شجاعت در گفتن حق‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
شجاعت در گفتن حق‏
موسم حج آن سال با گذشته تفاوت داشت، مثل سال‏های گذشته نبود از آن ازدحامی که موقع طواف می‏شد خبری نبود. به دستور عبدالملک (پنجمین خلیفه‏ی اموی) کعبه را خلوت کرده بودند تا او بدون مزاحم طواف کند. حاجی‏ها یا صبح زود برای طواف می‏آمدند، یا سر ظهر موقعی که او آنجا نبود و با ترس و لرز اعمال و طواف و نماز خود را به جا می‏آوردند.
در این میان شخصی به توصیه‏های مأموران توجهی نکرد و بسیار عادی همچون سال‏های گذشته آمد و گرد خانه‏ی کعبه طواف کرد و سپس به نماز ایستاد، نمازش را با حضور قلب و بدون توجه به اطراف شروع کرد. عبدالملک وقتی او را دید که به نماز ایستاده، بسیار عصبانی شد و به مأمورانش گفت: او کیست که به خود جرأت داده و دستورات مرا نادیده گرفته.
- نمی‏دانیم قربان.
- بروید و ببینید او کیست.
یکی از سربازان او را شناخت، پیش خلیفه رفت و گفت: قربان، او علی بن حسین (زین‏العابدین) است.
- هر که می‏خواهد باشد، او را نزد من بیاورید.
امام نمازش را تمام کرده بود. سربازان او را نزد عبدالملک بردند. او پس از مقداری سؤال و جواب و دیدن شمه‏ای از لطف خدا به آن حضرت گفت: علی بن حسین! موعظه‏ای، پندی، چیزی بگو تا استفاده کنیم. لبخند تلخی بر لبان امام نشست، آهی کشید و فرمود: قرآن سراسر پند و حکمت است، هیچ پند دهنده‏ای بهتر از قرآن نیست، وقتی خدا در قرآن می‏فرماید: (ویل للمطففین؛ وای بر کم فروشان) [1] حال آن کسی که اموال و دارایی‏های مردم را چپاول می‏کند معلوم است که چه خواهد شد... پس از خدا بترس. [2] .

پی نوشت ها:
[1] مطففین (83) آیه‏ی 1.
[2] القاب الرسول و عترته، ص 53.

منبع: حیات پاکان داستانهایی از زندگی امام سجاد؛ مهدی محدثی؛ بوستان کتاب چاپ اول 1383.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir