تکلم آهو

نوع اصطلاح :
عنوان :
تکلم آهو
امام باقر علیه‏السلام فرمود:
من به همراه گروهی از شیعیان در خدمت پدرم (امام سجاد علیه السلام) بودیم. ناگهان آهویی از جانب بیابان به حضور آن حضرت رسید و دست و پا و دمش را به زمین زد و همهمه و صدا نمود و گویا ناله می‏کرد. بعضی گفتند: «ای پسر رسول خدا! این ماده آهو چه می‏گوید.»
پدرم فرمود: «شکایتش این است که فلان مرد قرشی روز گذشته بچه‏ام را صید کرده و تا حال شیر نخورده است. خواهش می‏کنم بچه‏ام را از صیاد گرفته و نزد من آورید تا شیر دهم.»
از این کلام پدرم در دل مردی از حاضرین، حالت انکاری پدید آمد و حضرت به علم لدنی امامت، از آن آگاه شد. لذا فرمود تا آن مرد صیاد را حاضر کردند. به او فرمود: این آهو از تو شکایت دارد و می‏گوید شما روز گذشته در فلان وقت بچه‏اش را گرفته‏ای و از آن وقت تا به حال شیر نخورده است و از من خواسته است تا واسطه شوم که بچه‏اش را بیاوری تا شیرش دهد و به تو بازگرداند.» صیاد گفت: «به خدا قسم راست فرمودید و فورا به امر پدرم رفت و آن بچه آهو را آورد.» آهوی مادر تا بچه‏اش را دید چند بار دست‏هایش را بر زمین کوبید و آه جانکاه و غم‏انگیزی کشید و به بچه‏اش شیر داد. پدرم در نهایت تأثر به مرد صیاد فرمود: «برای رضای خداوند و حقی که من بر تو دارم، این بچه آهو را به من بخش.» مرد صیاد فورا اطاعت کرد. پدرم بچه آهو را از او گرفت و به مادرش بخشید و با وی به کلام آهو تکلم نمود. آهو با همهمه‏ی خود سخنی گفت و همراه با بچه‏اش روانه‏ی بیابان گردید. حضار پرسیدند: «ای پسر رسول خدا! آهو چه گفت؟!»
پدرم فرمود: «در حق شما دعای خیر نمود و جزا و پاداش خیر از خداوند متعال برایتان درخواست نمود.» [1] .

پی نوشت ها:
[1] اختصاص شیخ مفید، 299.

منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir