سعید بن جبیر

نوع اصطلاح :
عنوان :
سعید بن جبیر
ابومحمد، غلام بنی والبة، در اصل اهل کوفه بوده و در مکه اقامت داشته، و تابعی است شیخ او را از جمله اصحاب امام سجاد علیه‏السلام دانسته [1] و او از مجاهدان بزرگ و حامیان اسلام و مدافعان حقوق ضعیفان و محرومان بود که ما در ذیل به اختصار به برخی از شؤون و احوال او می‏پردازیم:

مقام علمی او
سعید از برجسته‏ترین علمای زمان خود بود و او را ناقد علما می‏خواندند... و کسی روی زمین نبود مگر این که به دانش او نیاز داشت. [2] ابن‏کثیر می‏گوید: سعید در تفسیر، فقه، انواع علوم و فزونی عمل صالح از جمله رهبران و پیشاهنگان بود. [3] .

تقوا و شایستگی او
سعید بن جبیر در پیشاپیش پرهیزگاران عصر خود بود و همواره به تلاوت قرآن اشتغال داشت و در کعبه مکرمه می‏نشست و قرآن تلاوت می‏کرد و بر نمی‏گشت تا این که قرآن را به پایان می‏رساند [4] و از خداوند خشیت بسیاری داشت و بارها می‏گفت: بالاترین خوف و خشیت آن است که چنان از خدا بترسی که جلو معصیت و نافرمانی تو را بگیرد، و تو را به طاعت خدا وادارد و این است خشیت سودمند. [5] .

قیام سعید با ابن‏اشعث‏
وقتی که عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حکومت حجاج قیام کرد، سعید و گروهی از قاریان دیدند که وظیفه شرعی ایشان ایجاب می‏کند که ابن‏اشعث را تأیید کنند و به همراه او برای نابود ساختن حکومت طاغوت تبهکار حجاج بن یوسف ثقفی قیام کنند که هیچ حرمتی را برای دین خدا باقی نگذاشته بود مگر آن که از میان برده و هیچ جنایتی نبوده مگر این که مرتکب شده است، زمین از جور و ستم و فساد او به لرزه در آمده است همین که نهضت ابن‏اشعث به سستی گرایید، سعید به اصفهان گریخت و هر سال دو مرتبه: یک بار برای عمره و یک بار برای حج به مکه رفت و آمد می‏کرد، و چه بسا موقعی پنهانی وارد کوفه می‏شد و با مردم دیدار داشت و درباره امور دینی و علمی با ایشان صحبت می‏کرد. [6] .

شهادت سعید
جیره خواران و مزدوران حجاج، سعید بن جبیر را که یکی از بزرگان تفکر و دانش در جهان اسلام بود دستگیر کردند و او را تحت نظر به نزد طاغوت تبهکار حجاج بن یوسف آوردند، همین که در برابر او ایستاد، فریاد زد و گفت:
- «تو شقی بن کسیری؟»
سعید با منطق حق چنین پاسخ داد:
«مادرم به نام من آگاهتر بود، او نام مرا سعید بن جبیر نهاد...»
طاغوت خواست تا دستاویزی معتبر برای ریختن خون وی به دست آورد، رو به سعید کرد و گفت:
«نظر تو درباره ابوبکر و عمر چیست، آیا آنها اهل بهشتند و یا اهل دوزخ؟»
سعید با منطق خروشان خود گفت:
«اگر من وارد بهشت شدم اهل بهشت را بنگرم خواهم دانست چه کسی در بهشت است، و اگر وارد دوزخ شدم و اهل دوزخ را دیدم خواهم دانست چه کسی در آن جاست...»
طاغوت با شنیدن این پاسخ هیچ روزنه‏ای برای رسیدن به مقصود خود نیافت، این سؤال را کرد:
«نظر تو درباره خلفا چیست؟...»
سعید، چون عالمی آگاه، پاسخ داد:
«من وکیل ایشان نیستم...»
آن ناپاک جنایتکار پرسید:
«کدام یک از خلفا را بیشتر دوست داری.»
می‏خواست بدین وسیله نظر او را به دست آورد، شاید او نام امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام را به نیکی ببرد و آن را دستاویزی برای شکنجه کردن وی قرار دهد، و هدف شوم او بر سعید پوشیده نماند و در جواب او گفت:
«هر کدام از آنها که آفریدگارشان راضی‏تر باشد...»
- «کدام یک مورد رضای بیشتر آفریدگار است؟»
- «این مطلب برای کسی معلوم است که از سر و راز و نیاز ایشان آگاه باشد.»
- «نمی‏خواهی سخن مرا تصدیق کنی؟»
- «مایل نیستم که سخن تو را تکذیب کنم...» [7] .
طاغوت پس از این گفتگو دستور داد گردن سعید را بزنند، جلادان گردن او را زدند و سر مبارکش روی زمین افتاد و سه مرتبه کلمه لا اله الا الله را گفت، نخستین بار به زبان فصیح ادا کرد اما بار دوم و سوم با فصاحت نگفت. [8] و به این ترتیب زندگی این عالم بزرگ که دوران حیاتش را در راه نشر علم و فضیلت در میان مردم گذرانده بود سپری شد و مسلمانان با کشته شدن او سوگوار شدند زیرا که آنان پیشاهنگ حیات علمی خود را از دست دادند، عمرو بن میمون از پدرش نقل کرده است که او همین که از کشته شدن سعید اطلاع یافت از روی غم و اندوه چنین گفت:«براستی سعید بن جبیر از دنیا رفت، آن کسی که در روی زمین کسی نبود مگر نیازمند به علم و دانش او بود.» [9] .
شهادت سعید بن جبیر در ماه شعبان سال 95 ه در سن 49 سالگی واقع شد. [10] .
حجاج از کشتن او سخت نگران شد و همواره او را در خواب می‏دید که گریبانش را می‏گیرد و به او می‏گوید: ای دشمن خدا برای چه مرا کشتی؟ و آن طاغوت جانی از کشتن وی پشیمان شده و همواره می‏گفت: مرا با سعید بن جبیر چکار؟! [11] و پیش از او نیز معاویه پسر هند نسبت به قتل حجر بن عدی صحابی بزرگ پیامبر همین طور پشیمان شد.

پی نوشت ها:
[1] رجال طوسی.
[2] مناقب ابن شهر آشوب.
[3] البدایة والنهایة: 9 / 98.
[4] البدایة و النهایة: 9 / 98.
[5] البدایة و النهایة: 9 / 99.
[6] البدایة و النهایة: 9 / 98.
[7] رجال کشی.
[8] ابن‏اثیر: 4 / 13.
[9] تهذیب التهذیب: 4 / 12.
[10] تهذیب التهذیب: 4 / 13.
[11] تاریخ ابن‏اثیر: 4 / 13.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام چاپ 1372.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir