عرض حاجت به پیشگاه خدا

نوع اصطلاح :
عنوان :
عرض حاجت به پیشگاه خدا
از جمله آثار توجه آن حضرت به خدای تعالی آن است که فقط حاجت خود را از او می‏طلبد زیرا او منبع فیض، رحمت و احسان است و همواره متوجه خدا بوده و به وسیله این دعای شریف او را می‏خواند: «اللهم یا منتهی مطلب الحاجات، و یا من عنده نیل الطلبات، و یا من لا یبیع نعمه بالأیمان، و یا من لا یکدر عطایاه بالامتنان، و یا من یستغنی به، و لا یستغنی عنه، و یا من یرغب الیه، و لا یرغب عنه، و یا من لا تفنی خزآئنه المسائل، و یا من لا تبدل حکمته الوسائل، و یا من لا تنقطع عنه حوائج المحتاجین، و یا من لا یعنیه دعآء الداعین، تمدحت بالغنآء عن خلقک، و انت اهل الغنی عنهم، و نسبتهم الی الفقر، و هم اهل الفقر الیک، فمن حاول سد خلته من عندک، ورام صرف الفقر عن نفسه بک، فقد طلب حاجته فی مظانها، و اتی طلبته من وجهها، و من توجه بحاجته الی احد من خلقک، او جعله سبب نجحها دونک فقد تعرض للحرمان، و استحق من عندک فوت الاحسان... «ای خداوندی که آخرین مقصد حاجتمندانی و ای خدایی که تنها به لطف تو حاجتمندان به حاجت خود می‏رسند، و ای خدایی که نعمتهایت را با پول و مادیات نمی‏فروشی و ای آن که نعمتهایت را به وسیله منت تیره و ناگوار نمی‏سازی و ای خداوندی که با کمک تو می‏توان از همه کس بی‏نیاز شد ولی کسی از تو بی‏نیاز نمی‏گردد، ای خدایی که همه (به حکم فطرت) به تو گرایش دارند و کسی از تو رو گردان نیست، ای بخشنده‏ای که درخواست بندگان گنجینه‏های تو را تمام نکند و ای خدایی که هیچ اسباب و عللی نمی‏تواند در حکمت تو تغییری به وجود آورد، و ای آن که نیاز نیازمندان از تو قطع نگردد و ای کسی که اجابت دعای درخواست کنندگان باعث زحمتت نشود. خداوندا! تو خودت را به بی‏نیازی از خلق ستوده‏ای، در حالی که از ایشان بی‏نیازی و خلق را به فقر و نیاز توصیف کرده‏ای در حالی که ایشان به تو نیازمندند، پس هر کس از تو حاجت طلبید، خوب فهمیده و حاجتش را از کسی خواسته که سزاوار بوده است و هر که به کس دیگری از مخلوقات عرض نیاز کرد و دیگری را وسیله نجات دانست، به طور یقین خود را در معرض نومیدی قرار داده و سزاوار است تا از احسان تو محروم گردد.»
اللهم ولی الیک حاجة قد قصر عنها جهدی، و تقطعت دونها حیلی، و سولت لی نفسی رفعها الی من یرفع حوائجه الیک، و لا یستغنی فی طلباته عنک، و هی زلة من زلل الخاطئین، و عثرة من عثرات المذنبین، ثم انتبهت بتذکیرک لی من غفلتی، و نهضت بتوفیقک من زلتی،[و رجعت]و نکصت بتسدیدک عن عثرتی، و قلت: سبحان ربی کیف یسال محتاج محتاجا و انی یرغب معدم الی معدم؟ فقصدتک یا الهی بالرغبة، و اوفدت علیک رجآئی بالثقة بک، و علمت ان کثیر ما اسالک یسیر فی وجدک، و ان خطیر ما استوهبک حقیر فی وسعک، و ان کرمک لا یضیق عن سؤال احد، و ان یدک بالعطآء اعلی من کل ید...
«خداوندا به درگاه تو نیازی دارم که خود از انجام آن ناتوانم و چاره‏ای برای آن ندارم و آن حاجت مرا بیچاره و درمانده کرده است، و هوای نفس مرا وادار می‏کرد تا رفع آن حاجت از دیگری بخواهم، در صورتی که او نیز به وقت حاجت در خانه تو می‏آید و از تو بی‏نیاز نیست، در صورتی که رفتن به در خانه کسی غیر از در خانه تو از لغزشهای خطاکاران و خود گناهی از جمله گناه گنهکاران است سپس به خود آمدم و توفیقی که تو به من دادی از لغزشم باز داشت و بازگشتم و به لطف تو به اشتباهم پی بردم و با خود گفتم: منزه است پروردگارم، چگونه ممکن است بنده محتاج از محتاج دیگری و تهیدستی از تهیدست دیگری حاجت بخواهد؟ این بود که خداوندا با اشتیاق تمام آهنگ درگاه تو را کردم و با منتهای امیدواری به درگاه تو شتافتم در حالی که می‏دانستم نیازهای من - هر چند زیاد است در نزد دریای کرم تو ناچیز است و بزرگترین بخششی که من درخواست دارم در مقابل رحمت واسعه تو اندک است و کان بخشندگی تو از انجام درخواست کسی، کم نشود و دست عطا و بخششت بالاترین دستهاست.»
اللهم فصل علی محمد و آله و احملنی بکرمک علی التفضل، و لا تحملنی بعدلک علی الاستحقاق: فما انا بأول راغب رغب الیک فاعطیته، و هو یستحق المنع، و لا باول سائل سألک فأفضلت علیه، و هو یستوجب الحرمان...
«خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست، و به فضل و کرمت بار تکلیف را بر دوشم نه، نه آن که بر اساس عدالت خود مرا مکلف گردانی، زیرا من نخستین کسی نیستم که با پای اراده و اشتیاقم به درگاه تو روآورده‏ام و تو هم مشمول فضل خود فرموده‏ای در صورتی که استحقاق آن لطف را نداشته‏ام. و نیز من اول فردی نیستم که از درگاه تو مسألت دارم و تو با وجود عدم استحقاق احسان کرده‏ای.»
اللهم صل علی محمد و آله، و کن لدعائی مجیبا، و من ندآئی قریبا، و لتضرعی راحما، و لصوتی سامعا، و لا تقطع رجائی عنک، و لا تبت سببی منک، و لا توجهنی فی حاجتی هذه و غیرها الی سواک، و تولنی بنجح طلبتی و قضآء حاجتی و نیل سؤلی قبل زوالی عن موقفی هذا بتیسیرک لی العسیر، و حسن تقدیرک لی فی جمیع الامور، و صل علی محمد و آله صلاة دائمة نامیة لا انقطاع لأبدها، و لا منتهی لأمدها، و اجعل ذلک عونا لی و سببا لنجاح طلبتی، انک واسع کریم.
«خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست: و به خاطر ایشان دعای مرا اجابت فرما و به نوای من توجه کن و به ناله و زاریم رحم کن و به صدای من گوش فراده و مرا از فضل و کرمت محروم مفرما و این توسل مرا از عنایت خود قطع مکن و در این حاجت و دیگر حاجتهایم به دیگران متوجه مساز و با رفع حاجتم به خواسته‏هایم موفق گردان قبل از آن که از این جا به در خانه دیگری بروم، و با آسان کردن مشکلات و حسن تقدیرت در تمام کارهایم درود و رحمتی که روز افزون و بی‏پایان باشد و این دعای مرا وسیله توسل و اجابت و برآوردن حاجتم قرار ده زیرا که رحمت تو فراگیر است و تو خود کریمی.»
امام علیه‏السلام، پس از این دعا، حاجت خود را می‏طلبد آنگاه به سجده می‏رود و در حال سجده می‏گوید:
فضلک آنسنی و احسانک دلنی، فاسالک بک و بمحمد و آله صلواتک علیهم ان لا تردنی خآئبا.» [1] . «خداوندا! فضل و کرم تو باعث شده تا من با تو انس بگیرم، بنابراین از تو تقاضا دارم به خاطر محمد و آل محمد - درود و رحمت تو بر ایشان باد - مرا از درگاهت ناامید باز مگردان.»
این دعای شریف از شدت توسل و تمسک امام علیه‏السلام به خدا و ایمان فوق‏العاده او حکایت دارد، به راستی که او به یکتایی خداوند یقین دارد که او آخرین مقصد حاجتمندان است و اوست که نعمتها و الطافش را به بندگان ارزانی می‏دارد، و در برابر پول و مال معامله نمی‏کند و با منت نهادن بر آنها تیره نمی‏سازد، با بخشش و کرم اوست که آدمی بی‏نیاز می‏گردد و تمام مردم به احسان او نیازمندند و به کرم او محتاجند، در حالی که او از همه‏گان بی‏نیاز است و به راستی که هوشیار و آگاه آن کسی است که برای بر طرف کردن مشکلات و رفع نیاز خود تنها به خدای یکتا پناه ببرد و اما آن کسی که برای رفع مهمات و قضای حاجاتش به دیگری روآورد خود را در معرض ناامیدی و از دست دادن احسان و بخشش قرار داده است. امام علیه‏السلام ناله و زاری در درگاه خدا را با درخواست آمرزش و رضوان از او، آغاز می‏کند و عرض می‏کند، هر چند درخواست او از خدای تعالی مهم باشد نسبت به کرم نامتناهی او که صاحب عطایا و احسان گسترده می‏باشد، ناچیز و اندک است و دست فیض و بخشایش و کرمش از هر دست بخشنده و سخاوتمند بالا و برتر است. حقا که این امام بزگوار، سید العارفین و امام المتقین است و در عاهای این بزرگوار و راز و نیازهایش با خدا دیدگاههای جالبی برای اصلاح نفوس از گمراهی و سرکشی و انحراف به چشم می‏خورد.

پی نوشت ها:
[1] صحیفه سجادیه: دعای سیزدهم.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 1)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir