احمد بن محمد بن ابراهیم بن أبی‏بکر بن خلکان

نوع اصطلاح :
عنوان :
احمد بن محمد بن ابراهیم بن أبی‏بکر بن خلکان
صاحب کتاب «و فیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان» (متوفی 681 ه) درباره امام سجاد علیه‏السلام می‏گوید:
«هو أحد ائمة الاثنی عشر و من سادات التابعین قال الزهری: ما رأیت قرشیا أفضل منه»... و کان یقال لزین‏العابدین ابن الخیرتین لقوله صلی الله علیه و آله «لله تعالی من عباده خیرتان، فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس»... و کان زین‏العابدین کثیر البر بأمه حتی قیل له انک أبر الناس بأمک و لسانا نراک تأکل معها فی صحفة فقال: أخاف أن تسبق یدی الی ما تسبق الیه عینها فأکون قد عققتها... و فضائل زین‏العابدین و مناقبه أکثر من أن تحصر» [1] . «ابوالحسن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (رضی الله عنهم أجمعین) معروف به «زین‏العابدین» یکی از ائمه دوازده‏گانه و از بزرگان تابعان است. و زهری گفت: کسی را از قریش ندیدم که برتر از علی بن حسین علیه‏السلام باشد»... و به آن حضرت «ابن الخیرتین» گفته می‏شد به دلیل فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرموده: خداوند از بندگانش دو تیره و قبیله را برگزیده: از عرب قریش را و از عجم فارس را... زین‏العابدین به مادرش زیاد نیکی می‏کرد و به او فوق‏العاده احترام می‏کرد روزی به او گفته شد: تو با این که بیش از همه به مادرت احسان و نیکی می‏کنی ولی نمی‏بینیم با او از یک ظرف غذا میل کنی؟ فرمود: از این می‏ترسم که دستم به سوی غذائی دراز شود که قبل از من چشم مادرم به آن افتاده است... خلاصه فضائل و مناقب امام زین‏العابدین علیه‏السلام بیش از آن است که به شمار آید». «ابن خلکان» در ضمن ترجمه مبسوط تحت عنوان «ابوفراس همان الفرزدق» (متوفی 110 ه) می‏نویسد: «و تنسب الیه مکرمة یرجی له بها الجنة و هی: انه لما حج هشام بن عبدالملک فی أیام أبیه، فطاف و جهد أن یصل إلی الحجر لیستلمه، فلم یقدر علیه لکثرة الزحام». به فرزدق یک جوانمردی و مکرمتی نسبت داده شده که امید است در اثر آن به بهشت برود و آن این که هشام بن عبدالملک در زمان پدرش به عنوان انجام مناسک حج به مکه آمد و طواف کرد و کوشید خود را به حجرالأسود برساند و آن را استلام کند از کثرت ازدحام نتوانست. آن وقت در مسجد الحرام منبری برای او نصب کردند و بر بالای منبر قرار گرفت به حجاج نگاه می‏کرد و جمعی از اعیان شام دور او را گرفته بودند در این هنگام حضرت زین‏العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام پیدا شد و صورتش چندان نیکو بود که در میان مردم زیباتر از او دیده نمی‏شد و رائحه عطرآگین او فضا را پر کرده بود و بویش از همه پاکیزه‏تر. پس شروع به طواف کرد و چون به حجرالأسود رسید، مردم به ملاحظه هیبت و جلالت آن حضرت راه باز کردند تا آن حضرت به راحتی استلام حجر فرمود، هشام از دیدن این منظره به غضب آمد و مردی از اهل شام چون این عظمت و جلالت را دید از هشام پرسید: این شخص کیست؟ هشام از جاه و جلال و هیبت او اندیشید، و برای این که اهل شام آن حضرت را نشناسند، گفت: نمی‏شناسم. «فرزدق» که آنجا حاضر بود، گفت: من او را می‏شناسم. آن شامی گفت: ای ابوفراس او را معرفی کن، فرزدق گفت:

هذا الذی تعرف البطحاء وطأته‏
و البیت یعرفه و الحل و الحرم‏

هذا ابن‏خیر عبادالله کلهم‏
هذا التقی النقی الطاهر العلم‏

إذا رأته قریش قال قائلها:
إلی مکارم هذا ینتهی الکرم‏

ینمی الی ذروة العز التی قصرت‏
عن نیلها عرب الإسلام و العجم‏

یکاد یمسکه عرفان راحته‏
رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم‏

فی کفه خیزران ریحه عیق‏
من کف اروع فی عرنینه شمم‏

یغضی حیاء و یغضی من مهابته‏
فما یکلم الا حین یبتسم‏

ینشق نور الهدی من نور غرته‏
کالشمس ینجاب عن اشراقها الظلم‏

منشقة من رسول الله نبعته‏
طابت عناصره و الخیم و الشیم‏

هذا ابن‏فاطمة ان کنت جاهله‏
بجده انبیاء الله قد ختموا

الله شرفه قدما و عظمه‏
جری بذاک له فی لوحه القلم‏

فلیس قولک من هذا بضائره‏
العرب تعرف من أنکرت و العجم‏

کلتا یدیه غیاث عم نفعهما
تستوکفان و لا یعروهما عدم‏

سهل الخلیفة لا تخشی بوادره‏
یزینه اثنان حسن الخلق و الشیم‏

حمال أثقال أقوام إذا فدحوا
حلو الشمائل تحلو عنده نعم‏

ما قال لا قط الا لا فی تشهده‏
لو لا التشهد کانت لاءه نعم‏

لا یخلف الوعد مأمون نقیبته‏
رحب الفناء أریب حین یعتزم‏

عم البریة بالاحسان فانقشعت‏
عنها الغیابة و الأملاق و العدم‏

من معشر حبهم دین و بغضهم‏
کفر و قربهم منجی و معتصم‏

ان عد أهل التقی کانوا ائمتهم‏
او قیل من خیر أهل الأرض قیل هم‏

لا یستطیع جواد بعد غایتهم‏
و لا یدانیهم قوم و ان کرموا

هم الغیوث اذا ما ازمة أزمت‏
و الأسد أسد الشری و البأس محتدم‏

لا ینقص العسر بسطا من أکفهم‏
سیان ذلک ان اثروا و ان عدموا

مقدم بعد ذکر الله ذکرهم‏
فی کل بدء و محتوم به الکلم‏

یابی لهم أن یحل الذم ساحتهم‏
خیم کریم و اید بالندی دیم‏

ای الخلائق لیست فی رقابهم‏
لاولیه هذا اوله نعم‏

من یعرف الله یعرف اولیته‏
و الدین من بیت هذا ناله الأمم [2] .

«و لما سمع هشام هذه القصیدة غضب و حبس الفرزدق و انفذ له زین‏العابدین اثنی عشر ألف درهم، فردها و قال مدحته لله تعالی، لا للعطاء فقال: أنا أهل‏بیت اذا و هبنا شیئا لا نستعیده فقبلها». «هشام چون این قصیده را شنید، غضبناک شد و جایزه فرزدق را قطع کرد و او را زندانی نمود این خبر به علی بن حسین علیه‏السلام رسید دوازده هزار درهم برای فرزدق فرستاد. فرزدق آن را رد کرده و پیغام داد که من برای خدا او را مدح کرده‏ام نه به خاطر صله. حضرت سجاد علیه‏السلام باز فرستاد و فرمود: ما از اهل‏بیتی هستم که وقتی چیزی به کسی ببخشیم باز نستانیم، فرزدق قبول کرد» [3] .

پی نوشت ها:
[1] و فیات الأعیان، ج 2، ص 431 - 429، ش 395.
[2] و فیات الأعیان، ج 5، ص 145 - 7.
[3] و فیات الأعیان، ج 5، ص 145 - 147.

منبع: امامان اهل‏بیت در گفتار اهل سنت‏؛ داود الهامی؛ مکتب اسلام چاپ اول پائیز 1377.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir