حق مادر

نوع اصطلاح :
عنوان :
حق مادر
«فحق أمک أن تعلم أنها حملتک، حیث لا یحمل أحد أحدا، و أطعمتک من ثمرة قلبها ما لا یطعم أحد أحدا، و أنها وقتک بسمعها و بصرها، و یدها و رجلها و شعرها و بشرها، و جمیع جوارحها، مستبشرة بذلک، فرحة موبلة محتملة لما فیه مکروهها، و المها، و ثقلها و غمها حتی دفعتها عنک ید القدرة، و أخرجتک الی الأرض، فرضیت أن تشبع و تجوع هی، و تکسوک و تعری، و ترویک و تظمأ، و تظلک و تضحی، و تنعمک ببؤسها، و تلذذک بالنوم بأرقها، و کان بطنها لک وعاء، و حجرها لک حواء و ثدیها لک سقاء، و نفسها لک وقاء، تباشر حر الدنیا و بردها لک، و دونک، فتشکرها علی قدر ذلک، و لا تقدر علیه الا بعون الله و توفیقه...»
«اما حق مادرت آن است که بدانی او بار سنگینی تو را به نحوی تحمل کرده که هیچ کس چنین باری را از دیگری حمل نمی‏کند، و از میوه دلش تو را تغذیه کرده که هیچ کسی چنین اطعامی نمی‏کند، و اوست که تو را با چشم، گوش، دست، پا، مو و سراپای وجود و تمام اعضایش پاسداری کرده و به این همه فداکاری شاد و خرم بوده و ادامه داده است، و هر ناگواری، درد، سنگینی و غم و غصه را خود تحمل کرد، که مبادا به تو صدمه‏ای برسد، تا این که تو را بر عرصه زمین قرار داد. او خوشحال بود که تو سیر باشی و خود گرسنه، تو لباس و پوشاک داشته باشی و او برهنه، تو سیراب باشی و او تشنه،تو را در سایه نگهدارد هر چند که خود در مقابل آفتاب بماند و به قیمت رنج و مشقت خویش تو را متنعم سازد و به بهای بیدار خوابی خود تو را بخواباند، آری شکمش ظرف تو و دامنش آسایشگاه تو و پستانش مشک آب تو و خود پاسدار تو بوده است، گرم و سرمای دنیا را به خاطر تو و برای تو بر خود هموار می‏کرد، بنابراین تو در مقابل این همه، باید از او سپاسگزار باشی، و از عهده چنین وظیفه جز به یاری خدا و توفیق الهی بر نیایی...»
چقدر حقوق مادر مهم است! و چقدر الطاف و احسانش به فرزند فراوان است! زیرا اوست که زندگی فرزندش را می‏سازد و اگر عواطف و محبتهای او نبود هر آینه فرزند زنده نبود، و نمی‏توانست به زندگی ادامه دهد؛ از آغاز تکوین در رحم با جان خود او را نگهداری کرده و مشقات بارداری و خطرات وضع حمل را تحمل کرده و پس از ولادت او نیز خود را در راه رشد فرزندش ذوب نموده و تمام توانش را در راه پاسداری از او به کار برده؛ و به خاطر او بیدار خوابی کشیده و صمیمانه به خدمت او همت گمارده و با لطف و محبت به او توجه نموده تا آن که بزرگ شود و راه زندگی خود را پیدا کند و وقتی که از او جدا می‏شود یا از نظر او غایب می‏گردد گویی جان از بدن او مفارقت کرده است. محمد بن ولید فقیه، اشعار ذیل را درباره عواطف مادر و پدر سروده است:

«لو کان یدری الابن أیة غصة
یتجرع الأبوان عند فراقه‏

أم تهیج بوجده حیرانة
و أب یسح الدمع من آماقه‏

یتجرعان لنبیه غصص الردی
و یبوح ما کتماه من اشواقه‏

لرثی لأم سل من أحشائها
و بکی لشیخ هام فی آفاقه‏

و لبدل الخلق الأبی بعطفه
و جزاهما بالعذب من أخلاقه» [1] .

«اگر پسر می‏دانست که پدر و مادر وقت جدایی از او، چه غم و غصه‏ای می‏خورند؛و چگونه با خوشحالی فرزند، مادر هیجان زده می‏شود و سر از پا نمی‏شناسد و پدر از گوشه‏های چشم اشگ شوق می‏ریزد! به خاطر فرزندشان، غم و غصه‏های جانکاهی را تحمل می‏کنند و عشق و شوق درونی خود را بروز می‏دهند هر آینه به حال مادری که پاره تن اوست دلسوزی می‏کرد و برای پدر پیرش که به جان و دل دوستش داشت می‏گریست و به جای بد اخلاقی به آنها محبت می‏کرد و پاداش آنان را از خلق و خوی گوارایش می‏داد...»
براستی چقدر انسان از ادای حقوق مادرش ناتوان است! و اگر تمام خدمات و خوبیها را به او تقدیم کند باز هم چیزی از آن همه حقوق بی‏شمار مادر را ادا نکرده است.

پی نوشت ها:
[1] معجم البلدان: 4 / 3.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir