جلسه سرنوشت ‏ساز

نوع اصطلاح :
عنوان :
جلسه سرنوشت ‏ساز
هیچ علاقه‏ای به تحصیل نداشتم، همیشه با خود می‏گفتم: درس برای چه آخرش چه، مگر درس برای انسان پول و ثروت می‏شود، آنها که درس خواندند کجای دنیا را گرفتند که من دومیشان باشم. روزها از پی هم می‏گذشتند و من نیز روز به روز بی علاقه‏تر می‏شدم؛ تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم به نزد دانای شهر بروم و با او مشورت کنم. به او بگویم که آیا دنبال درس بروم یا کار کنم و پول در بیاورم. خود را آماده کردم و به سر و وضع خویش رسیدم و به راه افتادم. در راه با خود می‏اندیشیدم از کجا و چگونه شروع کنم، جوابی که می‏دهد چیست و چه راهی پیش پایم خواهد گذاشت. سرانجام رسیدیم. در زدم و داخل شدم. بعد از سلام و علیک در گوشه‏ای نشستم. دور و برش زیاد شلوغ نبود، با این حال خجالت می‏کشیدم، منتظر فرصت مناسبی بودم که مشکلم را مطرح کنم. آنقدر این دست و آن دست کردم تا چند نفر نوجوان از در داخل شدند. افسوس خوردم که چرا فرصت را از دست دادم، حال که اطرافش شلوغ شده بود چگونه می‏توانستم حرفم را بزنم. استاد با آن مقام و مرتبه به پای آنان برخاست و بسیار احترام کرد، با همین رفتار به آنان شخصیت بخشید و قدر و منزلت آنان را بالا برد.
بعد از مدتی سؤال‏ها و جواب‏ها شروع شد. او به سؤال‏های آنان جواب‏های شایسته و متناسب با فهم آنان می‏داد. همه‏ی دانشجویان شیفته‏ی اخلاق و رفتارش شده بودند و چشم‏هایشان از شادی «حضور» می‏درخشید، سپس امام سجاد علیه‏السلام به آنان گفت: «مرحبا به طالبان علم، شما امانتدار علم و دانشید و در آینده‏ای نه چندان دور، شما نوجوانان قوم، بزرگان قوم خواهید شد.» [1] . وقتی احترام او را به دانشجویان دیدم، با خود گفتم سؤالم را مطرح نکنم، ولی باز بر سر دو راهی بودم که بگویم یا نه، سؤال و جواب ها تمام شد. امام زین‏العابدین مطلبی را گفت که با شنیدن آن از طرح سؤالم به کلی منصرف شدم، او فرمود: «دانشجو و طالب علم وقتی از خانه به قصد یادگیری خارج می‏شود، هر قدمی که برمی‏دارد تا هفت طبقه‏ی زیر زمین برای او تسبیح می‏گویند.» جلسه تمام شد و من نیز همراه آن عده برخاستم و خداحافظی کردم. دیگر تردید نداشتم، با سعی و تلاش مضاعف تحصیلاتم را ادامه دادم و هرگونه بی‏خوابی و سختی و مشقتی را تحمل کردم. اگر امروز در زندگی موفقم آن را مرهون و مدیون جلسه آن روز هستم. طرز برخورد حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام با دانشجویان مسیر زندگی‏ام را تغییر داد، ضمن آنکه اجر و ثواب زیادی در راه کسب علم برایم نوشته شد.

پی نوشت ها:
[1] انوار البهیه، ص 102.

منبع: حیات پاکان داستانهایی از زندگی امام سجاد؛ مهدی محدثی؛ بوستان کتاب چاپ اول 1383.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir