منزلگاه بی ‏چراغ

نوع اصطلاح :
عنوان :
منزلگاه بی ‏چراغ
از باورهای عرشی و پایه‏ای دین باوران اعتقاد به زندگی سرای دیگر است. انسان با مرگ به زندگی دیگر منتقل می‏شود. چرا که مرگ نابودی و هیچی و پوچی و پایان نیست. مرگ آغاز است، آغازی بی‏پایان. و نیز از باورهای پایه‏ای دیگر دینی این است که زندگی آن دنیا دست آورد اندیشه و رفتار این دنیاست. و رفتار این زندگی نیازهای آن سرا را فراهم می‏سازد. که در سخن زیبای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به کشت و برداشت تعبیر شده است. این سرا کشتگاه آن سراست، الدنیا مزرعة الآخرة. [1] هر کس هر چه کاشت، همان درود. بر اساس این باور منزلگاه آن سرا بی‏توشه و تاریک خواهد بود. توشه آنجا باید در زندگی این سرا فراهم گردد. هر کس به هر گونه توشه که تمایل دارد، اینجا باید فراهم کند. که با دست خالی پیمودن سفر بی‏پایان و گزیدن اقامت جاویدان بسی ناممکن است. از این روست که سید الساجدین علیه‏السلام نسبت به خطرهای این سفر دغدغه دارد. و در تاب و تب است که با دست تهی چگونه سفر را بپیماید و چگونه منزلگاه بی‏چراغ را نورانی نماید. از این روست که سیدالعابدین با آن همه فضائل، خود را تهی دست می‏بیند. و نگران زندگی آن سراست که به فرازی از سخنان عرش‏نشین قیامت، نگر می‏افکنیم: من با امروز و فردا کردنم، و با آزمندی، عمر خویش را تباه ساختم. من از فرجام نیک خویش دغدغه دارم. فقد افنیت بالتسویف و الآمال عمری و قد نزلت منزلة الآیسین من خیری. اگر من با این شرایط به منزلگاه ابدی قدم نهم، تباه‏تر از من کیست؟! فمن یکون اسوء حالا منی ان انا نقلت علی مثل حالی الی قبری، کدام شرایط؟
در شرایطی که خوابگاهم را آماده نساختم و با رفتار شایسته مفروش نکردم، لم امهده لرقدتی و لم افرشه بالعمل الصالح لضجعتی. چگونه من نگران و گریان نباشم، در حالی که از آینده بی‏خبرم، در حالی که مرگ در کنار سرم بال‏های خویش را گسترانیده، خواهش‏های نفسانی مرا فریب می‏دهند. و روزگار مرا فریفته‏ی خویش می‏سازد، و مالی لا ابکی و ما ادری الی ما یکون مصیری، و اری نفسی تخادعنی و ایامی تخاتلنی. چگونه من گریان نباشم؟! گریه برای لحظه‏های جان دادن، برای تاریکی قبرم. گریه برای تنگنای لحدم. گریه برای پرسش‏های فرشتگان (نکیر و منکر) در قبر، فما لی لا ابکی لخروج نفسی، ابکی لظلمة قبری، ابکی لضیق لحدی، ابکی لسؤال منکر و نکیر ایای. گریه برای آن هنگام که عریان و ذلیل از قبر خویش برمی‏خیزم، کوله باری بس سنگین به دوش دارم، ابکی لخروجی من قبری عریانا ذلیلا حاملا ثقلی علی ظهری... [2] .

پی نوشت ها:
[1] عوالی اللآلی، ج 1، ص 267.
[2] مصباح المتهجد، ص 411.

منبع: امام سجاد الگوی زندگی؛ حبیب الله احمدی؛ فاطیما؛ چاپ دوم 1384 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir