «آهو» و «گرگ» از حضرت سجاد علیه‏السلام روایت شده است.

سخن گنجشک‏ها و اخبار حضرت سجاد از آن‏
«ابوحمزه ثمالی» می‏گوید: «در منزل حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام با ایشان بودم و در آن منزل درختی بود. گنجشک‏های زیادی روی آن درخت لانه داشته از این رو به آنجا رفت و آمد نموده و جیک و جیک می‏کردند. حضرت به من فرمود: «ای اباحمزه آیا می‏دانی یکی از اینها چه می‏گوید؟» عرض کردم: خیر. فرمود: «او پروردگارش را تقدیس نموده و از او روزی امروزش را طلب کرد.»
بعد حضرت فرمود: «ای اباحمزه به ما منطق پرندگان آموخته شده و از همه اشیاء به ما داده شده است. «علمنا منطق الطیر و اوتینا من کل شی‏ء.» [1] .
همچنین در روایتی دیگر همین جناب «ابوحمزه» می‏گوید: «نزد حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام بودم و بر دیوار مقابل حضرت، گنجشک‏هایی بودند که سر و صدا می‏کردند. حضرت فرمود: «ای اباحمزه آیا می‏دانی چه می‏گویند؟ هر آینه برای آنها زمانی است که در آن زمان غذای خود طلب می‏کنند و سؤال می‏کنند، ای اباحمزه قبل از طلوع شمس نخواب. من این را برای تو نمی‏پسندم و این عمل کراهت دارد. (یعنی در «بین الطلوعین» حتما بیدار باش) هر آینه خداوند ارزاق بندگان را در آن موقع تقسیم می‏فرماید و بر دستان ما آن را جاری می‏فرماید، (ان الله یقسم فی ذلک الوقت ارزاق العباد و علی ایدینا یجریها) [2] .

سخن گوسفند و اطلاع حضرت سجاد از آن‏
«ابی‏بصیر» از مردی به نام «عبدالعزیز» نقل می‏کند که گفت: «با علی بن الحسین - علیه‏السلام - به سوی «مکه» خارج شدم. از «ابواء» که یکی از قرای اطراف «مدینه» است گذشتیم. حضرت بر مرکب خود سوار بودند و من پیاده می‏رفتم. حضرت گله‏ای را مشاهده کردند و گوسفندی که از آن عقب افتاده بود. این گوسفند با صدای بسیار شدید و بلندی بع بع می‏کرد و به این طرف و آن طرف می‏نگریست. در عقب سر او بره‏ای بود که او نیز بع بع می‏کرد و در پی گله در طلب آن بود. هر گاه این بره می‏ایستاد آن گوسفند صدا می‏کرد و به دنبال آن، بره نیز بع بع می‏نمود. در این حال حضرت امام سجاد علیه‏السلام فرمود: ای «عبدالعزیز» آیا می‏دانی این گوسفند چه گفت؟» عرض کردم: «والله نمی‏دانم او چه گفت.» فرمود: «گفت به گله گوسفندان ملحق شو» چرا که خواهرش در سال گذشته در همین موضع از گله عقب افتاده و گرگ او را خورده بود. [3] .

دعوت حضرت سجاد از یک روباه و اطاعت او
امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کنند که حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام با اصحابشان در راه «مکه» مشغول صرف ناهار بودند که روباهی بر آنها گذشت، حضرت به اصحابش فرمود: «آیا به من قول می‏دهید و تعهد می‏سپارید که به این روباه متعرض نشوید و او را نرمانید تا به نزد ما بیاید؟» آنان سوگند یاد کردند. حضرت فرمود: «ای روباه بیا!!» آن روباه آمد و در نزدیک حضرت صدا کرد و حضرت استخوانی با گوشت، جلوی او انداختند. او آن را برداشته و پشت کرد و مشغول خوردن آن شد.» حضرت فرمود: «آیا مجددا متعهد می‏شوید او را رها کنید تا باز او به نزد ما بیاید؟» اصحاب قبول کردند و او نزد آنان آمد ولی یکی از اصحاب با نگاه تندی به او نگریست و به صورت او خیره شد. او نیز از آن جمع خارج شد و شروع به دویدن کرد. حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام فرمود: «کدامیک از شما تعهد مرا پاسداری ننمودید؟!!» (چرا تعهد من را شکستید؟)
مردی گفت: «یا ابن‏رسول الله من به او خیره شدم و نمی‏دانستم و از این رو استغفار می‏کنم.» حضرت سکوت کردند. [4] .

آمدن آهویی نزد حضرت سجاد و سخن گفتن با آن حضرت‏
«جابر» از امام باقر علیه‏السلام نقل می‏کند که فرمود: «روزی حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام در میان اصحابش بود که ماده آهویی (ظبیه) از صحرا به رو به حضرت آورد تا در مقابل ایشان ایستاد و صداهایی از خود تولید نمود. بعضی از آن افراد گفتند: «یا ابن‏رسول الله، این ماده آهو چه می‏گوید؟» حضرت فرمود: «او گمان دارد که فلان فرد از قریش نوزاد او را دیروز صید کرده و می‏گوید از دیروز تا به حال او را شیر نداده است.»
بعد حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام فردی را به نزد آن شخص فرستاد که آن بچه آهو را به نزد من بفرست هنگامی که آن را آوردند چون مادرش او را دید، صدا کرد و با دستش به زمین زد. و سپس او را شیر داد!! بعد حضرت بچه‏اش را به او بخشید و به کلامش شبیه کلام او با سخن گفت و آن آهو با بچه‏اش رفتند. اصحاب پرسیدند: «یابن رسول الله چه گفت؟» حضرت فرمود: «از خدا برای شما طلب خیر کرد و از شما تشکر نمود.» [5] . در روایت دیگری که «حمران ابن‏ایمن» نقل می‏کند نیز شبیه این داستان آمده ولی در ذیل آن چنین آمده است که حضرت سؤال کردند: «آیا می‏دانید آهو چه گفت؟» گفتند: خیر. فرمود: «او می‏گوید: «خداوند هر غائبی که دارید به شما برگرداند و علی بن الحسین علیه‏السلام را بیامرزد، همچنانکه بچه مرا به من برگرداند.» [6] . باید توجه داشت در روایت دیگری در رابطه با آمدن «آهو» به حضور علی بن الحسین علیه‏السلام چنین آمده است که حضرت در سفر بودند، ظهر که مشغول ناهار شدند، آهویی نر (غزال) جلو آمده و حضرت او را به غذا دعوت کردند و فرمودند: «تو در امنیت کامل هستی!!»، آن آهو جلو آمد و بر سر سفره از همان غذا تناول کرد. در این هنگام یکی از همراهان حضرت سنگریزه‏ای کوچک به پشت آن آهو زد و این عمل باعث شد که او بلند شده و فرار کند. حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام با مشاهده این صحنه به آن فرد فرمودند آیا تعهد مرا پاس نداشتی و آن را شکستی؟ دیگر هرگز با تو کلمه‏ای سخن نخواهم گفت!!» [7] .
لازم به ذکر است قطعا واقعه‏ای که در این حدیث نقل شده غیر از حادثه روایت سابقه است، چرا که در احادیث قبل «ظبیه» یعنی «آهوی ماده» مطرح است و در این حدیث «غزال» که «آهوی نر» می‏باشد. چه اینکه در روایت دیگری چنین آمده است که امام باقر علیه‏السلام فرمودند: «چون پدرم با جمعی از اهل بیت و اصحابش برای بازدید از بعضی از منازلشان از شهر خارج شدند، حضرت دستور داد سفره را برای غذا آماده سازند در این حال آهویی از صحرا جلو آمده و صدا کرد و سپس به پدرم نزدیک شد. حاضران گفتند: «یابن رسول الله این آهو چه می‏گوید؟» حضرت فرمود: «از اینکه سه روز است غذا نخورده شکایت دارد پس با او کار نداشته باشید تا او را برای غذا صدا کنم» آنان قبول کردند و حضرت او را دعوت نمود و او شروع به غذا خوردن کرد.
در این حال یکی از اصحاب دستش را بر پشت او گذاشت و او فرار نمود. پدرم فرمود: «مگر به من تعهد نکردید به او دست نزنید؟» آن مرد سوگند خورد که این کار را تکرار نکند. مجدد پدرم با او صحبت کرد و گفت: «برگرد که دیگر مشکلی برای تو نیست که آن آهو برگشت و غذا خورد تا سیر شد سپس صدا کرد و رفت، اصحاب پرسیدند: «یابن رسول الله چه گفت؟» فرمود: «برای شما دعا کرد و رفت.» [8] .

برخورد امام سجاد با یک گرگ و دعای حضرت برای همسر او که آبستن بود
در تاریخ آمده است که حضرت زین العابدین علیه‏السلام باغی در خارج شهر داشتند و گهگاهی برای استفاده از آن، به آنجا می‏رفتند در یکی از این دفعات در خارج شهر در سر راه آن باغ، ناگهان با گرگی خشمناک که موهای بدن آن نیز ریخته بود، برخورد نمودند که راه را بر هر رونده‏ای از هر دو سوی جاده بسته بود. حضرت به او نزدیک شدند و او زوزه کشید و صدا کرد، بعد به او گفتند: «تو منصرف بشو و من ان شاء الله انجام خواهم داد.» در این لحظه «گرگ» از جاده منصرف شد و رفت. به حضرت گفته شد، این گرگ چه کار داشت و مشکل او چه بود؟
حضرت فرمودند: «او نزد من آمده بود و گفت: همسرم حامله است و اکنون موقع زایمان او شده است بسیار بر او این امر مشکل آمده، شما مرا و او را دریابید و برای او دعا کنید تا مشکلش برطرف گردد. و من نزد شما متعهد می‏شوم نه خودم و نه احدی از فرزندان و نسل من، هرگز متعرض شیعیان شما نشده و به آنها آسیبی وارد نسازیم. من هم به او گفتم که چنین خواهم کرد و لذا برایش دعا کردم.» [9] .

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 46، ص 23، ح 3 (به نقل از اختصاص و بصائر الدرجات).
[2] بحارالانوار، ج 46، ص 23 و 24، ح 5 (به نقل از بصائر الدرجات).
[3] بحارالانوار، ج 46، ص 24، ح 6 (به نقل از کتاب الاختصاص).
[4] بحارالانوار، ج 46، ص 24 و 25، ح 7 (به نقل از الاختصاص).
[5] بحارالانوار، ج 46، ص 25، ح 9 (به نقل از الاختصاص و بصائر الدرجات) و ح 10 (به نقل از مناقب) و ص 30، ح 21 (به نقل از الخرائج و الجرائح) و ح 22 (به نقل از کشف الغمه) با کمی تفاوت.
[6] بحارالانوار، ج 46، ص 26، ح 11 (به نقل از الاختصاص و بصائر الدرجات).
[7] بحارالانوار، ج 46، ص 43، ح 42 (به نقل از کشف الغمه).
[8] بحارالانوار، ج 46، ص 30 و 31، ح 23 (به نقل از الخرائج والجرائح).
[9] بحارالانوار، ج 46، ص 27، ح 15، (به نقل از الخرائج و الجرائح).

منبع: اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir