آمدن ملکی از آسمان

نوع اصطلاح :
عنوان :
آمدن ملکی از آسمان
سعید بن المسیب می‏گوید: چون یزید ملعون، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد
تا آنجا را غارت کند و اهل مدینه را به قتل برساند، آن ملعونها اسبهای خود را بر ستونهای مسجد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بستند و آنها را بر دور مرقد آن جناب باز داشتند و سه روز مشغول غارت مدینه بودند، و هر روز امام زین‏العابدین علیه‏السلام مرا برمی‏داشت و می‏آمد به نزد قبر رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعائی می‏خواند که من نمی‏فهمیدم، و از اعجاز آن حضرت چنان شد که ما آنها را می‏دیدیم ولی آنها ما را نمی‏دیدند. مردی بر اسب اشهبی سوار و جامه‏های سبز پوشیده بود، حربه‏ای در دست داشت و هر روز می‏آمد و بر درب خانه‏ی آن حضرت می‏ایستاد و هر که اراده می‏کرد که داخل خانه‏ی آن حضرت شود، با آن حربه به او اشاره می‏کرد و بی آنکه آن حربه به او برسد می‏افتاد و می‏مرد. چون دست از غارت برداشتند، امام زین‏العابدین علیه‏السلام به خانه رفت و زیورهای زنان خود و جامه‏های ایشان و گوشواره‏های اطفال خود را جمع کرد و برای آن سوار بیرون آورد. او گفت: «ای فرزند رسول ‏خدا! من ملکی از شیعیان تو و پدر تو هستم، چون این افراد بر مدینه غالب شدند، من از حق تعالی اجازه خواستم که به زمین بیایم و شما را یاری بنمایم، و به آنچه کردم امید رحمت از خدا و شفاعت از رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شما اهل‏بیت علیهم‏السلام دارم.» [1] .

پی نوشت ها:
[1] مناقب
ابن شهر آشوب.

منبع: عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام سجاد؛ تهیه و تنظیم واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شاکر؛ چاپ اول 1386 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir